نشستهای «سینما رو به آینده» یک مجموعه از گفتگوها به شمار میرود که در مدت چهار روز، از تاریخ 17 تا 20 تیرماه، به همت سازمان سینمایی سوره و با مدیریت امیر قادری، منتقد و کارشناس سینما، در پردیس سینمایی آزادی برگزار گردید. این گردهماییها با خاتمه آخرین نشست و حضور چهرههایی چون سعید رجبی فروتن، سید ضیاء هاشمی، بهروز افخمی و سجاد نوروزی به پایان رسید.
، در طی این نشستها، گروهی از کارشناسان، تهیهکنندگان و فعالان این حوزه با دیدگاهها و فعالیتهای مختلف دعوت شدند تا درباره امیدها و چالشهای سینمای ایران در سایه تغییر دولت بحث و تبادلنظر نمایند.
شایان ذکر است که سال گذشته، این نشست با موضوع بررسی تجارب و شیوههای مدیریتی سینمای ایران در دهه ۶۰ برگزار شده بود.
مدیریت یا مصادره سینما
نگرانیهای کارشناسان بیانگر این است که با تغییر دولت، افرادی از گروههای مختلف سیاسی ممکن است برای تصاحب سمتهای کلیدی وارد عرصه شوند، و چنین وضعیتی میتواند به منبعی برای نگرانی در میان فعالان سینما تبدیل گردد، چرا که مدیران ممکن است با سلایق و رویکردهای متفاوت، سینما را به مدت چهار سال تحت مدیریت خود قرار دهند.
راههای نرفته
سعید رجبی فروتن، کارشناس فرهنگی و معاون پیشین ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی، با اشاره به ضرورت برگزاری چنین نشستهایی، خواستار توجه دولت و مدیران جدید به اقداماتی شد که در گذشته یا به درستی انجام نشدهاند و بر لزوم پیمایش راههای نرفته تأکید کرد تا به بیراهه نروند.
تعامل دولت و صنوف سینمایی
فروتن اصلاح تعامل دولت، سازمان سینمایی و صنوف سینمایی را از جمله موارد ضروری در دولت جدید دانست. او ادامه داد که این ارتباط باید به روشی نظاممند تبدیل شود و نباید بسته به سلیقههای شخصی باشد. به نظر میرسد در سالهای اخیر، ارتباط دولت و رؤسای سازمان سینمایی با صنوف خانه سینما نوسانهایی داشته و نیاز است تا این نوع تعاملات به شکلی پایدارتر و شفافتر تعریف گردد.
فرهنگ کار صنفی
فروتن با اشاره به یکی از چالشهای اصلی میان دولت، اصناف و سازمان سینمایی، به ضرورت قانونگذاری شفاف و شناخت وظایف و تعاملات متقابل تأکید کرد و بیان داشت: ارتباطات در این راستا به فرهنگ کار صنفی در کشور ختم میشود. به نظر میرسد نمایندگانی که در نشستهای دولتی شرکت میکنند، قادر به قانع کردن اعضای خود نیستند یا در موقعیتی قرار دارند که نمیتوانند اعتماد لازم را بین اعضا ایجاد کنند. این وضعیت به سوءتفاهماتی منجر میشود و در افکار عمومی ممکن است به گونهای جلوهگر شود که صنفی خاص با مصوبه دولت در تضاد است. لذا این روابط نیازمند نگاه آسیبشناسانه و بازنگری است. یکی از پیشنهادات من این است که تهیه پیشنویس اولیه به خود صنوف واگذار شود و در مواقع لزوم، نظرات خود را با دولت درمیان بگذارند.
ما در تقاطع انتخاب قرار داریم
در بخش دیگری از نشست، سجاد نوروزی مدیر پردیس سینمای آزادی با اشاره به وضعیت پیشرو گفت: ما در دو راهی قرار داریم؛ یا رشد و توسعهیافتگی یا ادامه وضعیت کنونی. اگر راه توسعه و سینمای حرفهای را برگزینیم که هم از منظر فرم و هم از نظر سازوکار با معیارهای جهانی هماهنگ است، پرسشهای ما متنوعتر خواهد شد. اما اگر به وضعیت کنونی ادامه دهیم، بخش مهمی از افراد به سود مهمی دست خواهند یافت. در این مرحله لازم است سوالاتی درباره شورای صنفی و آییننامه اکران در یک سینمای حرفهای مطرح کنیم. با فرض اینکه ما به دولتی با اختیارات نامحدود دسترسی داریم، باید با پرسشهای کلیدی و چراییهای بنیادین مواجه شویم. به نظر میرسد تاسیس نهادهایی که شاید حتی با ظاهری صنفی فعالیت کنند، خود نیاز به بررسی و دقت نظر دارد.
کمپانیهای دارای شناسنامه
نوروزی در خصوص پروانه ساخت ابتدا اشاره کرد: به نظرم قابلیت حفظ پروانه ساخت وجود دارد و میتوان به کمپانیهای دارای شناسنامه مجوز اعطا کرد. در این حالت، مسائل مربوط به پخش و اکران نیز روشن خواهد شد. طبق قانون اساسی، آیا میتوانیم بگوییم چگونه باید خرید و فروش کرد؟، کی باید خرید کرد؟ و به چه کسی باید فروخت؟
سیدضیا هاشمی، تهیهکننده و عضو شورای صدور پروانه ساخت، در واکنش به نظرات سجاد نوروزی بیان کرد: روحیه ی ایرانیها با ساختار کمپانیها سازگاری ندارد و ما به طور فردی عمل میکنیم. وضع بعد از انقلاب نیز بدتر شده و اکنون کمپانیها به شیوهای دولتی و فاجعهآمیز اداره میشوند. در واقع، تمرکز بر دریافت حمایتهای مالی بیشتر از انجام کارهای مؤثر برای جامعه شده است. من بر این باورم که فیلمسازی به شکل چریکی و فردی وجود دارد، نه از طریق کمپانیها.
سینما بهعنوان یک پدیده معنوی با چالشهای ضد معنوی
سجاد نوروزی در ادامه این بحث آهسته گفت: در ترکیه ستارهای مشهور به نام ماهسون وجود دارد که پس از کنار گذاشتن خوانندگی، به سمت کارگردانی رفته است. زمانی که به دنیای موسیقی بازگشت، فیلم او نیز به اکران درآمد. این واقعه با دوران کرونا همزمان شد و سینماها در ترکیه بسته بود. او به دلیل احترام به سالنهای سینما، اکران فیلمش را به زمانی بهتر موکول کرد، چرا که اعتقاد دارد جای فیلم سینمایی بر روی پرده سینماست نه پلتفرمهای آنلاین.
وی افزود: موضوع توسعهیافتگی در این زمینه مطرح میشود. اکنون ما صحنه نبردهایی جدی داریم بر سر این که کدام فیلمها زمینه اکران در ایام عید را پیدا کنند. متاسفانه باید بگویم که قواعد در صنف هایی مثل کلهپزیها و کبابیها به مراتب واضحتر معین شده است. نحوه خرید و فروش، اینجا کاملا قاعدهمندتر است. بدین سبب، ما از ابتدا فرهنگ سینما را به عنوان یک صنعت تعریف نکردهایم. در عین حال، به عنوان سینماگران، ما به این علم در قالب یک موضوع معنوی نگاه میکنیم و این در حالی است که برخوردهای ما گاه با این دیدگاه منافات دارد.
مخاطب، حلقه گمشده سینما
نوروزی به این نکته اشاره کرد که در سینمای ایران، همه چیز مهم است.
پایان نامه فوریت بر روی مخاطب در درجه پایینتری قرار دارد؛ حتی برای فیلمسازان، چون در سطح اول اصولاً به موضوع مخاطب توجهی نمیشود. این بیاحترامی سیستمیک نسبت به مخاطب موجب شده است که تعداد بلیتهای فروخته شده از 180 میلیون به 16 میلیون کاهش یابد. با وجود رشد سامانههای وی او دی، لکن ما نزول سینما را به معنای خاص خود بیش از سایر نقاط دنیا شاهدیم و این به واسطه نگرش منفی و بیاحترامی به مخاطب در سینما است.
سینما و هوش مصنوعی
هوش مصنوعی به کارکردی است که هم به عنوان تهدید و هم به عنوان امید برای سینما به شمار میآید؛ هوش مصنوعی میتواند فرآیند فیلمسازی را تنها به مرحله مونتاژ محدود سازد. این تکنولوژی پتانسیلهای شگفتانگیزی برای سینما ایجاد کرده است، اما به اعتقاد من در سینمای ایران، این فناوری میتواند فرصتهایی را برای سینماگران به وجود آورد. علت اصلی اینکه پروانه ساخت دیگر در اولویت قرار ندارد این است که امروزه هر کسی میتواند با یک گوشی تلفن همراه فیلم بسازد و با هوش مصنوعی، حتی در منزل هم آثاری را خلق کند بدون آنکه نیاز به فیلمبرداری باشد.
بزرگترین امید و تهدید برای سینمای ایران
بهروز افخمی، کارگردان و تهیهکننده سینما با اشاره به تغییرات جدید گفت: جوانانی که پیش از این برای یافتن جایگاهی در میان پیشکسوتان سینما تلاش میکردند، اکنون میتوانند با خرید یک تجهیزات پیشرفته، فیلم بسازند. به عقیده من، ایرانیها در حوزه هنر به مراتب خلاقتر از سایر ملل هستند. ایرانیان درواقع بر دریایی از داستان و شعر زندگی میکنند اما خود از آن آگاهی ندارند. به اعتقاد من، از هر 100 نفر که علاقه به فیلمسازی دارند، تنها 10 نفرشان با آثار ادبی چون سمک عیار یا شاهنامه آشنا نیستند. از سوی دیگر، ایرانیها دارای استعداد قابل توجهی در داستانسرایی هستند. وظیفه هوش مصنوعی این است که کارهای تکراری و الگوریتمپذیر را انجام دهد، و انسانها مسئول کارهای خلاقانه خواهند بود.
تفکرات کهنه، خطر جدی برای آینده سینما
سیدضیا هاشمی نیز در ادامه گفت: در حال حاضر، تهدیدها بیشتر در شکل اجرایی خود مشهود است؛ یعنی برخی از اشخاص سینما با باورهای کهنه و سنتی در حال فعالیت هستند و این میتواند آینده سینما را به خطر بیاندازد. همان افرادی که میخواهند در تولید سود کنند و دیگران را حذف نمایند، بار دیگر در پی تکرار این تفکرات هستند. همچنین هوش مصنوعی میتواند به شیوه قابل توجهی به ارتقای نیروهای سینمایی کمک کند. اکنون ما در زمینه فیلمنامه با ضعف مواجهایم و هوش مصنوعی میتواند در این حوزه بسیار کمککننده باشد. تهدید جدیتری نیز در سینما وجود دارد و آن این است که عدهای محدود در دولت جدید بر صنوف سینمایی تسلط یابند. رئیس سازمان سینمایی میتواند با تعیین اساسنامهای، از وقوع چنین امری جلوگیری کند. سالهاست که حتی جشنهای بزرگ سینمای ایران نیز برپا نمیشود و این نشاندهنده بیتفاوتی نسبت به سینما است. اگر صنف احیا نشود، هیچ تغییر نخواهد افتاد.
سینما و شکاف بین دولت و ملت
در پایان این بحث، رجبی فروتن با نگرانی از مشارکت در انتخابات ریاستجمهوری و تأثیر سینما بر جامعه گفت: من میخواهم مسئله را از دید اجتماعی بررسی کنم نه سیاسی. نگران هستم که سینمای ما تحت تأثیر فاصله بین دولت و ملت قرار گیرد. به وضوح باید گفت که ما در جامعهای با گروهی دیگر از مردم مواجه هستیم که هیچ اشتیاقی برای مشارکت در تصمیمهای سیاسی ندارند. باید به این موضوع توجه کرد که سینما چگونه میتواند در میان این جمعیت انبوه، نقشی مؤثر ایفا کند. آیا سینما میتواند به سختی اطمینان بخش باشد که در میان این خاموشی میتواند هیجانی ایجاد کند یا خیر؟ به نظر من، اگر اجازه دهند تولید آثار اجتماعی در سینما تقویت و تولید شود، ممکن است زمینه و بستر آشتی ملی در کشور بزرگ ایران فراهم گردد.
