“`html
به اعتقاد اعضای جامعه پزشکی، افزایش تعرفههای پزشکی بین ۴۰ تا ۴۵ درصد یک ضرورت است که باید بهدست خود پزشکان و با درک صحیح از شرایط اجتماعی و اقتصادی اتخاذ گردد، اما در این میان، دولت در جایگاه بالاتری قرار دارد. دولت تلاش میکند تا خدمات پزشکی را تنظیم و مدیریت کند، اما بحرانهای اقتصادی همواره شرایط را برای پزشک و بیماران پیچیدهتر کرده است.
حسین کرمانپور، یکی از پزشکان، در گفتوگو با «انتخاب» درباره ضرورت افزایش تعرفهها اظهار داشت: در سطح جهانی، دولتها یا از طریق نظارت بر قیمتگذاری فعالیت میکنند یا بهطور مستقیم قیمتها را تعیین مینمایند. در شرایطی که قیمتگذاری در دست اصناف باشد، دولت به نظارت میپردازد و در صورت افزایش قیمت، موانع احتمالی را رفع میکند. در اقتصادهای دولتی، این وظیفه به عهده دولت است. ما به دسته دوم تعلق داریم و نظام درمانی کشور در گذشته بر اساس اصول اقتصاد آزاد عمل میکرد، اما از ۱۲ سال پیش، وظیفه قیمتگذاری از دست صنف خارج شد. دولت با در نظر گرفتن صنعت بیمه که در وضعیت بحرانی به سر میبرد، در واقع با فروشنده معاملهای نامطلوب انجام میدهد. اگر این شورا به شیوه سابق بازگردد، به خواستههای جامعه پزشکی نزدیکتر خواهیم شد. در حال حاضر، صنف پزشکی هیچ تاثیری بر قیمتگذاری ندارد.
او همچنین توضیح داد: حوزه درمان یکی از معدود مشاغلی است که درآمد آن به ریال است، در حالی که هزینهها به دلار محاسبه میشود. ما ویزیت و تعرفهها را به ریال دریافت میکنیم، اما آزمایشها و تجهیزات پزشکی با دلار خریداری میشوند. اگر قرار باشد حقوق من و شما به ریال سرمایهگذاری شود، به راحتی انجام میگیرد. به عنوان مثال، شما روی کالایی که به ریال قیمتگذاری شده، سرمایهگذاری نخواهید کرد، در حالی که مردم تمایل دارند روی طلا سرمایهگذاری کنند؛ زیرا ارتباطی با دلار دارد. این چالش همچنین در عرصه درمان به وجود آمده است؛ ما خدمات را به صورت ریالی ارائه میدهیم، اما خرید تجهیزات وابسته به دلار است.
وی در ادامه درباره وضعیت اقتصادی پزشکان عمومی گفت: پزشک عمومی در دو مدل کار میکند؛ یا در مطب شخصی خود مشغول به فعالیت است یا بهعنوان کارمند در بیمارستان یا کلینیکها تحت نظارت دولت مشغول به کار است. در این حالت، بر اساس تعرفهها، درآمد به ایشان پرداخت میشود. در حال حاضر، تعرفه ویزیت دولتی ۹ هزار تومان است که با بیمه به ۵۰ تومان میرسد و بیمه نیز پرداختهای خود را با تأخیر هشتماهه انجام میدهد. بر این اساس، هیچ پزشکی نمیتواند با این درآمد، زندگی خود را تأمین کند. اگر من مطب شخصی داشته باشم، تمام درآمد من مربوط به حق ویزیت است، در حالی که در سیستم دولتی بخشهایی از آن مربوط به حقوق پزشک میباشد. ۹۰ درصد پزشکان ما امروز در مطبهای اجارهای کار میکنند و باید هزینههایی چون اجاره، دستمزد منشی، اینترنت و دیگر هزینهها را نیز در نظر بگیرند.
وی همچنین درباره مهاجرت پزشکان افزود: در بیمارستانها شاهد موج مهاجرت به خارج و همچنین مهاجرت معکوس نادرست هستیم. افرادی که با امید به تهران آمده بودند، اکنون از سه سال پیش به تدریج به زادگاههای خود باز میگردند. سال گذشته، این موج مهاجرت به طرز قابلتوجهی افزایش یافت و زندگی در تهران دیگر برای پزشکان توجیهی ندارد. در گذشته، یکی از سیاستهای مثبت دولت تشویق به مهاجرت معکوس بود، اما اکنون این مهاجرت به دلیل فشارهای زندگی و شرایط نامناسب اقتصادی صورت میگیرد که موجب ایجاد مشکلاتی در سیستمهای درمانی میشود. یکی از نکات مثبت جامعه پزشکی ما این است که پزشکان ایرانی در سطح جهانی شناخته شده و مورد احترام هستند. حتی مراجعین خارجی به کلینیکهایی که پزشکان ایرانی دارند، معمولاً به سمت آنها جذب میشوند.
کرمانپور در خصوص انگیزههای تحصیل در رشته پزشکی با وجود چالشهای اقتصادی این رشته گفت: پزشکی به سه جهت مورد توجه قرار میگیرد. اول، علاقمندی خانوادهها به پزشک شدن فرزندانشان. دوم، رکود و مشکلاتی که اکثر مشاغل را فراگرفته است که نگرش مردم را به سمت پزشکی تغییر داده است، چرا که در صورت عدم استخدام در جاهای مختلف، پزشک میتواند برای خود کار کند. با تمام تنشهایی که متوجه جامعه پزشکی است، مردم همچنان به لحاظ روانی به پزشکان به عنوان افرادی معتبر نگاه میکنند و نظرات آنها را بر مبنای علوم پزشکی میپذیرند؛ از اینرو، اینکه دکتر شدن برای خانواده و مجامع اجتماعی دارای اهمیتی است غیرقابل انکار است. اما با این وجود، برخی گرایشهای پزشکی به ویژه در اورژانس و بیهوشی با کمبود دانشجو مواجه هستند.
کرمانپور در پایان خاطرنشان کرد: با همه این مباحث، نگرانی ما از افت کیفیت درمان بهدلیل تعرفههای موجود روز به روز افزایش مییابد. من به عنوان پزشک باید بیمار را برای بیست دقیقه ملاقات کنم، اما اکنون این زمان به دو دقیقه تقلیل یافته و تجهیزات مورد نیاز نیز به دلار خریداری میشوند.
“`
