در صبح روز جمعه نهم آذرماه سال ۱۴۰۳، صادق خرازی دبیرکل سابق و بنیانگذار حزب اصلاحطلب ندای ایرانیان در هشتمین کنگره سراسری این حزب که در مجموعه فرهنگی پیامبر اعظم (ص) برگزار شد، با اشاره به «موقعیت حساسی که کشور و جهان در آن قرار دارند»، گفت: “امروز با چالشهای بینالمللی گوناگونی نظیر بحران آب، آلودگی، فناوری، انرژی، رشد جمعیت، گرمایش جهانی، جنگ روسیه و اوکراین، مشکلات جدی در خاورمیانه، فعالیتهای جنگطلبانه رژیم صهیونیستی و مشکلات دیگر روبهرو هستیم که به ما هشدار میدهد باید دولت و ملت با آگاهی و تدبیر برای آینده ایران تصمیمگیری کنند.”
وی با تاکید بر این نکته که ایران قطعاً باقی خواهد ماند، افزود: “ایران کشوری است که از تمام بحرانها عبور میکند، اما شخصیتهای تأثیرگذار در دورانهای مختلف نقشی کلیدی در گذر از این بحرانها دارند.” او به دولتی که حدود دو دهه پیش با عقل و تدبیر کشور را از کانون بحران به هسته تصمیمگیریهای بینالمللی و منطقهای سوق داد اشاره کرد و افزود: “اما با ورود دولتی سرشار از کینه و نفرت و دروغ ممکن است ایران به دو نسل قبل خود بازگردد.” خرازی توضیح داد که نسبت به آقای احمدینژاد و دولتش عداوت ذاتی ندارد، ولی مسیری که دولت پس از آقای خاتمی در پیش گرفت سبب انحرافات جدی شد که به نوعی به ویرانی انجامید.
وی ادامه داد: “باید بیاموزیم که سیاست جستجو در پی انتقام نیست، بلکه آموختن زندگی جمعی و درک و تحمل متقابل است. اگر همدلی وجود داشته باشد، کشور ما به رشد خواهد رسید و ایران به اوج خود خواهد رسید.” خرازی همچنین گفت: “ایران نه تنها با بحران اقتصادی مواجه نیست، بلکه ثبات و حیات نیز ندارد.” او توضیح داد: “تعاريف و روشهای حاکم بر جهان میتوانند با منافع ملی ما همراستا باشند، اما این مدیران و افراد هستند که با گفتمانهای مختلف تردیدهایی را به وجود میآورند.” وی به ظهور شخصی در این سرزمین اشاره کرد که با شناخت جهان و بینش خود، سهمی در بینالملل دارد و نامش در عرصههای جهانی بهعنوان یک الگو ذکر میشود و راه توسعه ایران را هموار میکند.
او همچنین گفت: “آقای خاتمی دارای بینش خاصی بود و هیچگاه علیه خود یا کشورش قطعنامه صادر نمیکرد. او به تهدیدات و بحرانها آگاه بود و از این آگاهی برای ایجاد اتحاد داخلی و اجماع بینالمللی بهره میبرد.” اما پس از او دولتی احساسی و ناآگاه فعالیتهای سیاسی را تحتالشعاع قرار داد و در این راستا سیاست خارجی ایران دچار تنش شد و از تأثیرگذاری در بحرانهای جهانی ناامید ماند.
خرازی همچنین اظهار داشت: “من به این باور هستم که دولت بعد از آقای احمدینژاد نیز موفق عمل نکرده و همواره به دوستان خود در اصلاحطلبی گفتم که دولت آقای روحانی نه دولت اصلاحات بود و نه او شناخت درستی از وظایف دولت داشت.” او ادامه داد: “دولت میتوانست با ایجاد همدلی و اتحاد کشور را در مسیر درستی هدایت کند.”
موسس حزب اصلاحطلب ندای ایرانیان تصریح کرد: “امروز سرنوشت ما در دستان دولت آقای پزشکیان است و همه ما باید به عنوان یک گروه از این مرد شایسته، متعهد و اخلاقمدار با وجود تمامی اختلافات حمایت کنیم؛ شاید او باید کمی واقعیتها را بپذیرد و از تصورات فراتر از واقعیت به زمین بیاید.”
خرازی در ادامه بیان کرد: “ایران اکنون در کانون بحرانهای جهانی قرار دارد؛ اوکراین، اروپا، روسیه، خاورمیانه و مقاومت در دنیای اسلام، کشورهای همسایه و دیگر مناطق, به ما اجازه میدهند که نقشهای مثبت و منفی را ایفا کنیم.” او همچنین درباره چالشهای مربوط به طرح «اسنپ بک» که توسط غرب در توافق هستهای طراحی شده است، هشدار داد و افزود: “در سال آینده با برخی بحرانها مواجه خواهیم شد؛ در این راستا باید حمایتمان از دولت و ملت را حفظ کرده و اختلافات ناچیز را کنار بگذاریم تا ایران را تقویت کنیم.”
وی بر این نکته تأکید کرد که کشور ما دارای ثروت زیادی است و دولت بیش از چند هزار میلیارد دلار دارایی دارد. او اذعان داشت: “اگر مقدار کمی از این ثروت به خصوصیسازی و فعالیّت بیشتر اقتصاد اختصاص یابد، اقتصاد ایران میتواند از دیگر کشورها پیشی بگیرد.” او تصریح کرد که با وجود تحریمها و نابرابریها، با یک اراده و تصمیمگیری قاطع، در یک سال آینده اقتصاد کشور به موفقیت خواهد رسید.
خرازی افزود: “سیاست خارجی میتواند کلید تأمین اقتصادی باشد و امروز توسعه داخلی و اقتصادی بدون هموار کردن مسیر سیاست خارجی نمیتواند به نتیجه مطلوبی برسد.” او ادامه داد: “آن روزی که دیپلماسی بینالملل برای هم پیوند دادن اقتصاد و سیاست ملتها طراحی شد، مربوط به امروز بود؛ اگر ما بتوانیم در مسائل داخلی، بینالمللی و دوجانبه قوی عمل کنیم، مطمئناً میتوانیم از این بحرانها عبور کنیم.”
این فعال سیاسی اصلاحطلب در پایان با تأکید بر آنکه “باید برای فردا برنامهریزی کنیم و نه فقط برای امروز؛ پاسداری از هویت ملی و ارزشهای کشورمان را فراموش نکنیم”، بیان داشت: “آرمان ما ایجاد یک دولت ملی ندایی بود و اگر با همان نیّت پیش میرفتم وضعیت امروز ما متفاوت بود. متأسفانه که رفقا و رقبایی در عمل ناکام بودند. حال شما باید بتوانید با جامعه ارتباط برقرار کنید و هر ندایی با ۱۰ یا ۱۰۰ صدای دیگر پیوند بخورد و برای رفاه، توسعه و آبادانی کشور تلاش کند؛ صدای واقعی آن زمانی به گوش میرسد که انسان بگوید من برای دولت و ملت چه کردهام، نه اینکه چه کاری برای من انجام دادهاند.”
