“`html
براساس گزارشی از پارسینه و به نقل از دویچه وله، شرکتهای استارلینک، پالانتیر و مکسار به عنوان رهبران فناوریهای پیشرفته شناخته میشوند و در حال حاضر به ارتش اوکراین در مبارزه علیه روسیه یاری میرسانند. اما سوال اینجاست که فناوریهای نوین چه تأثیری بر سرنوشت این نبرد میگذارند؟ آیا استفاده ارتش اوکراین از فناوریهای این غولها به نفع آنهاست یا وجود خطراتی را به همراه دارد؟
جنگ اوکراین با دو وجه مشخص میشود. یکی قیام در جبهههای نبرد و دیگری جنگی که در آن، پهپادها، سامانههای ضدهوایی پیشرفته و خصوصاً یک شبکه وسیع ماهوارهای مطرح هستند. این شبکه ماهوارهای قادر است انبوهی از دادهها را در سطح جهانی منتقل کند.
فرانک زاوئر، استاد دانشگاه ارتش آلمان در مونیخ، این نبرد را به عنوان جنگی نسبتاً متعارف توصیف میکند و بیان میدارد که همچنان نهادهای قدیمی مانند توپخانه و آتشبار نقش دارند. او همچنین به حقیقتی اشاره میکند که فناوری پیشرفته به طور چشمگیری در این جنگ مؤثر است. این واقعیت که اوکراین در برابر تهاجم روسیه برای یک سال و نیم ایستادگی کرده، تنها به دلیل روحیه جنگی و تأمین مداوم سلاحهای متعارف نیست، بلکه به واسطه بکارگیری تکنولوژیهای نوین در میدان جنگ است.
چند روز پس از آغاز حمله روسیه به اوکراین، ایلان ماسک، کارآفرین برجسته و مبتکر در زمینه فناوری، با سامانه “استارلینک” خود به حفظ ارتباطات اوکراین کمک کرده است.
یک مقاله منتشر شده در نشریه ملی دفاع ایالات متحده، اوکراین را به عنوان آزمایشگاهی توصیف کرده که در آن، الگوی جنگهای آینده در حال شکلگیری است.
اثرات این فناوری را به راحتی میتوان در جنگ اوکراین مشاهده کرد. فاصله زمانی از شناسایی تا انهدام یک هدف با استفاده از تکنولوژی هدفگذاری به شکل قابل ملاحظهای کاهش یافته است. همچنین، زمان و نیروی انسانی لازم برای تحلیل دادهها نیز به طور محسوسی کاهش یافته است. این فناوری به طور خاص در حفاظت از نیروهای مسلح اوکراین بسیار مؤثر عمل میکند: یک کوادکوپتر دوربیندار به قیمت چند صد یورو قابل تهیه است و میتواند وظایفی را انجام دهد که یک نیروی شناسایی معمولی به سختی از پس آن برمیآید.
از سوی دیگر، نتایج نظرسنجیهای انجام شده توسط شرکت آیبیام (IBM) نشان میدهد که با توجه به گسترش ابزارهای هوش مصنوعی، دنیای مشاغل حتی نسبت به شش ماه پیش نیز با تغییرات عمدهای روبرو بوده است.
خروجی این آسان تحقیق، که بر اساس دو نظرسنجی از ۳۰۰۰ مدیر ارشد در ۲۸ کشور و همچنین ۲۱۰۰۰ کارمند در ۲۲ کشور مختلف به دست آمده، به وضوح نشان میدهد که هوش مصنوعی قطعاً به تغییر محیط کار و ارکان نیروی کار منجر میشود، اما این تغییرات لزوماً به نفع افراد نیست.
برآوردهای مدیران شرکتکننده در این نظرسنجیها نشان میدهد که ۴۰ درصد کارکنان زیر نظر آنها باید در سه سال آینده آموزشهای جدیدی را پشت سر بگذارند.
بر اساس آمار بانک جهانی، تعداد کل شاغلان در سطح جهانی به ۳٫۴ میلیارد نفر میرسد. به عبارتی دیگر، بالغ بر ۱٫۴ میلیارد نفر در جهان نیاز به یادگیری مهارتهای شغلی جدید خواهند داشت.
باتوجه به آمارها، ۸۷ درصد مدیران بر این باورند که هوش مصنوعی به جای آنکه مشاغل انسانی را حذف کند، آنها را تقویت خواهد کرد.
تحقیقات نشان دادهاند که کارکنان در حوزه فناوری که مهارتهای خود را بر اساس تغییرات اخیر به روز کردهاند، به طور میانگین ۱۵ درصد افزایش درآمد داشتهاند.
شاغلانی که تمرکزشان بر هوش مصنوعی معطوف شده نیز رشد درآمدی ۳۶ درصدی را نسبت به همتایان خود تجربه کردهاند.
آیبیام در گزارشی تأکید کرده است: «هوش مصنوعی به جایگزینی افراد منجر نمیشود، بلکه منجر به جاگزینی افراد استفادهکننده از هوش مصنوعی میگردد در مقابل افرادی که از آن غافلاند».
تغییرات جدید در مهارتها، تخصصهای فنی در زمینه علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) را که قبلاً در مشاغل برتری داشتند، بیش از پیش تحت تأثیر قرار داده است.
دلیل این تغییر، ظهور ابزارهایی مانند «چت جیپیتی» است که به کارمندان اجازه میدهد با دانش کمتر وظایف بیشتری را انجام دهند.
علاوه بر این، ظهور عصر هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۳، مهارتهایی چون مدیریت زمان، ارتباط مؤثر و سازگاری با تغییرات را به عنوان مهمترین مهارتهای مورد نیاز در بازار کار معین کرده است.
“`
