ایسنا/ایلام شهید مرتضی سادهمیری، یکی از فرماندهان گردان لشکر ۱۱ امیرالمومنین در ایلام، خاطرات جبههای خود را در زمان جنگ به رشته تحریر درآورده که این یادداشتها به شکل دو جلد کتاب منتشر شده است.
مرتضی در عملیاتهای والجر ۵، والجر ۹، کربلای یک، نصر ۴، نصر ۸، و والجر ۱۰ شرکت داشت و در این عملیاتها مسئولیتهای فرماندهی گروهان، جانشینی فرمانده گردان و همچنین فرماندهی گردان را به عهده گرفت. هر از چندگاهی در میدان نبرد هدف تیر و ترکش دشمن قرار میگرفت و مجروح میشد، اما این جراحات نتوانست او را از جبهه دور سازد و او همیشه در خط مقدم باقی ماند.
قدرت سادهمیری، برادر شهید، درباره او میگوید: برادر دیگرم علی رضا ساده میری که مسئول جهاد سازندگی مهران بود، چند سال پیش در جاده تهران به دست ضد انقلاب شهید شد. احتمالاً همین مسأله باعث شد مرتضی پس از شهادت برادرش با دل و جان به سپاه بپیوندد و از مشغلههای روزمره خود فاصله بگیرد.
مرتضی به خاطر اینکه در زمان جنگ کمتر از مرخصی استفاده میکرد، به خاصیت «هَلتی» در میان همرزمانش مشهور بود و بیشتر وقت خود را در جبهه و در کنار هلتهای مهران و دهلران سپری میکرد.
در زبان محلی، «هَلت» به معنای دشت و بیابان است.
این شهید با شجاعت، خاطرات جنگ خود را در دو دفتر یادداشت کرده که در حال حاضر در گنجینه شهدا در تهران نگهداری میشود.
بر اساس این یادداشتها، دو جلد کتاب تألیف شده است؛ یکی از این کتابها با عنوان «هَلتی» به کوشش یکی از پژوهشگران دفاع مقدس در سال ۱۳۷۹ تدوین و به چاپ رسیده، و دیگری با عنوان «هَلتها نام تو را میخوانند» به قلم «محمدرضا بایرامی» تألیف و منتشر شده است.
یک ماه قبل از شهادتش، مرتضی به خانه میآید و به خانوادهاش میگوید: «این آخرین باری است که شما را میبینم، من شهید خواهم شد.»
همرزمان او خاطرنشان میکنند که در روزهای پایانی، حالاتی روحی خاص داشت و دوستانش مانند غیوریزاده، ملاحی، بسطامی، ولیالله عباسی و دیگران قبلاً به شهادت رسیده بودند و او را تنها گذاشته بودند. او همیشه آرزوی شهادت را در دل داشت و در نهایت به این آرزو رسید.
