تقریباً سه ماه از زمانی که مسعود پزشکیان هویت دولت خود را به معرض نمایش گذاشت، میگذرد و ترکیب وزارتخانهها به تدریج در حال شکلگیری است و گزینهها یکی پس از دیگری معرفی میشود. با این حال، جالب توجه این است که برخی از انتخابها به حدی غیرمعمول به نظر میرسند که حتی حامیان پزشکیان نیز به انتقاد از آن پرداخته و به رئیسجمهور یادآور شدهاند که این افراد نمیتوانند دولت او را به اهداف مطلوب هدایت کنند.
محدوده این انتقادات به طور فزایندهای گسترش یافته و تنها مختص یک گروه خاص نیست. فراتر از اصولگرایان تندرو که مدتی است تمام تمرکز خود را بر روی محمدجواد ظریف گذاشته و تمامی تلاشهای خود را برای حذف او به کار گرفتهاند، انتقادات از سوی دیگر بخشها نیز مطرح میشود. در سمت دیگر، اصلاحطلبان به عنوان یک جریان اپوزیسیون، منتقدین سرسختی هستند. برای نمونه، غلامحسین کرباسچی، دبیرکل پیشین حزب کارگزاران در مصاحبهای که روز گذشته با خبرآنلاین داشت، بیان کرد:
«من تمایلی به نقد دولت در این زمان ندارم. دولت با مشکلات زیادی مواجه است. میراثی که از گذشته بر دوش دولت قرار دارد، آن را در وضعیت ناپایداری قرار داده است. اما با این حال نمیتوانم از کلمه «اشتباه» برای توصیف عملکرد دولت صرفنظر کنم. دولت در انتخابهای خود اشتباهاتی مرتکب شده است. هم انتصاب وزیر کشور و هم گزینش استانداران و معاونان به نظر اشتباه میآید. من مطمئنم که دولت در آینده از این تصمیمات پشیمان خواهد شد.» در ادامه، آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات، به انتقاد از گزینههای پیشنهادی برای وزارت پرداخت و گفت: «ترکیب معرفیشده به شدت با انتظارات و نیازهای ما فاصله دارد و به همین دلیل، روز گذشته در نامهای به رئیسجمهور نگرانیهای خود را در این رابطه مطرح کردیم.»
در سوی دیگر، اصولگرایان نیز دیدگاهی مشابه دارند. به عنوان مثال، محمدرضا باهنر، دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین، در مصاحبهای اخیر با جماران، بیان کرد: «در نهایت، ایشان نیروهای خود را چیدهاند؛ ممکن است در این مسیر برخی اشتباهات تاکتیکی هم مرتکب شده باشند. مثلاً آقای پزشکیان به هنگام تشکیل کابینه، طیف وسیعی از گزینهها را مطرح کرد و روز آخر برای هر وزارتخانه چندین نفر را در نظر گرفته بود.» همچنین، نهضت آزادی، یکی از قدیمیترین احزاب سیاسی جمهوری اسلامی، به نوع خودش نسبت به وضعیت موجود انتقاداتی را مطرح کرده است؛ به بیان محمدحسین بنیاسدی، دبیرکل نهضت آزادی، در سخنرانی اخیرش: «اینکه افرادی چون آقای پزشکیان ادعا میکنند در جستجوی وفاق هستند، گویی تصوری از این دارند که وفاق یک واقعه است.
برای مثال، فردا به راحتی میتوانند اعلام کنند که وفاق برقرار شده یا اگر دو نفر از هر جناح سیاسی به هیئت دولت افزوده شوند، میتوان آن را به عنوان وفاق تلقی کرد. در حالی که وفاق پدیدهای نیست که یک روز به وقوع بپیوندد، بلکه فرایندی است که با گفتگو و مصالحه ملی در طول زمان شکل میگیرد.» به هر حال، انتصابهای صورتگرفته با واکنشهای زیادی روبهرو شده و مسعود پزشکیان در جلوی دید بسیاری قرار گرفته است و کار دشواری را در پیش دارد؛ بایستی دید آیا واژه «وفاق ملی» میتواند با شیوهای که در حال پیگیری است به هدف نهایی خود برسد و تحولی در وضعیت به وجود آورد یا فقط دستاوردی برای راضی نگهداشتن برخی ذینفعان خواهد بود. در ادامه، هممیهن نظرات چهرههای متفاوت سیاسی از جریانات مختلف را مورد بررسی قرار داده است که در ادامه میخوانید:
نادر قاضیپور، نماینده ادوار مجلس: پزشکیان دوستانش را فدای دیگران کرد
در پاسخ به انتقادات از بازندگان انتخابات ریاستجمهوری نسبت به وفاق ملی باید پرسید که استاندار محترم یزد به کدام جناح تعلق دارد؟ معاون وزیر امور خارجه از کدام طیف است؟ با بررسی انتصابات، روشن میشود که آقای پزشکیان به برقراری وفاق ملی پرداخته است. در برخی وزارتخانهها بسیاری از مدیران دولت آقای رئیسی نیز همچنان در دولت پزشکیان مشغول به کار هستند. البته باید توجه داشت که تعدادی از افرادی که با مشکلاتی در مورد فتنه ۸۸ و ۱۴۰۱ مواجهاند، نیز به پستهای دولتی دست یافتهاند که ما خود نیز مخالف آنها هستیم.
سوالی که مطرح میشود این است که آیا اگر سعید جلیلی به ریاستجمهوری انتخاب میشد، آیا ممکن بود به رقبایش پست استانداری و معاونت بدهد؟ باید شایستگیهای پزشکیان را مورد توجه قرار داد؛ او دوستان و حامیان خود را فدای اصولگرایان و جبهه پایداری و وفاق ملی کرد، به طوری که حتی در داخل ستاد او، برخی از افرادی که فعالیت داشتند، اکنون ناراضی هستند. کسانی که تا آخرین ساعات برای سعید جلیلی فعالیت میکردند، ناگهان تبدیل به همکاریهای جدید شده و پستهای حساس را بهدست آوردند و حالا هم شاکی هستند. دولت باید در ادامه مسیر بر شایستهسالاری تاکید کند و بر این اساس تنها ۱۰ درصد از فضا را به جناحبازی اختصاص دهد و ۹۰ درصد را به شایستهسالاری اختصاص دهد. در عرصه اقتصادی، باید امور به دست افراد توانمند سپرده شود.
نمیتوان انتظار داشت که یک فرد سیاسی در یک مجموعه اقتصادی قرار گیرد و انتظار موفقیت از آن داشت. دولت باید فضای کار را برای بخش خصوصی فراهم کند و تنها به نظارت بپردازد. وظیفه دولت حفظ سرمایه ملت است و فراهم آوردن آموزش و درمان رایگان برای همگان؛ و در نهایت، از آنجایی که ایران اسلامی متشکل از اقوام، مذاهب و لهجههای مختلف است، باید به تمامی این اقوام و مذاهب توجه شود. کشور بزرگ ایران شامل ترکمنها، بلوچها، ترکها، عربها و لُرهاست و همه باید مورد احترام واقع شوند.
غلامعلی جعفرزادهایمنآبادی، عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه: به دشمنان تابلو دار مقام ندهید
در این سرزمین، هرگاه یک جناح به پیروزی میرسید، نیروهای خود را از همان جناح انتخاب میکرد و پتانسیلهای دیگر جناحها اغلب نادیده گرفته میشد. از این منظر، مفهوم وفاق ملی که توسط مسعود پزشکیان مطرح شده، نویدبخش است. باید در نظر داشت پزشکیان در شرایط خاصی دولت را تحویل گرفت. پیش از این، دولتی در حال فعالیت بود که عملاً اقدامی موثر برای کشور انجام نداده بود. از لحاظ شرایط بینالمللی نیز اگرچه در دوران ریاستجمهوری پزشکیان جنگ جهانی سوم آغاز نشده، اما شرایطی به مراتب دشوار قابل مشاهده است. من نیز انتقادات خاصی نسبت به وضعیت وفاق ملی داشتهام.
نکته مهم این است که باید شرایط آقای پزشکیان را درک کرد. وجود هستههای مختلف حکومتی باعث میشود که نیاز به تعاملات و مصالحههای مختلف باشد و از این جهت، آقای پزشکیان ممکن است در جاهایی مجبور به اتخاذ نرمشهایی شود تا بتواند در مراحل دیگر پیشرفت کار خود را ادامه دهد. برای مثال، اگر ما میخواهیم دکتر ظفرقندی به عنوان وزیر بهداشت و سیدعباس عراقچی به عنوان وزیر خارجه انتخاب شوند، نیاز است که چند وزارتخانه دیگر را نیز به افراد دیگر بدهیم؛ اما اینکه این تصمیم درست یا نادرست است، با گذشت زمان مشخص خواهد شد. در واقع، هدف آقای پزشکیان استفاده از ظرفیتهای موجود کشور است و اشکالی در این معنا وجود ندارد. به مخالفین هم میتوان عرصهای داده شود، اما نباید به دشمنان شناختهشده مقام داده شود. تنها آرزوی من در انتصابات این است که افرادی که مسئولیت گرفتهاند، در فرآیند تصمیمات خود به آقای پزشکیان خیانت نکنند.
افرادی که با عناوین گوناگون وارد تیم دولت شدهاند، اگر از گفتمان آقای پزشکیان حمایت نکنند، هیچ اصلی ندارند که در آن موقع در پست خود بمانند. حالا که پزشکیان با کمال بزرگواری در را برای همه باز کرده، نباید خیانت کنند. دولت باید به راستیآزمایی افرادی که پست گرفتهاند بپردازد و بیابد که آیا واقعاً از گفتمان آقای پزشکیان تبعیت میکنند یا نه. من از وزارتی آگاه هستم که وزیر آن در تیم آقای پزشکیان نبود و در حال به وجود آوردن تیمی علیه پزشکیان در وزارتخانه است.
چنین رفتارهایی نشان از خیانت و جنایت دارد. مخالفین که وارد میدان میشوند قادر به پیشبرد گفتمان پزشکیان نمیشوند و به همین دلیل نارضایتی ایجاد میشود. آقای پزشکیان باید به این نتیجه برسد که برخی از افرادی که پست گرفتهاند، انتقادات خود را از او داشتهاند و اینکه بگوییم مشکلی با این مساله نداریم، نادرست است، زیرا این افراد در واقع دشمنان پزشکیان بودند و قطعاً پذیرای او نخواهند بود. من از آقای پزشکیان درخواست میکنم که روی آنهایی که به مسیر مستقیم نمیآید نه تنها سرمایهگذاری نکند، بلکه به شدت روی آنها کنترل داشته باشد.
امیر واعظآشتیانی، عضو شورای مرکزی جمعیت انقلاب اسلامی: وفاق ملی نیاز به یک تعریف دارد
آنگونه که وفاق ملی منعکس میشود، نباید به سادگی تقسیم پست و مقام تلقی شود. وفاق به این معنا نیست که دولتی سهامی تشکیل گردد و هر جریان به سهم خود برسد. وفاق ملی که مورد خواست عموم مردم است، شایستهسالاری و انتخاب افراد کارآمد است. اگر در این کشور شایستهسالاری مورد توجه قرار گیرد و افرادی تاثیرگذار به مسئولیتها برسند، وفاق ملی محقق خواهد شد و اگر خواستههای اجتماعی به نتیجه برسد، نیز وضعیتی از وفاق ملی ایجاد خواهد شد. اینکه بگوییم این سهم برای این قومیت و آن سهم برای آن قومیت دیگر است، نمیتوان نام وفاق ملی را بر آن گذاشت، زیرا این نوع رویکردها پوپولیستی به نظر میرسد.
وقتی واژهای تحت عنوان وفاق ملی مطرح میشود، اما بدون تعریف باقی میماند، همینگونه انتقادات از طرف گروههای سیاسی به وقوع میپیوندد که در جستجوی سهم خود در این وفاق بیتعریف هستند. به نظر میرسد گروههای سیاسی در حال سوءاستفاده از مفهوم وفاق ملی و در جستجوی سهم بیشتری هستند.
در کشوری که احزاب توانمندی که میتوانند کادرهای سیاسی و مدیریتی را پرورش دهند، وجود نداشته باشند، اینگونه مسائل اجتناب ناپذیر خواهد بود. ای کاش آقای رئیسجمهور کمترین بار دیگر این مفهوم وفاق ملی را تعریف کند و بگوید که منظورش چیست. اگر دولت میخواهد کمتر آسیب ببیند، باید افرادی را به خدمت بگیرد که توانمندیهای دولت را تقویت کنند و با افزایش کارآمدی انتقادات نیز کاهش خواهد یافت.
اکنون چهار ماه از عمر دولت گذشته و در ثمردوره، زمان به سرعت سپری میشود. باید از این بگومگوها فراتر رفت. دولت باید از تولید مشکلات بپرهیزد و به اختلافات بیپرده فاصله بگذارد. اگر دولت میخواهد موفق باشد، باید از افرادی که حاشیه ایجاد میکنند دوری کند. یکی از مشکلاتی که حاضر است معضلی برای دولت باشد این است که در حال انتخاب افرادی هستند که مشکلات قانونی دارند و همین مسئله میتواند به آسیبپذیری دولت تبدیل شود.
سعید نورمحمدی، عضو شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان: روندی نگرانکننده است
وفاق ملی میتوان مهمترین و اصلیترین شعار انتخاباتی مسعود پزشکیان در ایام تبلیغات ریاستجمهوری به شمار آید. رئیسجمهور با بیان این واقعیت که ظرفیت یک جناح سیاسی به تنهایی برای غلبه بر مشکلات انباشته کشور کفایت ندارد، از وفاق ملی و همکاری در اداره کشور صحبت کرد.
این شعار بیانگر واقعیت مهمی در کشور بود؛ جریانات سیاسی نتوانستهاند به تنهایی حتی قسمتی از این مشکلات را مرتفع سازند. مردم در میانه رقابتهای سیاسی گواه نگرانی بودند، در حالی که وضعیت اقتصادی و اجتماعیشان روز به روز وخیمتر و تلختر میگشت. به همین دلیل، شعار وفاق ملی، در اداره کشور به کانون توجهات رقابتهای انتخاباتی تبدیل شد.
با گذشت زمان، به دلایل مختلف، به نظر میرسد وفاق ملی برخی از حامیان خود را از دست داده و حامیان سابق این شعار به منتقدین آن تبدیل شدهاند.
اصلیترین منتقدان جدید این شعار از درون حامیان مسعود پزشکیان میآیند. حامیانی که به این نتیجه رسیدهاند که وفاق ملی به ابزاری برای جریانات رقیب تبدیل شده تا بتوانند بسیاری از مدیران سابق و اصولگرا را در مقامات اجرایی و سیاسی خود تثبیت کنند. از نگاه آنها، شعار وفاق ملی دیگر به قصد حل مشکلات مردم پیگیری نمیشود و فقط توجیهی برای حذف اصلاحطلبان و به قدرت رساندن مخالفان رئیسجمهور در مسئولیتهای اصلی کشور است.
ادامه این روند نگرانکننده است که از یک سو رئیسجمهور و دولت، حامیان و طرفداران خود را از دست بدهند و از سوی دیگر، با افزایش شمار مخالفین دولت در پستهای اجرایی، این سهم از شعارها و برنامههای خود را عملی نکنند. دولتی احساس أق والتنس به پیامد آسیبهای حداکثری میرسد و در بهترین حالت امکان دارد از دور اول ریاستجمهوری فراتر نرود و در چهار سال آینده دولت را به رقبای خویش واگذار کند؛ روندی که با ادامه این وضعیت غیرقابل تصور نمیباشد.
چالش اصلی دولت در حال حاضر فقدان یک هسته قوی مدیریتی است. به نظر میرسد هیچگونه هماهنگی بین معاون اول، معاون اجرایی و رئیس دفتر رئیسجمهور که به عنوان نمایندگان کلیدی حامی رئیسجمهور به شمار میروند وجود ندارد. این میزان شکاف سبب شده است که وزیر کشور و بسیاری از وزرا حاضر به پذیرش گزینههای اجرایی از میان حامیان رئیسجمهور نباشند و بیشتر به دنبال حفظ موقعیت خود در پناه مجلس و نهادهای دیگر باشند تا اینکه به دنبال تحقق شعارهای دولت باشند. اگر در دولت محمود احمدینژاد، اسفندیار رحیممشایی و در دولت حسن روحانی، محمود واعظی با توانی بر انتصابات نظارت میکردند، به نظر میرسد در حال حاضر ارادهای در دولت پزشکیان وجود ندارد و گاهی حتی در مواردی که حامیان با آن مخالف هستند، انتخاباتی غیر قابل توجیه و غیرمنطقی در دولت صورت میگیرد.
رئیسجمهور که به شعار وفاق ملی متعهد است، نباید فراموش کند که بخش اساسی از افرادی که انتظار دارند در جریان وفاق ملی حضور داشته باشند، حامیان و طرفداران خودش هستند و با نادیده گرفتن و تحقیر حامیان دولت در برابر رقبایش، خودش را بیپناه و آسیبپذیری میکند؛ بنابراین ضروری است که هماهنگی نهایی با حق وتو میان معاون اول، معاون اجرایی، معاون راهبردی و رئیس دفتر رئیسجمهور برقرار شود که در صورت عدم توافق این چهار نفر، مانع از هر انتصابی شوند و در صورت سازش این چهار نفر بر روی یک نفر، حکم برای دیگران قطعی صادر شود.
مهدی عربصادق، معاون سیاسی سابق حزب موتلفه و فعال سیاسی اصولگرا: وفاق واقعی، وفاقی است که خواست مردم را منعکس کند
وفاق با گروههای اهل نفاق چیزی شبیه رویش گیاه بر سنگ است؛ تندروها به دنبال این هستند که تمام قدرت را به خود اختصاص دهند؛ آنها به شدت توتالیتر هستند و سعی میکنند در عرصه سیاسی کشور سلطهگری کنند. حاشیهسازیهای اخیر نیز از همین ریشه نشأت گرفته است، اصولگرایان در تلاش برای تقابل با اصلاحطلبان، خط را شکستهاند، اما اکنون همین گروه از اصولگرایان در چالش انشقاق قرار گرفتهاند و به جای تلاش برای ترمیم این شکاف، به واژگان جدیدی چون نواصولگرایی متوسل شدهاند؛ در حالی که در دیدگاه مردم، اصول به اصولگرایی قابل مشاهده نیست، نواصولگرایی چه مفهومی دارد؟
اکنون این افراد در مقابل وفاق ملی ایستادهاند؛ در چنین شرایطی، رئیسجمهور محترم باید رویکرد خود را بر اساس وفاقی که شامل مردم نیز میشود، تعریف کند و نهادهای طرفدار تندروها با خویش هیچ نسبتی نداشته باشد. زیرا هر چقدر آقای پزشکیان از وجوه مختلف عقبنشینی کند، آنها بیشتر در میان خواهند آمد و هیچ گونه حد و مرزی برای خود نمیشناسند. به نظر میرسد فراموش کردهاند که دایره وفاق در دولت رئیسی یک خانواده است و اکنون دنبال وزارت و صدارت در دولتی هستند که خود آن را از دست دادهاند. اصولگرایانی که به تندروها پناه میبرند، در حال حاضر دچار تشتت فکری و سیاسی هستند و اردوگاه آنها به سردرگمی و انشقاق سوق داده شدهاند.
از آقای پزشکیان میپرسم، چگونه میخواهید با کسانی که در بزنگاههای حساس کشور از مواضع همسوسازی با اسرائیل حمایت کردهاند و همواره در نقش ضد شعار مردم هستند، به وفاق برسید؟ مردم به تفکر محمدجواد ظریف و اصلاحطلبان رأی دادهاند. وفاق واقعی به معنی وفاق با آرای مردم است. به یاد داشته باشید، دولت رئیسی که به سر کار آمد، حتی به تغییر آبدارچیها هم پرداخت و افرادی را به مسئولیت رساند که هیچ سابقهای در عالم سیاست نداشتند و بر مبنای تصورات خود با یک میلیون تومان به امید ایجاد اشتغال پرداختند و وعده ساخت ۴ میلیون مسکن در ۴ سال را دادند و وعدههای دیگری داشتند، ولی تنها حدود یک درصد از آن تحقق یافت.
آیا میتوان با چنین افرادی به وفاق رسید؟ آقای پزشکیان نباید فراموش کنند که به هیچوجه به اصولگرایان بدهکار نیستند، بلکه جامعه در واقع طلبکار آنان است و باید به دنبال احقاق این طلب باشد، نه اینکه در برابر آنها عقب بنشیند. از نظر این اصولگرایان، مفهوم وفاق یعنی اینکه همه باید با ما باشند و ما بر همه حاکمیم.
حسین نقاشی، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت: سازشگران عرصه سیاست
اگر سیاست و فعالیت سیاسی را به عنوان تلاشی برای کسب قدرت و یا تاثیرگذاری بر آن تعریف کنیم، قطعاً ستیز و سازش بهموقع با قدرت حاکم یا عوامل اجتماعی و سیاسی آن از موثرترین روشهایی است که میتواند به تحقق اهداف سیاسی کمک کند. به این ترتیب، ستیز و سازش بهموقع میتواند ابزاری باشد برای دستیابی به اهداف سیاسی.
با این دیدگاه، میتوان نیروهای سیاسی را به دو دسته تقسیم کرد: گروه اول، افرادی هستند که در سیاستورزی خود، رویکردی ستیزهجویانه دارند و دنبال کسب قدرت از طریق ستیز هستند. این افراد معمولاً در دستههای انقلابی جای میگیرند. از سوی دیگر، گروههای سیاسی وجود دارند که روششان برای تاثیرگذاری بر قدرت صرفاً سازش است، به این معنا که بر این باورند کاهش فاصله خود با ستیز، آنها را به سوی سیاستورزی موثری سوق میدهد.
باید یادآور شد که موازنه قدرت در فضای سیاسی به گونهای است که امکان بسیج اجتماعی عینی یا حتی مجازی را نمیدهد و از همین رو، تنها گزینه پیشبرد سیاست، سازش با ذینفعان است؛ شاید از این طریق نیز موفق به تحقق برخی تغییرات عینی شویم. این رویکرد یک دیدگاه محافظهکارانه به تغییرات و مطالبات سیاسی و اجتماعی خواهد بود که در مقابل سیاست ستیز قرار دارد.
به گمانم این رویکرد دوم تحت عنوان «وفاق» یا «توافقگرایی» مطرح میشود. به همین ترتیب، افرادی که خود را مدعی وفاق و توافقگرایی میدانند، میتوان در دسته منتقدین محافظهکار قرار داد. آنچه در شش ماه گذشته از سوی حامیان دولت آقای پزشکیان و نیز توافقگرایان مطرح میشود، به نظر میرسد نشانگر تئوریسازی محافظهکارانه است که میگوید موازنه قوا وجود ندارد و میبایست از طریق سازش با قدرت مستقر، اندکی تغییرات صورت گیرد.
اما سیاست و فعالیت سیاسی یک جنبه دیگر هم دارد، و آن «ستیز و سازش بهموقع» است که میتوان به عنوان رویکرد سومی در نظر گرفت. یعنی در برابر ستیز دائمی و سازش بیقید و شرط، باید به ستیز و سازش بهموقع توجه داشته باشیم.
در واقع، برای اصلاحات بنیادین و موثر در سطوح مختلف (از لحاظ ساختارهای سیاسی و اداری کشور، قانونگذاری و کارگزاران سیاسی) باید رویکردی پیگیری شود که ستیز نرم و خشونتپرهیزانه در کنار سازش بهموقع برای دستیابی به منافع عمومی قرار گیرد.
به اختصار، در رویکرد «ستیز و سازش بهموقع»، این مفهوم عمیق سیاسی به معنای اصلاحطلبانه و دموکراسیخواهانه خود را روشن میسازد، که پیوندی با مفهوم «فشار از پایین و چانهزنی از بالا» شکل میدهد. در این رویکرد، ستیز دائمی و سازش دائمی که اهل وفاق به آن دست مییازند، معنای سیاست و سیاستورزی نیست.
با توجه به این نکات، آنچه از گفتمان دولت پزشکیان و تولید محتوای توافقگرایان برمیآید، بر همان سیاست محافظهکارانه تاکید دارد. به گمان من، پیچیدگیهای ساختاری حاکم بر سیاست و تصمیمگیریها در کشور فراتر از آن است که با این رویکرد بتوان تغییرات محسوس و ملموس را به وجود آورد و بخش بزرگی از ایرانیان به خاطر بیتوجهی به مطالباتشان، به صندوق رأی و انتخاب بیعلاقه خواهند بود.
منبع: روزنامه هم میهن
