گروهی از پژوهشگران در یک مطالعه بینالمللی به بررسی میزان هوشیاری نهانی بیمارانی پرداختهاند که به هر دلیلی به کما رفته و در عین حال دچار مرگ مغزی نشدهاند.
نتایج این تحقیق نشان میدهد که تقریباً ۲۵ درصد از این بیماران، هنگام مواجهه با تحریکات نرمال محیطی نظیر صدای صحبت، فعالیت اکسیژنرسانی مغزشان در نواحی مرتبط با درک این ورودیها افزایش مییابد؛ دلیلی که ممکن است نشاندهنده آگاهی نسبی آنها از وضعیت اطرافشان، بدون توانایی در پاسخدهی باشد.
این تحقیق بهعنوان نخستین بررسی جامعی در این زمینه شناخته میشود و شامل ۳۵۳ بیمار است که بهدلیل ضربه فیزیکی، حملات قلبی یا سکته مغزی به کما رفتهاند.
چگونه مغز رفتار میکند؟
مغز و عملکرد آن از شگفتانگیزترین موضوعاتی است که شناختی محدود از آن داریم. واقعیت جهان ما تنها زمانی معنادار میشود که از فیلتر مغز عبور کرده و آنچه به عنوان هوشیاری میشناسیم، از آن استخراج گردد.
زمانی که مغز تحت آسیب یا ضربه قرار میگیرد یا به دلایل دیگر هوشیاری خود را از دست میدهد، هنوز هم فعالیتهای آن ادامه دارد، اما شبکهای متفاوت از پیوندهای عصبی و ارتباطات سلولی فعال میشود که با شرایط هوشیاری معمولی تفاوت دارد.
همه ما به نوعی این وضعیت را در طول شبانهروز تجربه میکنیم. در حین خواب که هوشیاری را از دست میدهیم، مغز ما شبکهای متفاوت از پیوندهای عصبی را نسبت به حالت بیداری فعال میکند.
در این حالت، هنوز سیستم حسی ما دادههای ورودی را بهطور عادی دریافت میکند. ارتعاشات امواج صوتی در هوا پرده گوش ما را به اهتزاز درمیآورد، عطرها عصبهای بویایی را تحریک میکند و اندامهای حسی ما محیط پیرامون را احساس میکنند. گرچه در نهایت این مغز ماست که تصمیم میگیرد به کدام یک از این ورودیها توجه کرده و کدام را نادیده بگیرد.
کما و بیهوشی ناشی از ضربه مغزی
عملکرد مغز در مواجهه با خطرات جدی، یکی از شناختهشدهترین و در عین حال اسرارآمیزترین فعالیتهای آن است. این خطر ممکن است ناشی از ضربه شدید، شوکهای عصبی، یا عوارضی مانند تومورهای مغزی باشد که در آن مغز از پردازش روزمره اطلاعات ورودی خود دست کشیده و وارد حالت غیرهوشیار میشود.
این وضعیت دارای طبقهبندیهای مختلفی است؛ از بیهوشی ساده در حین عمل جراحی که شبیه خواب عمیق است، تا عدم واکنش به محرکهای محیطی و سرانجام حالت کما.
بررسی وضعیت بیمار در بیهوشی عمیق یا کما که غالباً ناشی از ضربه مغزی است، موضوعی جذاب برای محققین به شمار میرود. در سالهای گذشته، مطالعات خاصی نشان میدهند که بعضی افراد حتی در این حالت نیز توانایی ادراک محیط اطراف را دارند، اما نمیتوانند به آن پاسخ دهند.
بیماران نیمههوشیار
اکنون یک گروه از پژوهشگران در یک تحقیق بینالمللی به بررسی دقیق این موضوع پرداختهاند. این پژوهش شامل ۳۵۳ بیمار بود که بهدلیل ضربه فیزیکی، حمله قلبی یا سکته مغزی به کما رفتند.
محققان برای ارزیابی وضعیت هوشیاری آنها از ثبت و تحلیل امواج مغزی استفاده کردند. درحالیکه هیچ یک از این افراد واکنش فیزیکی (حرکت دست، چشم یا صورت) به تحریکات عادی محیط نشان نمیدادند، مشخص گردید که تقریباً ۲۵ درصد آنها هنگام مواجهه با این محرکها، فعالیت اکسیژنرسانی در مناطق مغزی مرتبط با درک این ورودیها افزایش یافته است.
این امر ممکن است به این معنا باشد که آنها با وجود عدم توانایی در پاسخگویی به محرکها، از شرایط محیطی، بهویژه صداها و گفتار اطرافیان آگاه هستند.
چرا این پژوهش اهمیت دارد؟
یافتههای این تحقیق فراتر از ارائه درکی عمیقتر از عملکرد مغز در برابر آسیب است و بهویژه نقشی که بیهوشی و عدم واکنش در درمان یا حفاظت از بیماران ایفا میکند، از دو جنبه اهمیت خاصی دارد.
نخست، نتایج این مطالعه تأکیدی مجدد بر ضرورت رعایت اصول اخلاقی و حرفهای، بهویژه از سوی پرستاران و همراهان بیماران آسیبدیده است. اگرچه بیمار ممکن است ظاهراً بیهوش و نسبت به محیط خود ناآگاه به نظر برسد، اما یافتهها نشان میدهند که احتمال ۲۵ درصدی وجود دارد که او توانایی شنیدن و درک صحبتهای اطرافیانش را داشته باشد.
رفتار و گفتار مراقبان، همچنین گفتگوهایی که اطرافیان انجام میدهند، میتواند تاثیر مثبتی یا منفی بر فرآیند بهبود بیمار بگذارد، بهویژه در شرایطی که او بهدلیل ناتوانی در پاسخگویی تحت فشار اضافی قرار دارد.
این یافته از منظر درمانی نیز میتواند راههای جدیدی را برای برخی بیماران آسیبدیده بگشاید.
در مواردی که بهوضوح ثابت شود فرد توانایی درک محیط را دارد اما قابلیت واکنش به آن را از دست داده است، ممکن است پزشکان بتوانند با ارتقاء سیستمهای ارتباطی میان مغز و ماشین، مانند چیپهایی که قابلیت نصب بر روی مغز را دارند، امکان برقراری ارتباط با این افراد را مهیا سازند.
این نه تنها به پزشکان کمک میکند تا درک بهتری از وضعیت بیمار پیدا کنند، بلکه به بیمار نیز اجازه میدهد تا با محیط اطراف خود تعامل برقرار کند.
مرگ مغزی و بیهوشی تفاوت دارد
نکتۀ حیاتی که در حاشیۀ این خبر باید تأکید شود، تفاوت بین بیهوشی و مرگ مغزی است. در شرایط مرگ مغزی، فرد هیچ نشانهای از فعالیت مغزی ندارد و فقط اندامهای حیاتی او تحت حمایت ابزارهای بیرونی مانند دستگاههای تنفسی به کار خود ادامه میدهند.
سوءتفاهم بین دو مفهوم مرگ مغزی و بیهوشی، هم در ایران و هم در نقاط دیگر جهان، ممکن است سبب عدم اجازه خانوادههای بیماران مرگ مغزی به اهدا اعضا به خاطر امید به بازگشت هوشیاری گردد و بهطور ناخواسته مانع از نجات جان دیگران شوند.
بر اساس علم امروز، امکان بازگشت و احیا از حالت مرگ مغزی وجود ندارد و معدود گزارشهای موفق در این زمینه ناشی از اشتباه در تشخیص بین کما یا بیهوشی و مرگ مغزی بوده است.
