احمد زیدآبادی در کانال تلگرامی خود بیان کرده است که از زمان پیش از دوم خرداد به این نتیحه رسیده بود که برای بهبود و اصلاح وضعیت کشور، انتخابات نمیتواند تنها راهکار مؤثر باشد و ممکن است انتخاب یک رئیسجمهور یا مجلس “غیرخودی” شرایط را پیچیدهتر کرده و مسیر اصلاحات واقعی را به چالش بکشد.
او همواره بر این اعتقاد بوده که منتقدان و مخالفان پیگیر باید خارج از دایره قدرت رسمی قرار بگیرند و با بهرهگیری از توانمندیهای مدنی و تقویت نیروی اجتماعی، تعادلی در برابر قدرت دولت ایجاد کنند. این اقدامات میتواند راهی برای تعامل مؤثر و معنادار با نهادهای حاکم ایجاد کند تا به توافقی در جهت اصلاح روشهای حاکمیت دست یابند.
زیدآبادی بر این باور است که دولت صرفاً محلی برای ذخیره منابع و امکانات نیست، بلکه با انباشتی از محدودیتها، مسئولیتها و چالشها نیز روبروست. در شرایط کنونی کشور، به نظرش بهتر است کسانی که مورد اعتماد صاحبان اصلی قدرت هستند، کرسیهای اجرایی را در اختیار بگیرند تا از یک سو با واقعبینی به چالشهای اجرایی و مطالبات عمومی پاسخ دهند و از سوی دیگر، دستگاه دولتی از عرصه نزاعهای فرساینده بینجناحی به دور باشد و حداقل کارآمدی لازم برای جلوگیری از انباشت مشکلات را فراهم کند.
او همواره بر ضرورت اصلاحات پیش از انتخابات تأکید کرده تا فرآیند انتخاباتی معنا پیدا کند و در جهت اصلاحات از بالا امکانپذیر شود. به همین دلیل در بیشتر مقاطع انتخاباتی، مقاومت کرده و تحت فشارها و نظرات دوستان و کنشگران مشتاق انتخابات همراهی نکرده است.
زیدآبادی هنوز هم بر باورهای خود استوار است و هیچ تغییری در این دیدگاه احساس نمیکند. اما، بروز حادثهٔ غیرمنتظرهای مانند سقوط هلیکپتر مرحوم رئیسی و اتفاقات همزمانی که به انتخابات زودهنگام منجر شد، اوضاع کشور را به وضعیت اضطراری و بغرنجی دچار کرده است.
اگر انتخابات به سمتی پیش میرفت که اصولگرایی معمولی، مانند محمدباقر قالیباف به دور دوم صعود میکرد، ضرورتی برای احساس اضطراب و نیاز به مشارکت در انتخابات وجود نداشت. اما عجیب است که کاندیدایی بالا آمده است که به نظر او هیچ پای محکمی ندارد و به شدت در افکار خود غرق است و هیچ امیدی به تعدیل و نرمش او در برابر دشواریها نمیرود.
او حتی کاندیدای منفردی نیست که بتوان امید به کنترل او توسط ساختارهای موجود داشت. آقای دکتری جلیلی بر اساس نیروهای سازمانیافته و ایدئولوژیک خود، آزادی عمل زیادی پیدا کرده و میتواند خواستههای خود را به هر نهادی تحمیل کند.
ما پیش از این با چنین رخدادی در کشور مواجه نبودهایم و متأسفانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی نیز بیش از حد شکننده و برای امنیت ملی خطرناک است که بتوان ریسکی همچون سپردن قوهٔ مجریه به چنین جناحی در این شرایط را پذیرفت و با کنارهگیری از انتخابات، زمینه پیروزی آنها را فراهم کرد.
در مقابل این جریان، مسعود پزشکیان قرار دارد. میتوان گفت که پزشکیان، به لحاظ توانمندیهای فردی، نقاط قوت و ضعفی برای مدیریت امور دارد که در مناظرات و تبلیغات انتخاباتی به وضوح نمایان شده است. برای گفتن واقعیت، اگر او به پاستور فرستاده شود، این مانند فرستادن او به میدان مین است! با این حال، چارهای جز این فداکاری وجود ندارد.
واقعیت این است که من به موفقیت پزشکیان در تحقق وعدههایش به عنوان رئیسجمهور اطمینانی ندارم، اما در قیاس با وضعیت ناگزیر و حتمی به قدرت رسیدن تیم آقای جلیلی، او یک شانس و احتمال قابل توجهی است که با تدبیر میتواند شانس موفقیتش را افزایش دهد.
بزرگترین سرمایه دکتر پزشکیان، صداقت، پاکدستی و دلسوزی خالصانهاش نسبت به مردم و کشور است. با این خصوصیات میتوان اعتماد مردم را جلب کرد و به تفاهم نسبت به ارکان قدرت رسید. برای این منظور، تدابیر مهمی ضروری است که نخستین آنها، دور کردن “مشتاقان خدمت” و افراد حاشیهساز و ماجراجو از اطراف کابینه و تشکیل تیمی متخصص و شاید صبور و دور از حساسیتها و اهل اقناع و تعامل در نهاد اجرایی کشور است.
با امید به اینکه خداوند دوباره به این سرزمین باستانی و این مردم رنجکشیده یاری رساند و آنها را از این دوران سخت به سلامت عبور دهد، من در روز جمعه رأی خود را به نام مسعود پزشکیان به صندوق میاندازم و از تمامی کسانی که به تشخیص سیاسی من ایمان دارند، درخواست میکنم که این بار از تردیدها دوری کنند و با افتخار و سربلندی همین عمل را به انجام برسانند و از طعنه دیگران نترسند. آنچه که باید از آن هراسید، عافیتطلبی به بهای هل دادن کشور به سوی پرتگاه است!
یجزیالله صادقین بصدقهم.
