دکتر سید محمد کاظم آقامیر، با اشاره به این نکته که بخشی از تحقیقات ما در مرکز تحقیقات ارولوژی به علوم پایه مربوط میشود و بخش دیگری به اختراعات اختصاص دارد، تصریح کرد: در عرصه علوم پایه نسبت به استانداردهای جهانی فاصله داریم. پژوهشگران این مرکز در مقوله ژنتراپی و شناسایی ژنهای آسیبزننده و بررسی توالی ژنها در سرطانها، بر روی مدلهای مختلف کار میکنند و در ماههای اخیر، حدود هشت طرح در این زمینه توسعه دادهایم.
او همچنین اظهار کرد: علوم پایه بهطور ذاتی بر علممحوری استوار است. فعالیت در این حوزه با فعالیتهای شرکتهای دانشبنیان که بیشتر صنعتمحور هستند و به تولید ثروت منجر میشوند، متفاوت میباشد. در پژوهشهای علوم پایه نیاز به صرف هزینه است تا علم تولید شود و این علم به عنوان بستری برای علوم دیگر تلقی گردد. در حال حاضر، علوم پایه، بهخصوص در حیطه ژنتراپی، چنان پیشرفت کرده که میتوان پیش از ابتلا به سرطان سینه، پروستات یا مثانه از طریق تحلیل ژنها، امکان ابتلا را پیشبینی کرد.
نباید فعالیتهای علمی صرفاً بر مبنای مقالات باشند
عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی تهران با تأکید بر لزوم افزایش تمرکز بر کشف و بیان ژنها بیان داشت: باید بکوشیم تا فعالیتهای علمی ما به سمت مقالهمحوری نروند؛ زیرا در کشور ما، پژوهشها بیشتر به سمت تولید مقالات میگرایند. البته این مشکل ناشی از قوانین موجود است، زیرا برای ارتقا و محاسبه آمار، تعداد مقالات و H-index مورد بررسی قرار میگیرد. بنابراین نیاز است تا قوانین مربوطه اصلاح شوند و مقالات به نحوی کاربردیتر ارائه گردند.
هفت میلیون نفر مبتلا به سنگ کلیه در ایران
آقامیر در ادامه این گفتگو به پرسشی درباره نتایج مطالعات در زمینه شیوع بیماریهای ارولوژی در ایران پاسخ داد و گفت: در گروههای مختلف شیوع بیماریهای دستگاه ادراری و تولید مثل مردان متفاوت است؛ به عنوان مثال، در ایران بیماری سنگ کلیه به شدت شایع است. در مورد سرطان، سرطان مثانه و پروستات به عنوان رایجترین انواع بیماریها شناخته میشوند. مرکز تحقیقات ارولوژی دانشگاه تهران موفق به طراحی سیستم رجیستری سنگها شده است که این امر به ما کمک میکند تا آمار دقیقتری از میزان سنگهای کلیه در کشور داشته باشیم.
رئیس مرکز تحقیقات ارولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران ادامه داد: در حال حاضر، اطلاعات دقیقی از نوع، محل و شکل سنگها در ایران در دست نیست. بر اساس مطالعات جهانی، تخمین زده میشود که حدود ۸ درصد از افراد در یک جامعه دچار سنگ کلیه هستند. اگر این درصد را به ایران تعمیم دهیم، میتوان گفت که تقریباً هفت میلیون نفر از این معضل رنج میبرند.
این جراح کلیه و مجاری ادراری با ابراز تأسف از عدم اقدامات پیشگیرانه در خصوص تشکیل سنگها گفت: چون هیچ گونه تدبیری برای جلوگیری از تشکیل سنگها اتخاذ نمیشود، بیماران مکرراً دچار سنگسازی و درمان میشوند و این امر هزینههای سنگینی را بر دوش خود، بیمارستانها و سیستم بهداشت کشور تحمیل میکند. با همکاریهای صورتگرفته با وزارت بهداشت و همچنین دکتر ملکزاده، دکتر زندهدل و دکتر صحرائیان، قرار بر این شده که پروژه رجیستری سنگها در مرکز تحقیقات ارولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران شکل بگیرد تا اینگونه بتوان به کاهش هزینههای غیرضروری که بر سلامت کشور تأثیر میگذارد، کمک کرد و همچنین مدیران را در اتخاذ تصمیمات به اطلاعات دقیقتری مجهز ساخت.
او با بیان این که چندین فاکتور در شیوع سنگ کلیه تأثیرگذار است، افاضه کرد: عامل عمدهای که در تشکیل سنگها اهمیت دارد، بیتحرکی و کاهش مصرف آب است. نوع تغذیه نیز میتواند در ابتلا به سنگها مؤثر باشد. بر اساس نظرات محققان، اگر فرد ورزش کند و در هر ساعت یک لیوان آب بنوشد یا به طور کلی مایعات کافی مصرف کند، احتمال تشکیل سنگها به شدت کاهش مییابد. همچنین عوامل ژنتیکی و بیماریهایی نظیر نقرس نیز در تولید سنگهای ادراری نقش دارند و اختلالات مربوط به هورمون پاراتیروئید یا جذب بیش از حد اگزالات میتواند تأثیرگذار باشد.
آقامیر در گفتگویی با ایسنا افزود: نتایج یکی از تحقیقات دیگر نشان میدهد که میزان موفقیت در پیوند کلیهای که اهداکننده آن، فردی با مرگ مغزی ناشی از بیماری مغزی است، بالاتر از پیوند کلیهای است که اهداکننده آن، فردی با مرگ مغزی ناشی از بیماری قلبی میباشد.
آقامیر در انتها به تشریح تحقیقات مرکز تحقیقات ارولوژی در زمینه پیوند کلیه پرداخت و گفت: در حوزه پیوند کلیه، چندین موضوع در زمینه تحقیقات ما در حال بررسی است که یکی از این موارد، شناسایی عوامل مؤثر در رد پیوند میباشد. طرحهایی که در زمینه بررسی ژنهای آسیبزننده به اتمام رسیده، نشان میدهد که رد پیوند برای بیماران یک موضوع بسیار حائز اهمیت است و ما در این تحقیق به بررسی ژنوم به منظور فهم بهتر علل رد پیوند میپردازیم. یکی از پژوهشهای ما در مورد تعیین اینکه چه کسانی به عنوان اهداکنندههای مناسب کلیه محسوب میشوند، بوده است. نتایج این پژوهشها نشان میدهد که خانمها معمولاً به عنوان اهداکنندههای خوب شناخته نمیشوند و آقایان در این زمینه مناسبتر از خانمها هستند؛ زیرا نرخ موفقیت در پیوند هایی که اهداکننده آنها خانمها هستند، کمتر از آقایان است.
