بسیاری از افراد در طول زندگی خود و با بالا رفتن سن، با مشکل اضافهوزن یا چاقی مواجه میشوند و این امر را طبیعی میپندارند. بر اساس یک پزشک، متابولیسم بدن به تدریج در سنین بالا کاهش مییابد، همچنین برخی هورمونها به نحوی کمتر تولید شده یا اثر خود را از دست میدهند. این تغییرات، منجر به کاهش تحرک و فعالیت بدنی افراد میشود و پس از آن، تمایل به چاقی بهطور طبیعی افزایش مییابد. برای بسیاری از افراد، چاق شدن پس از پنجاه سالگی امری اجتنابناپذیر به حساب میآید.
چاقی خود یکی از بیماریهای پیچیده و پنهان است که میتواند زمینهساز بروز مشکلات جدی از جمله بیماریهای دیگر گردد. با اینکه تا کنون خطرات تقریبی چاقی بیشتر به بیماریهایی نظیر فشار خون بالا، دیابت و بیماریهای قلبی و عروقی نسبت داده میشد، تحقیقات جدید نشان میدهند که تأثیرات منفی این پدیده شامل صدمات جدی به مغز نیز میشود.
پژوهشهای اخیر نشان میدهند که با افزایش وزن بدن، اندازه مغز نیز به تدریج کاهش مییابد. این پدیده تحت عنوان «نازکشدگی قشر مغزی» شناخته میشود و به بخشی از مغز مربوط میشود که مسئول پردازش اطلاعات میباشد.
تحقیقات نشان میدهند که با افزایش چاقی، ضخامت این قشر به تدریج کاهش مییابد و در نهایت فرد در معرض خطر ابتلا به بیماری آلزایمر و سایر اختلالات عصبی قرار میگیرد. دانشمندان متوجه شدهاند که بین سلامتی جسمی و متناسب بودن وزن با تواناییهای مغزی ارتباطی نزدیک وجود دارد.
در آزمایشهای جدید، پژوهشگران بهطور خاص بر روی وزن انسان تمرکز کرده و به دنبال کشف ارتباط آن با عملکرد مغز بودهاند که این بررسیها نشاندهنده وجود رابطه معکوس بین مغز و وزن است. در این مطالعه جدید، نزدیک به یک هزار و ۲۸۹ نفر بررسی شدند. در این افراد، وزن و دور کمر بهطور دقیق اندازهگیری و ثبت گردید.
پس از گذشت شش سال، مغز این افراد با استفاده از دستگاههای امآرآی اسکن شد تا ضخامت و حجم قشر مغزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در میان این شرکتکنندگان، حدود ۵۷۱ نفر دارای شاخص BMI بین ۲۵ تا ۳۰ بودند که نشاندهنده اضافهوزن است و ۳۷۱ نفر نیز دارای BMI بالای ۳۰ بودند که به معنای چاقی محسوب میشود. (BMI یا شاخص توده بدنی، یک معیار آماری برای مقایسه وزن و قد افراد است).
در واقع، BMI معیاری برای سنجش سطح چاقی نیست، ولی ابزاری موثر برای تخمین سلامت وزن فرد نسبت به قد او به شمار میرود. محاسبه BMI به این شکل است که وزن به کیلوگرم بر مجذور قد به متر تقسیم میشود). نتایج این ارزیابیها نشان میدهد که افرادی که BMI بالاتری دارند، قشر مغزی نازکتر و حجم مغز کمتری برخوردار بودهاند.
در این بررسی، تأثیر فاکتورهای خارجی نظیر مصرف الکل، فشار خون بالا و استعمال دخانیات بر روی مغز نیز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان میدهند که با افزایش هر واحد BMI در افرادی که دارای اضافهوزن هستند، ضخامت قشر مغزی به میزان ۰.۰۹۸ میلیمتر کاهش مییابد، در حالی که در افراد چاق با BMI بالای ۳۰، این ضخامت به ۰.۲۰۷ میلیمتر کمتر میشود.
کاهش وزن برابر با تقویت حافظه
این روند در افرادی که زیر ۶۵ سال سن دارند، بیشتر نمایان شده و نشاندهنده این حقیقت است که داشتن وزن بالا و عدم مطابقت با شاخصهای سلامت در میانسالی میتواند به پیری زودرس، زوال عقل و بروز مشکلات ذهنی و مغزی در دوران سالخوردگی منشأ شود. همچنین، دور کمر بیشتر بهطور مستقیم با نازک شدن قشر مغزی ارتباط دارد. معمولاً قشر مغزی در یک دهه بین ۰.۰۱ تا ۰.۱۰ میلیمتر نازکتر میشود اما در افرادی که دچار اضافهوزن هستند، این کاهش در یک دهه به مراتب سریعتر صورت میگیرد.
این پژوهش بیشتر بر ارتباط وزن بالا و نازک شدن قشر مغزی تمرکز دارد و به بررسی دقیقتر ارتباط آن با بیماری آلزایمر و علل مشخص آن نمیپردازد و اینکه آیا چاقی عامل اصلی بروز آلزایمر محسوب میشود یا خیر.
در این تحقیق، عمدتاً بر روی افرادی با سن بالای ۶۴ سال آزمایش انجام شده و هنوز اطلاعاتی درباره وزن و اندازه مغز افراد جوانتر یا میانسال جمعآوری نشده است تا مشخص شود در سالهای پیش از پیری وضعیت چگونه بوده است. برهمین اساس، واضح است که داشتن بدنی سالم و مناسب در جوانی و میانسالی میتواند حافظه را تقویت کند و از بروز مشکلات ذهنی در سنین بالا جلوگیری کند.
نتایج این پژوهشها به سبب تاکید بر این نکته که با کاهش وزن میتوان از پیری مغز و همچنین مشکلات حافظه و تفکر در دوران سالخوردگی جلوگیری کرد، حائز اهمیت هستند. با این حال، درصد بسیار کمی از افراد در سنین بالا موفق به کاهش وزن خود میشوند و بهطور طبیعی با ادامه روند زندگی، افزایش وزن را تجربه خواهند کرد که این موضوع نگرانیهای بزرگی را به همراه دارد.
