فرانسیس هاری کامپتون کریک در سال ۱۹۱۶ در انگلستان متولد شد. او یک زیستفیزیکدان بوده که به همراه همکاران خود، جیمز واتسون و موریس ویلکینز، در سال ۱۹۶۲ مفتخر به دریافت جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی شد. این جایزه به خاطر کشف ساختار مولکولی دیاکسی ریبونوکلئیک اسید (DNA) تعلق گرفت.
براساس گزارش عصرایران، دیانای (DNA) به عنوان یک ماده شیمیایی در حقیقت مسئولیت تمامی جنبههای حیات را بر عهده دارد. به عبارت دیگر، دیانای نوعی اسید نوکلئیک است که حاوی دستورالعملهای ژنتیکی است که برای کارکرد و رشد زیستی موجودات زنده و ویروسها به کار میرود. کارکرد اصلی مولکول DNA، ذخیرهسازی اطلاعات ژنتیکی به شکلی بلندمدت و قابل استناد است.
دستاورد علمی کریک و همکارانش، زیربنای علم ژنتیک را تشکیل داد و بهطور قطع یکی از بارزترین پیشرفتهای زیستشناسی در قرن بیستم به شمار میآید.
در دوران جنگ جهانی دوم، کریک به عنوان یک فیزیکدان به توسعه مینهای مغناطیسی سرگرم بود که در جنگهای دریایی مورد استفاده قرار میگرفت. او پس از پایان جنگ، در دو سال بعد به تحصیل در عرصه زیستشناسی و کار در آزمایشگاه تحقیقاتی دانشگاه کمبریج بازگشت.
در سال ۱۹۴۹، به علت علاقهاش به مشارکت در مطالعات نوین پیرامون تعیین ساختار سهبعدی مولکولهای بزرگ یافتشده در زندگی، به بخش پژوهش پزشکی آزمایشگاه کاوندیش منتقل شد.
در سال ۱۹۵۱، زمانی که جیمز واتسون، زیستشناس آمریکایی به آن آزمایشگاه پیوست، روشن شد که نوکلئیک اسیدها به ویژه DNA در تعیین جنبههای ارثی ساختار و عملکرد هر سلول نقش بنیادی دارند.
واتسون به کریک بشارت داد که درک ساختار سهبعدی DNA، میتواند روشنگر ارثی بودن آن باشد.
در راستای این تحقیقات برجسته، موریس ویلکینز با بهرهگیری از تکنیک تفرق پرتو ایکس (X) مطالعات مربوط به DNA را انجام داد و روزالیند فرانکلین، دانشمندی دیگر، با استفاده از پرتو ایکس تصاویر متعددی از دیانای برداشت.
با استفاده از پژوهشهای ویلکینز و مجموعهای از عکسها که روزالیند فرانکلین گرفته بود، کریک و واتسون موفق شدند مدلی مولکولی طراحی کنند که با خواص شیمیایی و فیزیکی شناختهشده دیانای مطابقت داشته باشد.
این مدل شامل دو رشته مارپیچی (حلزونی) قند و فسفات است که با بازهای مکمل به هم پیوستهاند.
طبق نظریه کریک و واتسون، اگر این رشتهها از یکدیگر جدا شوند، هر یک میتواند به عنوان الگویی برای ساخت رشتهای کاملاً مشابه با رشتهٔ خواهر خود عمل کند.
این فرآیند کپیبرداری، تحت عنوان “همانندسازی ژن و کروموزوم” شناخته میشود که در سلولهای در حال تقسیم رخ میدهد.
مدل کریک و واتسون همچنین توالی بازهای موجود در مولکول DNA را نشان میدهد که منجر به تولید پروتئینهای خاص از طریق مکانیسمهای سلولی میشود. این پروتئینها در اصل مسئول شزایط و ساختمان ویژهٔ سلول هستند.
کریک در سال ۱۹۶۱ به وضوح نشان داد که هر گروه سهتایی از بازها یک کدون روی تکرشتهای دیانای را ایجاد میکند که محل قرارگیری آمینواسید خاص روی کلاف پروتئین را مشخص میسازد.
کدون در واقع متشکل از سه نوکلئوتید یا توالی DNA است که به مواد ژنتیکی مربوط میشود. اطلاعات رمزگذاریشده در این مواد ژنتیکی بایستی به پروتئینها ترجمه گردد. این فرآیند توسط ریبوزوم انجام میشود.
کریک همچنین در شناسایی اینکه کدام کدون مربوط به هر یک از ۲۰ آمینواسید است، کمک شایانی کرد و راه پیامرسانی DNA برای تولید پروتئینها بر روی سلول را روشن ساخت.
بدین دلیل، به خاطر این کشفیات علمی که امروزه جزء ارکان علم ژنتیک به شمار میآید، او جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی را در کنار واتسون و ویلکینز به خود اختصاص داد.
از سال ۱۹۷۷ تا پایان عمرش، فرانسیس کریک در موسسه سالک (Salk) به عنوان استاد ممتاز مشغول به کار بود. سالک، موسسهای در شهر ساندیگو کالیفرنیا بود که به مطالعه در زمینه زیستشناسی اختصاص داشت.
در این موسسه، کریک در پژوهشهای خود به بررسی “پایههای عصبشناختی خودآگاهی” پرداخت. کتاب مشهور او با عنوان “مولکولها و انسانها” (۱۹۶۶) شامل گفتمان عمیقی در خصوص پیامدهای انقلاب در زیستشناسی مولکولی است.
کریک به عنوان یکی از تاثیرگذارترین شخصیتها در پیشبرد علم زیستشناسی مولکولی در تاریخ علم شناخته میشود. جالب است که او یک خداناباور بود، در حالی که آنتونی فلو، فیلسوف سرشناس خداناباور در نیمه دوم قرن بیستم، در سالی که فرانسیس کریک درگذشت، اعلام کرد که تحقیقات عمیقترش در زمینه زیستشناسی مولکولی به او ثابت کرده است که بدون وجود و اراده یک خالق، عالم و حیات شکل نمیگیرد.
دانشی که کریک خداناباور در گسترش آن نقش بسزایی داشت، یعنی ژنتیک و زیستشناسی مولکولی، باعث شد که فیلسوف برجستهای چون آنتونی فلو پس از پنجاه سال خداناباوری به سوی اعتقاد به خدا پیش برود.
فرانسیس کریک در سال ۲۰۰۴ در سن ۸۸ سالگی در کالیفرنیا درگذشت. او علاوه بر دریافت جایزه نوبل، در سال ۱۹۷۵ موفق به کسب مدال کاپلی نیز شد. این جایزه سالانه توسط انجمن سلطنتی لندن به دانشمندان از رشتههای مختلف علمی اعطاء میشود و به احتمال زیاد قدیمیترین جایزه علمی در جهان است.
کریک همچنین در سال ۱۹۹۱ موفق به دریافت “نشان شایستگی” در ایالات متحده آمریکا گردید.
