“`html
حشمتالله فلاحتپیشه، کارشناس در حوزه سیاست خارجی و عضو سابق کمیسیون امنیت ملی، با اشاره به همکاری ایران و آمریکا و همچنین آزادی زندانیان دو کشور، بر این نکته تأکید میکند که تصمیمگیری در مورد مذاکرات مستقیم به دستور کار و استراتژیهای هر یک از کشورهای مربوطه بستگی دارد. ارتباطات میان ایران و آمریکا، معمولا دارای دامنه وسیعی از اختلافات تاریخی است که برخی از آنها به تابو تبدیل شدهاند. بنابراین، نمیتوان فقط اقدام به تبادل زندانیان را به عنوان راه حلی برای حل مشکلهای موجود و کاهش تنشها محسوب کرد.
او در ادامه بیان کرد: رئیسجمهور رئیسی در حاشیه اجلاس سازمان ملل متذکر شد که امکان انجام مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا وجود دارد و تنها پاسخی که از این سخنان به دست آورد، اتهامات سهگانهای بود که بایدن به ایران نسبت داد. به وضوح مشخص است که آمریکاییها از واژه “مذاکره” استفاده میکنند، اما باید دید که موضوع مذاکرات چه هست و چه دستور کاری برای آن تعیین شده است.
فلاحتپیشه با تأکید بر این نکته که چالش هستهای در حال حاضر بزرگترین دغدغه است، تصریح کرد: واقعیت نشان میدهد که فرصت برای اجرای توافق هستهای (برجام) دیگر مهیا نیست. با این حال، از این وضعیت میتوان به مدیریت تنشها اشاره کرد. به اعتقاد شخصی من، روابط میان ایران و آمریکا ظرفیتی فراتر از مدیریت تنش پیدا نکرده و انتظار داشتم که دولت رئیسی یاد بگیرد که منافع ملی ایران نباید به دست واسطهها فدای شود و از مذاکره از سمت واسطهها دوری کند. به طرز معناداری، مسئولین مذاکره با آمریکا را به نوعی تابو تبدیل کردهاند که هیچ دلیل منطقی برای آن متصور نیستم. در دنیای امروز، کمتر کشوری را میتوان یافت که پنج دهه را در سایه تحریمها سپری کرده باشد. به عبارتی، نسلهای متمادی در این امر آسیب دیده و فرصتها برای کاهش تنشها فراهم شده که متأسفانه به درستی از آنها بهرهبرداری نشده است.
این کارشناس بینالمللی افزود: در سازمان ملل، به طور معمول دو نوع فرصت فراهم میشود. یک فرصت برای بیان مواضع است که در آن سران کشورها سخنرانی میکنند و فرصت دیگری نیز در حاشیه به وجود میآید که برای کاهش تنشها و ایجاد امکانهای جدید طراحی شده است. در عصر حاضر، ارزش سخنرانیها روز به روز کاهش مییابد زیرا مردم جهان میتوانند از طریق رسانهها به وضوح مواضع مختلف دولتها را درک کنند. آنچه که حائز اهمیت است، تعاملات حاشیهای در سازمان ملل است که در آن میتوان مذاکرات لازم را به منظور کاهش تنشها و بهرهبرداری از فرصتها آغاز کرد. رئیسی خود را صدای مردم ایران معرفی میکند؛ در واقع، تمامی مردم ایران به آسانی میتوانند عقاید خود را در فضای مجازی بیان کنند. رئیسی باید نماینده ایران در این فرصتهای موجود باشد. متأسفانه، برنامه مشخصی برای حل و فصل بخشهای دیگر مشکلات ایران و آمریکا در حاشیه سازمان ملل وجود ندارد.
عضو پیشین کمیسیون امنیت ملی اشاره کرد: تفکر برخی از مسئولان ایران کماکان به ۵۰ سال قبل برمیگردد. به عنوان مثال، وقتی که ماه گذشته رئیس مجلس ویتنام به ایران سفر کرد، رئیسی به او گفت که برخی از روابط ایران و ویتنام رضایتبخش نیستند. کارشناس مسئول آمادهسازی این متن برای رئیسی به وضوح نادان بوده است چرا که در همان زمان، خط مبادلات ویتنام و آمریکا به ۱۲۷ میلیارد دلار رسیده بود، در حالی که در سنوات اخیر، کل دیپلوماسی سیاست خارجی ایران به ۱۰۰ میلیارد هم نمیرسد. جالب اینجاست که پس از آن دیدار، بایدن نیز به ویتنام سفر کرده و در آن سفر، قراردادهای تجاری متعددی به امضاء رسید، یکی از آنها قرارداد ۸ میلیارد دلاری بود. متأسفانه، برخی از مسئولین جمهوری اسلامی در گرداب دشمنیهای گذشته گرفتار شده و این موضوع مانع از استفاده مؤثر از فرصتها میشود.
فلاحتپیشه اضافه کرد: در دولت بایدن، ایران فرصتهای مطلوبی داشت که اینها را از دست داد، امیدوارم که فرصتهای باقیمانده نیز با دیپلماسی میانه از بین نرود. هیچ دولتی در بین دولتهای پس از انقلاب، به اندازه دولت رئیسی از امکان مذاکره با آمریکا بهرهمند نبوده است. امیدوارم ضعف دیپلماسی این دولت، این فرصتها را به هدر ندهد. نباید فراموش کنیم که سخنان من هرگز به معنای ابراز شادی برای برقراری ارتباط با آمریکا نیست، بلکه بیانگر نگرانی برای از دست دادن فرصتهای محدودی است که این دولت در دست دارد.
اصلاحات نیوز
“`
