“`html
“سدسازیهای ترکیه” از جنگهای ایران و عثمانی نیز خطرناکتر است!
بحران آب موجود در غرب آسیا یکی از چالشهای اصلی این منطقه به حساب میآید و تمامی کشورهای این ناحیه از جمله ایران را تحت تأثیر قرار داده است. بخشی از این بحران به دلایل طبیعی مثل گرمایش جهانی و افزایش تبخیر مربوط میشود و بخشی دیگر نیز ناشی از اقداماتی است که کشورهای مختلف منطقه به انجام میرسانند.
یکی از کشورهایی که با طمعورزی، جان آب منطقه را به خطر انداخته و با ساخت سدهای بیرویه بر روی رودخانههای مرزی، حقابهی کشورهای پاییندست را نادیده گرفته، ترکیه است. این کشور با راهاندازی پروژههای داپ در حوضه ارس و گاپ در حوضه دجله و فرات، جنگ آبی را علیه همسایگانش آغاز کرده و به این ترتیب، آب را به ابزاری برای اعمال قدرت در منطقه تبدیل کرده است!
عواقب وخیم این سدسازیها در حوضه دجله و فرات در کشورهایی چون سوریه و عراق نمایان شده و مشکلاتی چون نابودی معیشت کشاورزان و صیادان، تشدید طوفانهای گرد و غبار، افزایش بیابانزایی و تهدید بهداشت عمومی، با افزایش بیماریهای چشمی و تنفسی را به دنبال داشته است. تا به امروز، این اقدامات ترکیه هنوز با واکنشهای حقوقی از جانب سوریه و عراق مواجه نشده است.
در حوضه رود ارس نیز ترکیه در پروژه “داپ” تصمیم به ساخت ۹۰ تا ۱۲۰ سد بر روی این رودخانه دارد که نگرانیها وجود دارد که در صورت نهایی شدن این سدها، استانهای آذربایجان غربی، شرقی و اردبیل با مشکل جدی خشکی مواجه شوند. این پروژه، به نوعی به عنوان یک حمله هدفمند به کشورمان قلمداد میشود.
حجم آب ورودی به ایران از رود ارس از ۸۰ میلیارد مترمکعب در سال ۱۳۷۹ به ۵ میلیارد مترمکعب در سال ۱۳۹۱ رسید و اکنون این میزان به ۲.۷ میلیارد مترمکعب کاهش یافته که حتی پاسخگوی حداقل نیازهای کشور نیز نیست. در حالی که ترکیه به شکل عمدی بیش از ۵۰۰ میلیارد مترمکعب آب را در کشور خود ذخیره نموده است که این ذخیرهسازی به منزله اعلام جنگ آبی برای کشورهای منطقه به شمار میرود.
در این راستا، احمد کاظمی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل آسیای مرکزی، در یک برنامه تلویزیونی اظهار داشت: ترکیه یکی از آب-rich ترین کشورها در منطقه است و سرچشمه بسیاری از رودخانههای مشترک در این کشور واقع شده است. ترکیه از سال ۱۹۳۶، طرحهای مختلف سدسازی را طراحی و پیادهسازی کرده است که از جمله آنها میتوان به طرح «گاپ» بر روی رودهای دجله و فرات و طرح «داپ» بر روی رود ارس اشاره کرد. از سال ۲۰۰۸، فعالیتهای سدسازی بر روی این رودخانهها آغاز شده و با توجه به مشخصات فنی سدهایی همچون آتاتورک و ایلیسو، مشخص میگردد که مخزن این سدها به تنهایی قادر است تمامی آب آن رودخانه را ذخیره کند، و این کاملاً هدفمند و به عنوان ابزاری برای قدرت نمایی طراحی شده است. این اقدامات تحت یک استراتژی تحت عنوان هیدروپاور یا هیدروهژمونی قرار میگیرد به این معنا که ترکیه آب را به عنوان ابزاری برای اعمال قدرت استفاده میکند.
کاظمی در ادامه بیان کرد: عواقب پروژه گاپ را پیشتر بهطور عینی در سوریه و عراق به شکل ریزگردها، مهاجرتهای اقلیمی، افزایش بیماریها، نابودی معیشت و… مشاهده کردهایم. پروژه گاپ نه تنها حقابه زیست محیطی ما را دچار مشکل کرده بلکه تمامی حقابههای ما اعم از کشاورزی، محیط زیست، شهری و صنعتی را تحت تاثیر قرار میدهد. بعد از افتتاح سد کاراکورت توسط ترکیه، آب ورودی به ارس ۵۰ درصد کاهش یافته که تبعات بسیار جدی برای کشور ما دارد. این مسئله به دلیل تاثیرگذاری بر دشت مغان که از اهمیت بالایی در تامین غذای کشور برخوردار است، بر امنیت غذایی ما تأثیر میگذارد. تأمین آب حدود ۸۰ درصد این دشت از آب ارس تأمین میشود که با این وضعیت به چالش کشیده میشود.
این کارشناس همچنین افزود: شهر تبریز نیز با مشکلات منابع آب مواجه است و از سال ۱۳۹۲ پروژهای برای انتقال آب ارس به تبریز مطرح شده بود که قرار بود این انتقال آب از تبریز به سمت دریاچه ارومیه نیز ادامه یابد، اما سدسازیهای ترکیه تمامی این پروژهها را مختل کرده است. سد خودآفرین که ایران در ارس احداث کرده نیز تحت تاثیر همین مسائل قرار دارد.
کاظمی ادامه داد: در تمامی استانهای شمال غربی کشور، به ویژه در آذربایجان غربی، شرقی و اردبیل، سهم کشاورزی از اشتغال ۳۰ درصد است، ولی خشکی رود ارس کشاورزی را به نابودی میکشاند و بر مشکلات بیکاری و مهاجرت تأثیرگذار است. در نتیجه، ما شاهد یک وحشتزایی ژئوپلیتیکی از سوی ترکیه هستیم که خطرناکتر از اقدامات عثمانی در حمله به ایران در ۳۰۰ سال پیش به نظر میرسد و به همین دلیل، اخبار پروژه داپ از سوی وزارت خارجه ترکیه تحت کنترل شدید قرار گرفته و به شکل فزایندهای سانسور میشود. این سانسور به حدی است که یافتن یک مقاله انگلیسی درباره این پروژه در منابع خارجی نیز دشوار است!
این استاد حقوق بینالملل در ادامه یادآوری کرد: پس از آگاهی کشورهای اروپایی از تبعات زیست محیطی پروژه گاپ، آنها از کمک به ترکیه سر باز زدند و به همین خاطر، ترکها تصمیم به سانسور اخبار اتخاذ کردند. در سال ۲۰۰۸، موضوع نقض حقوق بشر زیست محیطی، نقض دسترسی به آب سالم و نقض دسترسی به هوای سالم مطرح شد، که این مسئله به ایجاد یک فضای منفی بینالمللی علیه ترکیه منجر گردید و بسیاری از کشورهای اروپایی از ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ نیروهای خود را از منطقه خارج کردند. بعد از خروج اروپا، ۸۰ شرکت از اسرائیل در این مناطق مستقر شدند تا به ترکیه در زمینه سدسازی کمک کنند.
کاظمی افزود: این اقدام ترکیه موجب نقض بسیاری از قوانین محیط زیستی و همچنین اصول حقوق بشر میشود، که مهمترین آنها نقض حقوق بشر زیستمحیطی است. ترکیه به کنوانسیون ۱۹۹۷ نیویورک که موضوع استفاده غیر از کشتیرانی از آبهای مشترک بین المللی را مشخص میکند، ملحق نشده است. به همین دلیل، قواعد این کنوانسیون، از جمله اینکه کشور بالادست نباید به نحوی از محیط زیست بهرهبرداری کند که به کشور پاییندست ضرر برساند، یا تاکید بر اصل استفاده معقول و منصفانه از منابع، رعایت نمیشود. با توجه به عدم رعایت این موارد از سوی ترکیه، این کشور در ارتباط با تبادل اطلاعات با کشورهای متضرر از سدسازیهایش همکاری نمیکند و از آنجا که این نقض قوانین به صورت سیستمی و آگاهانه انجام شده است، میتوان گفت این اقدام ترکیه نوعی تروریسم آبی به حساب میآید. اینجا نقض جدی حقوق بینالملل در زمینه حقوق بشر و حقوق بینالملل زیستمحیطی اتفاق میافتد. ما باید از تمامی امکانات موجود در راستای همکاریهای چندجانبه و ظرفیتهای سازمانهای بینالمللی به همراه راهکارهای دوجانبه مثل مجمع آبی و دیپلماسی آب استفاده کنیم. دیپلماسی آب ما باید در سطح منطقه و سازمانهای بینالمللی تقویت گردد. اگر اقدامات ترکیه ادامه یابد، این روند به عنوان نقض صلح در نظر گرفته خواهد شد و سازمان ملل متحد ناگزیر خواهد شد به این موضوع ورود پیدا کند.
رژیم صهیونیستی به دنبال سیاهنمایی درخصوص دریاچه ارومیه!
این کارشناس مسائل آسیای مرکزی در ادامه درباره دریاچه ارومیه بیان کرد: زمانی که از خشک شدن دریاچه حرف میزنیم، مجموعهای از عوامل طبیعی مانند افزایش دما، تبخیر شدید، به ویژه در سال جاری که در کانون توجه جهانی قرار داشته و همچنین عوامل ناشی از مدیریت انسانی باید در نظر گرفته شوند. این موارد باید در کنار اقدامات انجام شده برای احیای دریاچه مورد بررسی قرار گیرد. امسال حاکمیت مبلغ ۲۳۰۰ میلیارد تومان برای احیای دریاچه ارومیه هزینه کرده و به احیای آن مشغول است. اما یک جریان خاص که درونکشوری نیست، بحث دریاچه ارومیه را به گونهای ارائه میکند که گویی در سطح جهان، تنها این دریاچه برای خشک شدن در معرض خطر است. این روند نشانه از خطی دارد که منشأ آن باکو، آنکارا و رژیم صهیونیستی است. رژیم صهیونیستی در تلاش است مباحثی چون دریاچه ارومیه را به مسائل قومیتی تبدیل کند. مرکز سایبری رژیم که چند ماه گذشته در باکو راهاندازی شد، دقیقا برای چنین عملیات روانی فعالیت میکند و خطراتی که در خصوص آلودگی آب ارس به دست ارمنستان مطرح شدند، همچنین از همین مرکز ریشه میگیرد. در حالی که در ترکیه، بیش از ۱۰ دریاچه یا به طور کامل خشک شدهاند یا بیش از ۵۰ درصد آب خود را از دست دادهاند. با وجود وضعیت آبی ترکیه، این دریاچهها به دلایل مختلف طبیعی و غیر طبیعی، از جمله سوءمدیریت انسانی، دچار خشکی شدهاند. در ایالات متحده نیز دریاچه یوتا و در آفریقا دریاچه چاد همین وضعیت را داشتند و حتی در آسیای مرکزی، دریاچه آرال نیز با شرایط مشابهی رو به رو بوده است، اما در این کشور، هیچ گروهی ادعا نکرده است که مقصر این مشکلات صرفاً دولت بوده است. به عنوان مثال ادعا شده که حاکمیت ایران برای استخراج لیتیوم از کف دریاچه، آن را خشک کرده است در حالی که ما در همدان بزرگترین معدن لیتیوم را داریم که شامل ۹ میلیون کانی سنگ است. در استان قم و دریاچه نمک قم نیز منابع لیتیوم وجود دارد. هدف از این گونه مباحث، انحراف افکار عمومی از مسائل مهم از جمله سدسازیهای ترکیه و همچنین موضوع دیوار مرزی ترکیه است که تاکنون ۳۶۰ کیلومتر آن احداث شده و آسیبهای جدی به اکوسیستم و محیط زیست کشور ما، به ویژه در زمینه آبهای زیرزمینی وارد کرده است.
این پژوهشگر همچنین به فعالیتهای جمهوری آذربایجان در حوضه ارس اشاره کرد و گفت: ارس دارای رودخانههای فرعی متعددی است که در اراضی جمهوری آذربایجان قرار دارند. اطلاعات حاکی از آن است که این کشور مسیری ۸ مورد از این رودخانهها را به کلی از ارس منحرف کرده و با حمایت اسرائیلیها، جریان آنها را متوقف کرده است.
کاهش تراز آب خزر بیشتر متوجه کشورهای شمال دریاست
وی در خصوص نقش روسیه در تغییر آب خزر خاطرنشان کرد: در مورد دریای کاسپین نیز هرگونه زیان زیستمحیطی متوجه همه پنج کشور حاشیه آن است. به دلیل اینکه عمق دریای کاسپین در بخش شمالی به طور میانگین ۲۵ متر و در مرکز و جنوب به ۹۰۰ و ۱۰۰ متر میرسد، کشورهای شمالی بیشتر در معرض آسیب هستند. پسروی آب در جنوب اگر در مرزهای ايران یک متر باشد، در سمت مرزهای روسیه تا ۱۰ متر پیش میرود. این نیز نشاندهندهای از این است که نگرانی درباره مسدود شدن آب رودخانه ولگا، تحت تأثیر پروپاگاندای رسانهای قرار دارد.
“`
