کارگردان متخلف که با همکاری یک زن، چهار دختر دانشآموز را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، برای بار دوم به مجازات اعدام محکوم شد و همکار او نیز به ۲۰ سال زندان مجازات گردید.
روزنامه ایران گزارش داد: اوایل سال ۱۴۰۱، دختری نوجوان به نام «سمیرا» با مادرش به اداره پلیس آگاهی مراجعه کرد و از یک تهیهکننده و کارگردان سینما به دلیل آزار و اذیت شکایت نمود.
این دختر ۱۵ ساله در شرح ماجرا گفت: به دلیل علاقهام به بازیگری، در یک آموزشگاه ثبتنام کردم و پس از گذشت چند هفته، زن جوانی به نام فریبا که مربی آنجا بود، ادعا کرد که کارگردانی را میشناسد که دارای قدرتهای ماورایی است و میتواند به من کمک کند تا روحم تقویت شود و در بازیگری موفق شوم. من هم تحت تأثیر سخنان او قرار گرفتم و از او خواستم تا برای من دیداری ترتیب دهد. چند روز بعد، فریبا قرار ملاقاتی با آن کارگردان که مردی ۵۰ ساله بود، تنظیم کرد و من به منزل او در شمال تهران رفتم. بعد از چند دقیقه که در آنجا بودم، آن شخص به من گفت که به خاطر سن جوانیام و روح پاکی که دارم، قادر خواهم بود به سرعت قدرتهای ماورایی کسب کنم و به تمامی آرزوهایم برسم. سپس فریبا ما را تنها گذاشت و کارگردان با اقدامی هولناک به من تعرض کرد و تهدید کرد که اگر به کسی درباره این موضوع بگویم، اثر این قدرت از بین میرود. وقتی شب به خانهام برگشتم، آنقدر حالام بد بود که مادرم متوجه وضعیت غیرعادیام شد و من نیز حقیقت را به او گفتم؛ حالا از این مرد شیاد شکایت کردهام.
پس از این ماجرا، در حالی که مأموران به تحقیق از شاکیها پرداخته بودند، موارد مشابهی به پلیس آگاهی گزارش شد و در نتیجه تعداد شاکیان این پرونده به چهار نفر رسید.
به این ترتیب، متهم در منزل شخصیاش دستگیر شد و پلیس با توجه به اطلاعات دریافتی از دختران نوجوان، فریبا، مربی ۴۰ ساله را نیز به قتل رساند.
نخستین جلسه بررسی اتهام از دو متهم در شعبه ۶ دادگاه کیفری یک استان تهران با حضور شاکیها برگزار گردید.
در این جلسه، شاکیها بهطور جداگانه به تشریح ماجرا پرداختند و خواستار شدیدترین مجازات برای متهم و همکار او شدند.
یکی از شاکیها، دختری ۱۴ ساله به نام «نسترن»، به قاضی گفت: آن روز وقتی متوجه شدم که کارگردان قصد سوءاستفاده از من را دارد، بلافاصله از اتاق خارج شدم و به فریبا پناه بردم، اما او با خونسردی گفت که خودش نیز برای رهایی از ناپاکیها به کارگردان سپرده شده و اطمینان داد که پشیمان نخواهم شد و من نیز ناچاراً تسلیم خواسته او شدم.
شاکی دیگری نیز اشاره کرد که این زن و مرد دختران بسیاری را قربانی کردهاند، اما اکثر آنها به دلیل ترس از آبرو سکوت کردهاند.
در ادامه، کارگردان با رد تمامی اتهامات عنوان کرد که هیچگونه آزار و اذیتی صورت نگرفته و فریبا نیز اظهار داشت که او نیز خود قربانی این کارگردان است و اتهامات را نپذیرفت.
پس از تکمیل تحقیقات، دو متهم تحت شرایط غیرعلنی و پشت درهای بسته محاکمه شدند و قضات دادگاه کارگردان را به مجازات اعدام و همکارش را به حبس محکوم نمودند.
با صدور این احکام، هر دو متهم اعتراض کردند و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد. قضات دیوان حکم اعدام کارگردان را باطل کردند و خواستار انجام تحقیقات بیشتر و محاکمه در شعبه همعرض شدند.
پس از اتمام تحقیقات تکمیلی، پرونده برای ارزیابی به شعبه ۵ دادگاه کیفری یک استان تهران منتقل شد و متهمان مجدداً پشت درهای بسته و به شکل غیرعلنی محاکمه گردیدند.
در ابتدای جلسه، شاکیها بار دیگر بهطور قاطع خواهان شدیدترین مجازات برای متهمان شدند.
سپس، متهم ردیف اول به جایگاه محاکمه رفت، اما اتهامات خود را نپذیرفت. فریبا نیز با تکرار ادعاهایش اعلام کرد که در این پرونده قربانی بوده است.
در خاتمه جلسه، قضات برای صدور رأی به مشورت پرداختند و با توجه به شواهد موجود در پرونده، کارگردان را به اعدام و همکارش را به ۲۰ سال زندان محکوم کردند.
۲۳۳۲۳۶
