غلامرضا بنی اسدی: خاطرات تلخ بهراستی در ذهن انسان ثبت میشوند و شیرینیهای بعدی قادر به محو کردن این تلخیها نخواهند بود. یکی از این موارد داستان مرد میانسالی است که از دورانهای سخت گذشتهاش سخن گفت. او از آنچه بر پدرش رفته بود، تعریف میکرد. میگفت که من و پدرم بهمنظور کار به مشهد آمدیم. من در یک کارگاه مشغول به کار شدم و پدرم به یکی از شهرهای شمالی خراسان رفت. پس از مدتی که بازگشت، متوجه شدم که دستش خالی است. او با سر افکنده جملهای را به زبان آورد که تا سالها بعد هنوز در دل من میسوزد؛ “با من دعوا نکن پسرم. من ناچار شدم برای تامین نیازهای روزانهام کار کنم.” این معنا چیزی شبیه به همان مفهوم امروزی است که میگوییم: “کار در برابر غذا.” مرد با بغضی در گلو و اشکی در چشمانش به این موضوع اشاره داشت.
احساس من نیز در این لحظه قابل توصیف نیست، با وجود اینکه هرگز پدرش را دیده یا شناخته بودم. درک اینکه یک مرد تنها بهازای تأمین غذایش مجبور به کار باشد، برای من ناعادلانه بهنظر میرسید. با اینکه این ماجرا به گذشته تعلق دارد، اما همچنان در قلبم درد میکند.
این یادآوری تلخ دوباره برای من زنده شد زمانی که از محسن باقری، نماینده کارگران در شورایعالی کار، در مورد ماجرای “سبد غذایی” خواندم که بهمنظور محاسبه هزینههای معیشتی و تعیین دستمزدها طراحی شده است.
طبق گفته این مقام کارگری، “در سبد جدید، مصرف روزانه نان برای هر فرد، با کاهش ۳۰ گرم مواجه شده است. همچنین، مقدار گوشت مصرفی نیز کاهش یافته و از ۴۸ گرم در سبد قبلی به ۳۸ گرم در سبد کنونی رسیده است. همچنین میزان میوه هر فرد از ۲۸۰ گرم به ۲۰۰ گرم کاهش یافته است.” در حالیکه یک کارگر معمولی به ۲هزار و ۸۰۰ کالری در روز نیاز دارد، این مقدار برای مشاغل سخت به حداقل ۵هزار کالری افزایش پیدا میکند. لذا کاهشهای ایجادشده در سبد غذایی تأثیر منفی بر تأمین معیشت خواهد گذاشت.
بسیار عجیب است که با این محاسبات، به نظر میرسد احتیاج روزانه کارگران به کالری به سلیقه رئیسجمهور بستگی دارد. اگر گزینه الف مدنظر باشد، کالری مورد نیاز بهطرز چشمگیری افزایش یافته و در صورت انتخاب گزینه ب، به شدت کاهش مییابد و این امر منجر به شکلگیری همان سبد غذایی میشود که توضیح داده شد. اگر شرایط گذشته برای کارگران بهقدری سخت بود که مجبور میشدند در ازای وعدههای غذایی کار کنند، آیا امروز هم باید به شکلی دیگر، این روند را احیا کنیم؟ آیا به افزایش قیمتها توجه دارید که فردا همین میزان نیز غیرممکن خواهد شد؟
عجیبتر اینکه خود مقامات از آمار تورم چهل و چند درصدی صحبت میکنند، اما برای آن دسته از کارمندان و مستمریبگیران، با هزار اما و اگر، از ۲۰ درصد افزایش حقوق سخن میگویند. در شرایط کنونی صد درصد، سفرهها به نحو چشمگیری کوچکتر میشود. با ادامهی این روند، در سال آینده همان سفره کوچکشده نیز خالی خواهد شد و به باد خواهد رفت. خداوند عاقبت کار ما را به خیر کند؛ اینگونه تدابیر و برنامهها از سوی مسئولان و این تورم که همچون دیویی دهن باز کرده و در پی بلعیدن سرمایههای ماست، ما را نگران کرده است. باشد که خداوند با مسؤولین وفق آنگونه رفتار کند که آنان در حق ما روا میدارند. ما اهل نفرین و کینهجویی نیستیم، بلکه در جستجوی عدالت هستیم. این نیز نشانهای از عدالت است که با هر کس بهگونهای رفتار شود که او در حق دیگران روا میدارد.
