مردی که با طراحی یک سرقت از طلافروشی اقدام به دزدیدن مقدار قابل توجهی طلا کرده بود، پیش از خروج از کشور شناسایی و دستگیر گردید.
این مرد، در اوایل تیرماه با حضور در دادسرای ویژه سرقت، از دزدیده شدن تقریباً چهار کیلو طلا خبر داد و گفت: به گمانم سارقان از قبل در انتظار من بودند.
شاکی در تبیین وقایع به ماموران گفت: من طلافروش کیفی هستم و به کارگاههای طلا مراجعه میکنم تا از نمونههای کار آنها عکس و فیلم بگیرم. سپس این تصاویر را برای مغازهدارها نشان میدهم. آنها نیز سفارش میدهند و من هم سفارشات را از کارگاهها تهیه کرده و به آنها تحویل میدهم.
وی درباره روز وقوع حادثه تصریح کرد: یکی از شبهای اوایل تیرماه، مقداری طلا به خانه بردم و صبح تصمیم داشتم به مغازههایی که سفارش داشتند بروم که دو جوان با موتور به من حمله کردند و بعد از ضرب و شتم من، زمانی که به مقاومت پرداختم، حتی با چاقو به من حمله کردند و کیفی که طلاها در آن بود، دزدیدند. گمان میکنم حدود چهار کیلو طلا بوده است. دو مرد سارق با ماسک بر چهره و سوار بر موتورسیکلت به من حمله کردند و به شدت کتکم زدند. وقتی من فریاد زدم، مردم به کمکم آمدند اما آنها موفق به فرار شدند و مردم من را به بیمارستان رساندند و از مرگ نجات یافتم.
پس از این شکایت و با توجه به اینکه مهاجمان دارای ماسک بودند، ماموران نتوانستند آنها را شناسایی کنند، اما تحقیقات همچنان ادامه یافت تا اینکه در بررسیهای بیشتر، چند نمونه از طلاهای دزدیده شده در چند طلافروشی پیدا شد.
به این ترتیب، تصاویر ضبط شده توسط دوربینهای مداربسته این مغازهها مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت چهره دو نفر به عنوان مظنون شناسایی گردید. در ادامه تحقیقات مشخص شد که دو مظنون هیچ سابقه قبلی ندارند.
در نهایت هر دو متهم بازداشت شدند و به ارتکاب جرایم خود اعتراف کردند. آنان گفتند: ما همدیگر را از محلهمان میشناسیم و در جنوب تهران زندگی میکنیم. مدتی پیش، فردی به نزد ما آمد و ادعا کرد که با شخصی آشناست که انسان متمولی است و اگر میخواهیم پولدار شویم، باید از این طلافروش سرقت کنیم. به همین خاطر او مشخصات، تصویر، آدرس منزل و حتی کارگاههای طلا را که این فرد از آنها خرید میکرد به ما داد و ما نیز چندین بار او را تعقیب کردیم، اما بنا به دلایلی موفق به سرقت نشدیم تا اینکه در نهایت روزی که او را با چاقو زدیم، در مکانی بیسروصدا به او حمله کردیم و چهار کیلو طلا را از او دزدیدیم. اگر او مقاومت نمیکرد، ما قطعاً به او آسیب نمیزدیم. پس از آن، طلاها را به شخصی که ما را اجیر کرده بود تحویل دادیم و او دو کیلو را به ما داد و دو کیلو دیگر را خودش برد. مقداری از طلاها را نیز فروختیم که در نهایت منجر به دستگیری ما شد.
پس از اعترافات دو متهم، نفر اصلی شناسایی و از آنجا که معلوم شد در صدد خروج از کشور بوده، ماموران به سرعت اقدام کرده و او را در پرند دستگیر کردند.
این عامل اصلی سرقت، در شرایطی که هیچ انتظاری از دستگیریاش نداشت و فکر میکرد به زودی از کشور خارج میشود، پس از بازداشت به جرم خود اعتراف کرد و تصریح کرد: من به سبب زندگی مرفه آشناییمان و مشاهده طلاهای او به خانهاش، این فکر به ذهنم خطور کرد و اکنون نیز مقداری از طلاها را به دلار تبدیل کردهام و با بخشی دیگر دو اتومبیل خریدم. قصد داشتم به زودی به ترکیه و سپس به آلمان سفر کنم.
بر اساس این گزارش، متهمان در حال حاضر در حبس به سر میبرند.
