همشهری: «وارد کلاس نیلوفر شدم و کیف او را در برابر چشم استاد و سایر دانشجویان دزدیدم و با سرعت فرار کردم تا او را وادار کنم که به دنبالم بیاید و من بتوانم در محوطه دانشگاه زانو زده و از او خواستگاری کنم.» این اظهارات عجیب از یک جوان است که به خاطر سرقت کیف یکی از دانشجویان در کلاس درس دستگیر شده است.
این واقعه عجیب چند روز پیش در یکی از دانشگاههای تهران رخ داد. در آن روز یکی از جوانان به نام سروش به کلاس نیلوفر وارد شد و به سمت او رفت. استاد دانشگاه با حیرت به سروش نگاه میکرد و ناگهان، او کیف دانشجو را قاپید و فرار کرد.
پس از این عمل، چند دانشجو به دنبال سروش دویدند و او را در حیاط دانشگاه گرفتند. در همان زمان، نیروهای حراست دانشگاه نیز وارد عمل شدند و سروش را دستگیر کردند.
سپس به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت، تحقیقات درباره وی آغاز گردید و او در پاسخ به سوالات در مورد انگیزهاش گفت: من در یک خانواده مرفه بزرگ شدهام، اما دختری که به او عشق ورزیدهام از خانوادهای فقیر است. خانوادهام با ازدواج ما موافق بودند، اما خانواده نیلوفر در کمال ناباوری با این ازدواج مخالفت کردند. بنابراین، در روز حادثه به دانشگاهی که نیلوفر در آن درس میخواند رفتم تا با دزدیدن کیف او، او را به دنبال خود بکشم. فکر میکردم او به دنبالم میآید و من در حیاط دانشگاه و مقابل چشمان همکلاسیهایش زانو میزنم و از او خواستگاری میکنم، اما به جرم سرقت دستگیر شدم.
تحقیقات در این پرونده همچنان ادامه دارد.
