“`html
۱۰ مهر ۱۴۰۲ – ۰۸:۵۰
پارسینه: در اواخر عمر یزید، او به جنون مبتلا گردید و رفتارهای ناپسند و زشتی از خود نشان داد. او از تعادل روانی برخوردار نبود و در نهایت به بیابان فرار کرد و در شرایطی خفیف و پست جان سپرد و در مکانی نامشخص دفن شد.
سالها بعد، در دوره مختار و سپس در زمان بنیعباس، این قبرها را میشکافتند و اجساد آنها را بیرون میآوردند. به عنوان مثال، گفته میشود که مروان، دشمن سرسخت حضرت اباعبدالله حسین (ع)، از قبرش خارج و مورد شلاق قرار گرفت. وقتی از او پرسیدند که علت این عمل چیست، پاسخ داد: به خاطر اهانتی که مروان بن حکم به حضرت زهرا (س) کرده است. قبر معاویه نیز به همین صورت شکافته شد، و بدن یزید اما به شدت آسیب دیده و متلاشی شده بود و کرمها بر روی آن قرار گرفته و به شکل بسیار زشت و متعفنی درآمده بود و چیزی از آن باقی نمانده بود. همچنین در نقلی دیگر آمده است که یزید بن معاویه در حومه دمشق بر اثر برخورد سنگی که از منجنیق پرتاب شده بود، به بیماری سختی مبتلا شد که سرانجام به مرگ او در چهاردهم ربیعالاول سال ۶۴ هجری قمری منجر گردید. پس از آن، او در قبرستان بابالصغیر نزدیک به همین شهر دفن شد. طبق وصیت وی، پسرش معاویه دوم بر تخت خلافت نشست.
در مورد معاویه نیز گفته میشود که در روزهای پایانی عمرش، هنگامی که از شایعاتی مبنی بر نزدیک بودن مرگش مطلع شد، دستور داد تا او را بیارایند و سپس در میان مردم حاضر شود. در آن روز، چهره معاویه به گونهای بود که هیچکس نمیتوانست تصور کند که به زودی خواهد مرد. اما در روز بعد، معاویه وفات کرد و او را در دمشق به خاک سپردند. با این حال، مردم دمشق مکان قبر معاویه را نهان میدارند و در حالی که موقعیت آن نسبتاً شناخته شده است، همگان از بیان آن خودداری میکنند. اکنون قبر معاویه به شکل خرابهای درآمده و در میان مردم دمشق این باور وجود دارد که هرکس اندکی برای آباد کردن قبر معاویه تلاش کند، بلافاصله از دنیا خواهد رفت؛ چرا که در گذشته مواردی از این دست اتفاق افتاده است.
“`
