در این روزهای انتخاباتی، ممکن است توجهات به برخی از مسائل کلیدی کمتر جلب شود. آمارهای رسمی نشاندهنده افزایش قابل ملاحظهای در مزاحمتهای تلفنی برای نهادهای حساس و حیاتی همچون اورژانس و سازمان آتشنشانی هستند. این معضل که انگار در گذشته ریشهدار بوده، به نظر میرسد که همچنان ادامه دارد و نیازمند بررسی عمیقتر و دقیقتری است.
موضوع ایجاد مزاحمت تلفنی، به خصوص برای نهادهای کلیدی و خدماترسان مانند اورژانس و آتشنشانی، در سالهای اخیر کم و بیش مورد توجه قرار گرفته است و تلاشهایی فرهنگی نیز برای کاهش ابعاد آن صورت گرفته است. به تازگی، محمد اسماعیل توکلی، رئیس سازمان اورژانس تهران اعلام کرده که در بازه زمانی ۲۹ اردیبهشت تا ۴ خرداد، تعداد ۴ هزار و ۲۴۸ مزاحمت تلفنی برای این سازمان حیاتی ثبت شده است!
این وضعیت در طول یک سال، به مراتب ابعاد بیشتری در بر میگیرد و گویای چالشی جدی است. در این راستا، روانشناسان و جامعهشناسان به مدت سالها در تلاش بودهاند تا علل این پدیده را بررسی کنند و از منظر تخصصی خود، به توضیح آن بپردازند و در صورت امکان راهکارهایی نیز برای حل این مشکل ارائه دهند.
به طور کلی میتوان گفت که به نظر میرسد برخی افراد نسبت به انسجام اجتماعی و نگرش به جامعه به عنوان یک خانواده بزرگ غفلت کردهاند. افرادی که به موجب مزاحمتهای تلفنی برای نهادهای حیاتی میپردازند، عمل خود را بدون عواقب و ایمن تلقی میکنند، در حالی که این اقدام میتواند در مواقع خاص منجر به مرگ فردی شود که به شدت نیازمند کمکهای فوری است.
در واقع، عدهای از نظر ذهنی خود را از جامعه جدا تصور کرده و سرگرمیهای فردی مضر و بیفایدهای را برای خود ایجاد کردهاند. همچنین، متاسفانه در سطوح حکومتی، این مساله به طور جدی شناسایی نشده است و نیاز به برخورد قاطع با مزاحمتهای تلفنی برای نهادهای حساس کشور، مانند اورژانس و آتشنشانی احساس میشود و باید نهادهای قضایی اقدام به تعیین مجازاتهای حقوقی در این زمینه کنند.
در ژاپن ضرب المثلی وجود دارد که میگوید: “سختگیری کنید تا فرهنگ یک مساله شکل بگیرد”. به نظر میرسد این معادله باید توسط نهادهای حکومتی و قانونگذار به طور جدی در مورد پدیده مزاحمت تلفنی برای نهادهای حساس کشورمان لحاظ شود.
