سه‌شنبه 16 تیر 1405

۱۰ نکته جذاب درباره استیون اسپیلبرگ که ممکن است از آن‌ها بی‌خبر باشید؛ از نخستین اثر سینمایی‌اش تا استعداد بی‌نظیر پدرش

او یکی از نام‌های شناخته‌شده (و در عین حال مورد نفرت) در هالیوود به شمار می‌آید. بستگی به این دارد که از کدام منتقد فیلم پرسیده شود، برخی او را کارگردانی می‌دانند که سینما را با ارائه فیلم‌های پرهزینه و کودکانه به ابزاری برای سرگرمی کثیری تبدیل کرده است، در حالی که برخی دیگر او را مبتکر و الهام‌بخش در عرصه سینما می‌دانند. به دلیل اینکه استیون اسپیلبرگ یکی از نمادهای سینمای تجاری است، مردم به حرفه او با نگاهی متفاوت نسبت به کارگردانی مثل استنلی کوبریک توجه می‌کنند. اما جزئیات فراوانی در زندگی و حرفه‌ی اسپیلبرگ وجود دارد که بررسی آن‌ها می‌تواند بینش عمیق‌تری نسبت به آثار کلاسیک او ارائه دهد. در ادامه، به ۱۰ حقیقت جالب درباره استیون اسپیلبرگ خواهیم پرداخت که شاید اطلاعاتی از آن نداشتید.

 

۱۰- کابوس‌های فیلم آغازین او

 

برای سال‌ها، استیون اسپیلبرگ به عنوان یک نابغه جوان در صنعت سینما شناخته می‌شد و او موفق شد این شهرت را ثابت کند. نخستین فیلم تجاری معروف او، به نام Firelight، در سال ۱۹۶۴ ساخته شد. اسپیلبرگ به عنوان یک نوجوان ۱۶ ساله، در حین تعطیلات آخر هفته، این فیلم دو ساعته را تولید کرد. داستان حول محور حمله بیگانگان می‌چرخید که به قدری مضحک به نظر می‌رسید که در پایان فیلم، فرازمینی‌ها برای تصمیم‌گیری درباره حمله به اتحاد جماهیر شوروی یا آمریکا شیر یا خط می‌کردند و این فیلم در واقع از لحاظ تجاری در زادگاهش، فینیکس، آریزونا، به نمایش درآمد. ادعا می‌شود که این فیلم تنها بین ۱ تا ۱۰۰ دلار سود داشته است، نتیجه‌ای مبهم که پیش از این خطرات مالی اسپیلبرگ در هالیوود را پیش‌بینی کرده بود. اما در نهایت، این فیلم به طور کامل از بین رفت زیرا اسپیلبرگ آن را به عنوان نمونه‌ای از توانایی‌های کارگردانی‌اش به یک تهیه‌کننده فرستاده بود که متاسفانه نتوانست آن را نگه دارد. باری، به نظر نمی‌رسد که اسپیلبرگ از گم شدن فیلمش چندان ناراحت شده باشد، چرا که خود او آن را «یکی از بدترین ۵ فیلمی که تا به حال ساخته شده» توصیف کرده است.

 

با این حال، جنبه‌ای از این فیلم تأثیر عمیق و ماندگاری بر اسپیلبرگ گذاشت و آن هم اشتیاق پایدار او به موجودات فضایی بود. این فیلم الهام‌بخش او شد تا در دوران نوجوانی، توانایی‌اش در کار با هواپیما، جیپ و – از همه مهمتر – اتاق عمل بیمارستان را کشف کند. در زمان فیلمبرداری یکی از سکانس‌های بیمارستان، حادثه‌ای رخ داد که انگار اسپیلبرگ را به شدت شوکه کرد. او بعدها بیان کرد که باید نورپردازی، سیاهی لشکر و مردانی که به طرز خاصی آرایش شده بودند را تصور کند تا از حالت تهوع جلوگیری کند، اما جزئیات دقیق آنچه را که مشاهد کرد، همچنان مبهم باقی مانده است.

 

۹- شاید ماریجوآنا دلیل از دست رفتن اولین اسکارش بود

 

به خاطر اینکه یکی از پنج فیلم بدی که تا آن زمان ساخته شده بود، نتوانست به نفع اسپیلبرگ و آثار بعد از آن باشد، او در سال ۱۹۶۸، در سن ۲۲ سالگی، فیلمی جدید ساخت. این اولین اثر سینمایی اسپیلبرگ به عنوان یک کارگردان بود. فیلم او با عنوان Amblin’ به صورت بدون دیالوگ ساخته شد و داستان آن حول یک زن و مرد جوان هیپی می‌چرخید که در اتوبوس با هم آشنا شده و به طبیعت می‌روند تا ماریجوآنا استفاده کنند و در نهایت رابطه جنسی برقرار می‌کنند. این رابطه زمانی به پایان می‌رسد که زن به جعبه گیتار مرد نگاهی می‌اندازد و با دیدن اقلامی مانند کتاب، کت و شلوار و دستمال توالت متوجه می‌شود که او وانمود کرده یک هیپی است.

 

اگرچه استیون اسپیلبرگ این اثر را بی‌معنی و سطحی ارزیابی کرده و آن را به آگهی تبلیغاتی یک برند تشبیه کرده، اما در زمان اکران فیلم حضوری ویژه میان هواداران خود پیدا کرد. دنیس هافمن که اسپیلبرگ تحت آموزش او این فیلم را کارگردانی کرده بود، بر این باور بود که این فیلم شانس بیش‌تری در اسکار دارد و تبلیغات وسیعی برای آن انجام داد.

 

اما متاسفانه، همان‌گونه که اولین نشانه‌های رابطه نامناسب اسپیلبرگ با آکادمی اسکار نمایان شد، فیلم او حتی به نامزدی اسکار هم نائل نشد. هافمن در ارتباط‌های بعدی‌اش با افراد فعال در هالیوود متوجه شد که آکادمی، در آن زمان که دیدگاهش محافظه‌کارانه بود، به دلیل نمایش استفاده تفریحی از ماریجوآنا در فیلم و تبلیغاتش، احساس خوبی نسبت به این اثر نداشت.

 

۸- سال‌های ناکامی در دنیای تلویزیون

 

پس از موفقیت ابتدایی‌اش با فیلم Amblin’، در سال ۱۹۶۹، اسپیلبرگ اولین تجربه خود را به عنوان کارگردان تلویزیونی در سریال Night Gallery آغاز کرد، که به نوعی دنباله‌ای بر سریال The Twilight Zone به کارگردانی راد سرلینگ بود. کارگردانی او بخشی از اپیزود آزمایشی این سریال موسوم به Eyes بود که جوآن کرافورد، بازیگر برنده اسکار، در آن نقش یک زن نابینا را ایفا می‌کرد که درست در زمان قطعی برق بزرگ، پیوند چشم دریافت می‌کند. در سن ۲۲ سالگی، اسپیلبرگ جوان‌ترین کارگردان این سریال بود که همکارانش اغلب در حدود ۵۰ سال سن داشتند. او به دلیل عدم تجربه، ناگزیر بود یک ستاره را به عنوان هنرپیشه به کار گیرد و در تلاش بود تا مهارت‌های خود را از طریق برداشت‌های خاص و مهیج به نمایش بگذارد، اما در نهایت عملش به عنوان یک کارگردان ناموفق به یاد آورده شد و نیاز به تدوین دوباره داشت. به عنوان مثال، برای یکی از سکانس‌ها که باید اعصاب بینایی از یک بیمار به بیمار دیگر منتقل می‌شد، اسپیلبرگ از هیچ برداشت جراحی معتبر استفاده نکرد تا این سکانس پیوند هرچه بیشتر به تصویر کشیده شود. در پایان این تجربه، او به عنوان کارگردانی ضعیف و حتی بدتر از آن، به عنوان کارگردانی با ایده‌های نوین شناخته شد.

 

یک سال بعد، او مجدداً شانس کارگردانی را در دنیای تلویزیون با سریال Night Gallery و در بخشی به نام Make Me Laugh به دست آورد، اپیزودی درباره مردی که از طریق معامله‌ای با شیطان تلاش می‌کند به محبوب‌ترین کمدین تاریخ تبدیل شود. این بار، کار اسپیلبرگ به اندازه‌ای توسط شبکه سازنده بد ارزیابی شد که تقاضاهایی برای اخراج او مطرح شد. در عوض، صحنه‌های آن اپیزود بازسازی شدند و برخی بازیگران هم جایگزین شدند. جالب اینکه کارگردانی سکانس‌های بازسازی شده بر عهده ژانت شوارتس بود که بعدها کارگردانی آرواره‌ها ۲ را انجام داد. به طور کلی، مجموع این ناکامی‌ها او را متقاعد کرد که به طور کامل از دنیای تلویزیون دوری کند، اما خوشبختانه در سال ۱۹۷۱ او کارگردانی فیلم تلویزیونی دوئل (Duel) را بر عهده گرفت؛ یک فیلم پر تعلیق و کلاسیک که موجب احیای حرفه‌اش شد.

 

۷- توالت‌ها: یک فیلم

 

پس از موفقیت دوئل، اسپیلبرگ به اقتباس از کتابی جذب شد که احتمالاً برای او بسیار عجیب به نظر می‌رسید، به ویژه با توجه به آنکه او تهیه‌کننده اجرایی سریال‌هایی چون Animaniacs بوده است. در سال ۱۹۶۹، والاس ریبرن کتابی با عنوان Flushed with Pride: The Story of Thomas Crapper منتشر کرد که در آن به نقش او در اختراع توالت‌های سیفون دار مدرن پرداخته می‌شود و به این افسانه دامن می‌زند که مدفوع به دلیل او به معنای مزخرف نامیده شده است. اسپیلبرگ دوستانش، ویلارد هویک و گلوریا کاتز را که بعدها با سناریوی American Graffiti شهرت پیدا کردند، برای نوشتن سناریوی این فیلم استخدام کرد.

 

در سال ۱۹۷۲، این ایده به نظر احمقانه و خنده‌دار نمی‌رسید. در همان سال، وودی آلن بر اساس کتاب پرفروش Everything You Always Wanted to Know about Sex But Were Afraid to Ask، یک کمدی موفق و پرفروش ساخت. اما به نظر می‌رسید نماینده اسپیلبرگ به شدت مخالف این ایده بود و با بیان اینکه «استیون، اگر این فیلم دلت می‌خواهد بسازی، من نمی‌خواهم نماینده‌ات باشم»، به انصراف از ساخت اقتباسی سینمایی از Flushed With Pride منجر شد.

 

۶- الهام گرفتن از یادگاری از بدترین تجربه زندگی‌اش

 

در سال ۱۹۷۳، اسپیلبرگ برای کارگردانی اقتباسی از آرواره‌ها (Jaws) که پیتر بنچلی نویسنده‌اش بود، انتخاب شد که تا حد زیادی بهتر از نسخه ادبی‌اش به نتیجه رسید. مشکلات تولید این فیلم به خوبی شناخته شده‌اند، از چالش‌های مربوط به ربات کوسه تا فیلمبرداری در کنار دریا. اما این اثر به قدری موفق بود که نحوه اکران فیلم‌ها را در ایالات متحده دگرگون کرد. یکی از قایق‌های اصلی که در فیلم به تصویر درآمد، به نام Orca 1، به عنوان بخشی از یک تور نمایش به استودیو یونیورسال منتقل شد. سال‌ها در دوره‌های پراسترس، اسپیلبرگ به طرز مخفیانه‌ای وارد این شبه موزه می‌شد تا به خود یادآوری کند که دوران فیلمبرداری آرواره‌ها بدترین و سخت‌ترین زمان زندگی‌اش بوده است. این کار تا زمانی که آن قایق با اره قطع و از محوطه خارج شد ادامه داشت. با توجه به ثروت زیادش، احتمالاً او اکنون می‌تواند به جای این قایق، با پرواز در سفینه‌ای از فیلم Close Encounters of the Third Kind خود را آرام کند.

 

۵- همزمان در حال ساخت یک امپراطوری و یک قلعه شنی

 

در سال ۱۹۷۷، جورج لوکاس و اسپیلبرگ برای تعطیلات به هاوایی رفتند زیرا فیلم جنگ ستارگان قرار بود به زودی اکران شود و لوکاس می‌خواست در زمانی که فیلمش به دلایل مالی ناامید کننده معرفی می‌شود، در دسترس نباشد. نگرانی‌هایی در مورد فیلم برخورد نزدیک از نوع سوم به کارگردانی اسپیلبرگ نیز وجود داشت که ممکن بود به نتیجه‌ای نامطلوب برسد و او به استراحت نیاز داشت. در نهایت، خبر رسید که این فیلم قرار است یک موفقیت بزرگ باشد. واکنش لوکاس در پی این خبر، جاه‌طلبانه‌تری عمل کردن بود و او و اسپیلبرگ در حین ساختن یک قلعه شنی بسیار پیچیده، مباحث وسیعی مطرح کردند. در حین ساخت این قلعه، لوکاس ایده کارگردانی فیلم Raiders of the Lost Ark را با اسپیلبرگ درمیان گذاشت، چرا که از کارگردانی جنگ ستارگان متنفر بود و نمی‌خواست برای مدتی طولانی دوباره روی صندلی کارگردانی بنشیند.

 

اما در آن زمان، آینده اسپیلبرگ هنوز غیرمعلوم به نظر می‌رسید و هیچ‌کس نمی‌دانست که سرنوشت فیلم برخورد نزدیک از نوع سوم چگونه خواهد بود. لوکاس اکنون صاحب یک فیلم علمی – تخیلی بسیار موفق شده بود و جنگ ستارگان با ایجاد مقادیر زیادی حس گرم و انسانی، تنش‌ها را تحت‌تأثیر قرار داده بود. در نهایت، موفقیت و جذابیت فیلم اسپیلبرگ مانع از این رخداد شد، اما در آن زمان احساسات به گونه‌ای بود که همه در انتظار شکست فیلم و خود اسپیلبرگ بودند. شاید این یکی از تنش‌آمیزترین و پر اضطراب‌ترین ساخت این قلعه شنی در تاریخ باشد.

 

۴- دریدن صورت یک بازیگر

 

اگرچه فیلم Poltergeist در سال ۱۹۸۲ به عنوان یک اثر کلاسیک ترسناک شناخته می‌شود، اما برخی از طرفداران این ژانر احساس می‌کنند که این فیلم از ظرفیت‌های بیشتری برخوردار بود. این باور به خاطر این است که حس خانوادگی‌ای که اسپیلبرگ به عنوان تهیه‌کننده این فیلم به تصویر کشیده (برای مثال، او در همان سال E.T. را ساخت) با لحن تاریک‌تری که کارگردان فیلم، توبی هوپر، در صورت آزادی کامل به داستان می‌داد، در تضاد است. هرچند این فیلم با درجه بندی PG اکران شد و اگرچه از نظر محتوای مجاز PG خیلی پیشرفته‌تر از فیلم‌های امروزی است، اما فیلم به شدت خشونت آمیز نیست. اما تصاویری از پشت صحنه یکی از بخش‌های حیاتی فیلم نشان می‌دهد که این ساخت و ساز به هیچ وجه ساده نبوده است.

 

در ترسناک‌ترین سکانس فیلم، شخصیت مارتی، با بازی مارتین کاسلا، در حال نگاه کردن به آینه است که نور زردی از بالا به او می‌تابد. او متوجه برشی در کنار گونه‌اش می‌شود و با شک و تردید به آن دست می‌زند و در نهایت صورتش شروع به جدایی و افتادن به درون سینک ظرفشویی می‌کند. به جای اینکه این سکانس آن‌قدر زیادی به نظر برسد که اسپیلبرگ از آن دوری کند، در واقع، او خود را در ساخت این صحنه وارد کرد و موافقت کرد. او آن‌قدر احساس می‌کرد که دریده شدن صورت جذاب به نظر می‌رسد که در واقع، دست‌های اسپیلبرگ است که ماسک ژلاتینی را از صورت بازیگر جدا می‌کند. این موضوعی نیست که انتظار می‌رود زمانی که تهیه کنندگان احساس کنند که صحنه‌ها ممکن است از خط قرمزی عبور کند، این چنین کاری را پیش ببرند.

 

۳- تلاش برای حمایت از جرج لوکاس

 

در سال ۲۰۰۸، ملاقات اسپیلبرگ و لوکاس در حین ساخت قلعه شنی به بدترین نتیجه ممکن با اکران فیلم ایندیانا جونز و پادشاهی جمجمه بلورین منجر شد. اگرچه این فیلم از نظر مالی موفق بود، اما انتقادات زیادی از سوی منتقدان و طرفداران آثار لوکاس و اسپیلبرگ به خصوص در مورد آن به سرانجام رسید. بیش‌ترین انتقاد مربوط به صحنه‌ای است که در آن ایندیانا جونز به یک شهر جعلی که برای آزمایش هسته‌ای استفاده شده، وارد می‌شود و در یخچال قرار می‌گیرد و در نهایت از انفجار جان سالم به در می‌برد، زیرا این یخچال با سرب تقویت شده است. حتی در دنیای ایندیانا جونز که پر از فانتزی و داستان‌های افسانه‌ای است، این فضا نتوانست مورد پذیرش قرار گیرد، دقیقاً مانند آنچه در ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی درباره جام مقدس و از بین رفتن مهر و موم آن به تصویر کشیده شده بود.

 

سال‌ها بعد و در میان انتقادات بی‌شماری که جرج لوکاس را متهم به خراب کردن سری فیلم‌های ایندیانا جونز کردند (همان بلایی که آنها معتقد بودند لوکاس بر سر دنباله‌های جنگ ستارگان آورد)، اسپیلبرگ تلاش کرد از لوکاس دفاع کند و گفت که آن سکانس مشهور یخچال اشتباه او بوده و نه لوکاس. با این حال، لوکاس این ادعا را رد کرد و گفت که دوستش تلاش دارد تا او را محافظت کند. شاید این تنها بار باشد که دو کارگردان بزرگ سعی کردند تقصیر بدترین صحنه فیلم‌های خود را به گردن یکدیگر بیندازند.

 

۲- جشن گرفتن فیلم‌ها با اسلحه

 

با وجود اینکه اسپیلبرگ یک دموکرات وفادار و فعال به شمار می‌رود (که به تغییرات حزب جمهوری خواه در قرن نوزدهم به محافظه کاری امروزی اعتقاد ندارد)، اما بعضی مواقع دارای اشتراکاتی با طرفداران سلاح در آمریکا است. به طور خاص، او یکی از بزرگ‌ترین کلکسیون‌های اسلحه را در ساحل غربی دارد و افرادی چون چارلتون هستن و شیا لباف ادعا می‌کنند که او یک تیرانداز ماهر است. از هر یک از فیلم‌هایش، او به نوعی یک اسلحه انتخاب کرده و بر روی آن حکاکی می‌کند، فرآیندی که به گفته لباف (اگر این حقیقت داشته باشد) یک سال به طول می‌انجامد. در حال حاضر گزارشی مبنی بر اینکه او قصد دارد این مجموعه ارزشمند را با یک مجموعه دموکرات‌تر جایگزین کند، وجود ندارد. این علاقه به اسلحه به گونه‌ای در طول پیش‌تولید فیلم ۱۹۴۱ شکل گرفت، زمانی که اسپیلبرگ با جان میلیوس، کارگردان فیلم‌های Conan the Barbarian و Red Dawn، و نویسندگان فیلم‌نامه این اثر وقت گذراند. حتی جالب‌تر آن است که این سرگرمی در آن زمان بدین شکل شکوفا شد که گفته شده تیراندازی به خاطر ایجاد سردرد و سرگیجه در او بود.

 

۱- درگیری با پدر

 

برای بسیاری از ما بیرون آمدن از سایه یکی از اعضای خانواده که به عنوان مشهورترین کارگردان سینما در جهان شناخته می‌شود، چالش‌برانگیز است، اما به نظر می‌رسد آرنولد اسپیلبرگ در این زمینه موفق عمل کرده است. او به عنوان یکی از توسعه‌دهندگان اولین کامپیوترهای حرفه‌ای، مخترع اولین صندوق پول در شبکه الکترونیکی و نخستین سیستم کتابخانه الکترونیکی شناخته می‌شود، در کنار دیگر دستاوردهای فنی‌اش. به احتمال زیاد آرنولد اسپیلبرگ تأثیر بیشتری در زندگی روزمره شما نسبت به پسرش داشته است. آرنولد واکنش تند و بحث برانگیزی نسبت به حرفه سینمای فرزندش نشان داد. او در دوره‌ای پسرش را از خانه بیرون کرد، زیرا تدوین فیلم اول استیون تمام فضای اتاق نشیمنش را اشغال کرده و رابطه عاشقانه‌اش را مختل کرده بود. بعدها که استیون به سختی کار تدوین فیلم ۱۹۴۱ را به پایان رساند، پدرش به او گفت که از این فیلم متنفر است و استیون تنها پاسخ داد: «با من حرف نزن بابا». به طور جالبی، پدر اسپیلبرگ همچنین فیلم Raiders of the Lost Ark را نیز دوست نداشته است. منتقدان سینما بر این باورند که استیون در بسیاری از آثار اولیه‌اش، تنش‌ها و درگیری‌های خود با پدرش را از طریق تصویر سازی کاریکاتوری از او در نقش شخصیت‌های اصلی مرد با مشکلات خاص نشان داده است.

 

منبع: روزیاتو

آخرین اخبار

کشفی جدید، راه را برای رایانه‌های کوانتومی در حد و اندازهٔ یک سکه هموار کرده است

به‌مدت دهه‌ها، مگنون‌ها پتانسیل عظیمی برای فناوری‌های کوانتومی از...

کلوب| مدیران پرسپولیس از تارتار، یحیی می‌سازند یا هاشمیان؟

 مهدی تارتار سالها در تیم‌های مختلف مربیگری کرده و...

تعطیلی دیالی به دلیل مراسم تشییع رهبر شهید ایران در عراق

بر اساس گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و به نقل از...

رهبر شهید انقلاب چند فرزند داشتند؟

خبرآنلاین - زندگی مشترک آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای و...

خبر مهم برای سرپرستان خانوار / اعتبار کالابرگ تیرماه تا چه زمانی قابل استفاده است؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، یعقوب اندایش معاون رفاه و...

فیدان: روابط اردوغان و ترامپ می‌تواند به کاهش تنش‌ها در ناتو کمک کند

به گزارش خبرآنلاین، این روزنامه روز دوشنبه گزارش داد...

فولاد به پرسپولیس پاسخ منفی داد؛ این دو بازیکن قابل فروش نیستند

باشگاه فولاد خوزستان در شرایطی که فعالیت‌های نقل‌وانتقالاتی خود...

پیش‌بینی جدید از بازار مسکن / قیمت مسکن در ماه‌های آینده به کدام سمت می‌رود؟

به گزارش خبرآنلاین، کیانوش گودرزی، رئیس اتحادیه مشاوران املاک، با اشاره...

چین آزمایش یک موشک استراتژیک را در آب‌های اقیانوس آرام انجام داد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، وانگ شومینگ، سخنگوی نیروی دریایی...

بزرگ‌ترین کارخانه عمر دوم باتری خودروهای برقی افتتاح شد؛ انقلابی در ذخیره‌سازی انرژی

با افزایش تعداد خودروهای برقی، میلیون‌ها باتری در سال‌های...

پایان پاکسازی فضای بیرونی مصلی در شب گذشته

مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهر تهران از پایان عملیات...

حمله اسرائیل به جنوب غزه؛ ۲ نفر به شهادت رسیدند

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : فارس:...

میراث فکری رهبر شهید برای اقتدار علمی کشور/ مرور مهمترین کلیدواژه‌ها

خبرگزاری مهر – گروه دانشگاه و فناوری؛ رهبر شهید...

آغاز مراسم تشییع پیکر رهبر شهید

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مراسم تشییع پیکر مطهر مجاهد...

میراث فکری رهبر شهید درباره «خانواده و نقش زن و مرد»

برابری حقوق زن و مرد و عدالت جنسیتی همواره...

اظهارات زلنسکی درباره یک حمله جدید و وسیع روسیه به اوکراین

به نقل از خبرآنلاین، زلنسکی در پیام ویدئویی خود...

تبلیغات متنی