۷۴ سال پیش، محمد مصدق شیر نفت را به روی استعمارگران خارجی بست تا پایهگذار نفت ملی در کشور شده و تحولی در تاریخ صنعت نفت جهان به وجود آورد. از آن زمان، با وجود چالشهای بسیار، نفت به ملت ایران منتقل شده است.
، “ملی شدن صنعت نفت”، چهار واژهای که وقتی با هم ترکیب میشوند حسی از سرافرازی را به رگهایمان تزریق میکند. ملی شدن صنعت نفت ایران در ۲۹ اسفند سال ۱۳۲۹، به عنوان یک نقطه عطف اساسی در تاریخ سیاسی، اقتصادی و مبارزات ملت برای نجات سرمایههای ملی از چنگ بیگانگان، شناخته میشود. در این مدت ۷۴ ساله، این رویداد موجب شکلگیری حوادث و تحولات متعددی در این صنعت گردیده است.
۴۲ سال پس از کشف نخستین چاه نفت در ایران، این صنعت در کشور به مرحله ملی شدن رسید. دوران بین کشف نفت و ملی شدن آن در ایران، صفحات مهمی از تاریخ کشور را میسازد که تحت فشار حوادث تابیده است و ما را قادر میسازد با افتخار از ملی شدن نفت سخن به میان آوریم. اکنون، پس از گذشت بیش از یک قرن از کشف نفت و نیم قرن از ملی شدن آن، حتی مرور مهمترین رویدادها میتواند خوانندگان را در تاریخ این صنعت صد ساله غرق کند.
نهضت ملی شدن نفت در زمانی شکل گرفت که ایران بزرگترین تولیدکننده نفت خاورمیانه به شمار میرفت، و اقدام مصدق در آن زمان برای محدود کردن دست استعمار بر منابع و سرمایههای فراوان کشور، حرکتی ملیگرایانه در راستای حفظ منافع کشور بود که با حمایت گروهی از فرهیختگان و علمای روزگار از جمله آیت الله کاشانی، با اتکا به مضامین مذهبی شکل گرفت. در دورهای که سرمایههای کشور چون سیلابی به سوی بیگانگان سرازیر میشد، مصدق با همکاری جریانات مذهبی، تفکر اقتصادی مستقل را در کشور به مرحله اجرا درآورد و به گونهای جریانهای فکری را به سمت استقلال نفت سوق داد.
هماکنون، پس از ۷۴ سال از روزی که نفت ملی شد، سیاستمداران و شخصیتهای برجسته کشور با تکیه بر این تفکر ملی در عرصههای مختلف سیاسی و بینالمللی نقش آفرینی میکنند و با استفاده از این اندیشههای مستقل و ملی گرایانه، موفق شدهاند قیود وابستگی به بیگانگان را از پای کشور برچینند و آزادتر از همیشه به سمت استقلال در حوزههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و … پیش روند.
اما داستان از کجا آغاز شد؟
نخستین رویداد نفتی ثبتشده در تاریخ به امضای قرارداد ویلیام ناکس دارسی، سرمایهدار یهودیالاصل استرالیایی تبعه انگلیس در تهران در خردادماه سال ۱۲۸۰ باز میگردد. دارسی با این امتیاز حقوق اکتشاف، استخراج، حمل و نقل، پالایش و صدور نفت و گاز را در کلیه نواحی ایران به جز پنج استان شمالی، به مدت ۶۰ سال بهطور انحصاری به دست آورد. پس از آن، در مردادماه همان سال، طرح احداث خط لوله نفت در ایران به امضای تزار نیکولای دوم رسید.
حفاری در مسجد سلیمان که نشانههایی از طلای سیاه در آن مشاهده شده بود، در سوم بهمنماه سال ۱۲۸۶ آغاز گردید و حدود پنج ماه بعد، در پنجم خردادماه سال ۱۲۸۷، زمانی که کاوشگران از یافتن نفت در ایران ناامید شده بودند، نخستین چاه نفت خاورمیانه در مسجد سلیمان و در عمق ۱۱۸۰ پا فوران کرد و سرنوشت ایران بر مدار نفت گره خورد.
کمی بعد از فوران نخستین چاه نفت، شرکت نفت انگلیس و ایران تأسیس گردید و تمامی حقوق امتیازنامه دارسی به این شرکت منتقل شد و حدود یک سال پس از آن، در سال ۱۲۸۸، نخستین اختلاف رسمی بین شرکت نفت انگلیس و ایران و دولت ایران به وقوع پیوست. این سال، آغاز نخستین تجربیات صنعت نفت ایران بود. در این سال، ساخت پالایشگاه آبادان آغاز گردید و یک سال بعد، یعنی در سال ۱۲۹۰، ساخت نخستین اسکله نفتی ایران نیز شروع گردید.
در سال ۱۲۹۱، خط لوله نفت مسجد سلیمان به آبادان کشیده شد. این خط لوله در سال ۱۲۹۴ به علت خرابکاری قطع گردید و نه تنها موجب هدررفت هزاران تن نفت شد، بلکه تولید نفت به مدت پنج ماه متوقف گردید.
نخستین محموله نفت خام ایران در اردیبهشتماه ۱۲۹۱ صادر شد (میزان صادرات نفت ایران در سال ۱۲۹۸ از یک میلیون تن فراتر رفت) و یک سال بعد، در ۳۰ اردیبهشتماه ۱۲۹۳، توافقی میان دولت انگلیس و شرکت نفت انگلیس و ایران به امضا رسید که بر اساس آن ۵۱ درصد از سهام شرکت متعلق به دولت انگلیس بود. به همین خاطر یک سال بعد، انگلیس گروهی از سربازان هندی را برای حفاظت از تأسیسات نفتی به خوزستان فرستاد.
همکاری ایران و انگلیس در صنعت نفت ایران بدون چالش نبود و دومین اختلاف رسمی بین شرکت نفت انگلیس و ایران و دولت ایران در سال ۱۲۹۴ رخ داد. در نهایت، در سال ۱۲۹۶ چالز گرینوی تجدید نظر در امتیازنامه دارسی را مطرح کرد.
کشف دومین میدان بزرگ نفتی ایران
دومین میدان بزرگ نفتی ایران در هفتگل خوزستان در سال ۱۳۰۶ به بهرهبرداری رسید و دو سال بعد، در ۸ خرداد ۱۳۰۷، جکس، مدیر شرکت نفت انگلیس و ایران، در دیدار با رضا پهلوی، طرح تأسیس شرکتی برای توزیع نفت در ایران را مطرح کرد و رضا پهلوی با این پیشنهاد موافقت نمود. در تیرماه همان سال، تیمورتاش طرح جایگزینی امتیازنامه دارسی با امتیازنامه جدید را به کدمن ارائه کرد.
پنج ماه بعد، در آبان ۱۳۰۷، رضا پهلوی در پیغامی به شرکت نفت انگلیس و ایران از امتیازنامه دارسی نارضایتی خود را بیان کرد و خواستار تجدیدنظر در آن گردید و در اسفند همان سال مذاکرات بین کدمن و تیمورتاش برای تجدیدنظر در امتیازنامه دارسی آغاز شد و این مذاکرات تا چهار فروردین ۱۳۰۸ ادامه پیدا کرد و پیشنویس قرارداد جدیدی تهیه گردید. این پیشنویس در اردیبهشت ۱۳۰۸ در اختیار کمیسر نفت ایران قرار گرفت.
درخواست مطبوعات از رضا پهلوی برای لغو امتیازنامه دارسی
در نهایت، در ۲۵ آبانماه سال ۱۳۱۱، روزنامه ایران در سرمقاله خود از رضا پهلوی درخواست کرد امتیازنامه دارسی را لغو کند و در ۵ آذر ۱۳۱۱، این امتیازنامه توسط رضا پهلوی لغو گردید و در تاریخ ۶ آذرماه، وزارت دارایی اعلامیه لغو امتیازنامه دارسی را به مدیر شرکت نفت انگلیس و ایران ابلاغ کرد. الغای امتیازنامه دارسی در ۱۰ آذر ۱۳۱۱ به مجلس شورای ملی گزارش شد و مجلس بهاتفاق آرا آن را تأیید کرد. دو روز بعد، شرکت نفت انگلیس و ایران بهطور رسمی به لغو امتیازنامه دارسی واکنش منفی نشان داد. در ۹ اردیبهشت ۱۳۱۲، قرارداد جایگزینی امتیازنامه دارسی به امضا رسید و در ۷ خرداد، قرارداد جایگزین امتیازنامه دارسی به تصویب شورای ملی رسید.
افتتاح پالایشگاه کرمانشاه در سال ۱۳۱۴، تصویب قرارداد تأسیس خط لوله تا خلیج فارس میان شرکت نفت آمریکا-ایران و یک شرکت آمریکایی به نام شرکت لوله نفت ایران در سال ۱۳۱۵، و افزایش تولید نفت خام به بیش از ۱۰ میلیون تن در سال ۱۳۱۶، از مهمترین رویدادها در عرصه نفت در این سه سال بودند.
تصویب قانون ممنوعیت واگذاری امتیاز نفت به خارجیان
در تاریخ ۷ آذر ۱۳۲۳، مصدق طرحی دو فوریتی درباره ممنوعیت واگذاری امتیاز نفت به خارجیان را به مجلس ارائه کرد و این طرح به قانون تبدیل شد. یک سال بعد، تولید نفت خام ایران به نوزده میلیون تن رسید و در سال ۱۳۲۹ از ۳۱ میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه فراتر رفت.
در ۱۵ فروردین ۱۳۲۵، توافقنامهای موسوم به قوام-سادچیک در مورد نفت شمال بین ایران و اتحاد شوروی به امضا رسید. این توافق در ۲۹ مهر ۱۳۲۶ بهعنوان باطل اعلام گردید. واگذاری امتیاز نفت به بیگانگان ممنوع و دولت موظف به استیفای حقوق ایران از نفت جنوب گردید. در ۱۴ اسفند ۱۳۲۵، سید حسن تقیزاده در نامهای به قوامالسلطنه، نخست وزیر، خواستار تجدید نظر در میزان حقالامتیاز ایران از نفت جنوب شد.
طرح پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت برای نخستین بار
پیشنهاد ملی شدن نفت برای نخستین بار توسط عباس اسکندری در ۳۰ مرداد سال ۱۳۲۷ در مجلس مطرح گردید و در ۱۸ اسفند همان سال، محمد ساعد، نخست وزیر، شخصاً وارد مذاکرات نفت شد و خواستار پذیرفتن اصل پنجاه-پنجاه توسط شرکت نفت انگلیس و ایران گردید.
در ۲۸ تیر ۱۳۲۸، لایحه نفت یا قرارداد گس-گلشاییان به مجلس تقدیم و در آنجا تصویب گردید و در ۳۰ خرداد ۱۳۲۹ به درخواست علی منصور، نخست وزیر، کمیسیونی ویژه برای بررسی امور نفت تشکیل و لایحه نفت به آن کمیسیون ارجاع شد. در ۲۷ شهریور همان سال، کمیسیون نفت به سیاست مبهم رزم آرا در خصوص نفت اعتراض کرد و خواست خالصه در اختیار داشتن پرونده و سوابق مذاکرات نفت گردید و هفت ماه بعد، کمیسیون نفت با لایحه نفت مخالفت کرده و قرارداد الحاقی را برای استیفای حقوق ایران ناکافی دانست.
در ۴ آذر ۱۳۲۹، پیشنهاد ملی کردن نفت برای اولین بار در خانه نریمان توسط نمایندگان جبهه ملی به تصویب رسید و در ۸ آذر ۱۳۲۹، مصدق، حائری زاده، صالح، مکی و شایگان پیشنهادی را به کمیسیون نفت در رابطه با ملی شدن نفت در تمام نقاط ایران ارائه دادند. در همان سال، رزم آرا لایحه نفت را از مجلس خارج کرد و حدود دو هفته بعد، گزارش کمیسیون نفت در مخالفت با لایحه گس-گلشاییان مورد تأیید مجلس قرار گرفت.
مخالفت انگلستان با ملی شدن صنعت نفت
در ۴ اسفند ۱۳۲۹، سفیر بریتانیا در دیدار با رزم آرا اعلام کرد که انگلستان با هر نوع طرحی که منجر به ملی شدن صنعت نفت شود، مخالف است و آمادگی شرکت برای مذاکره درباره تقسیم عواید را مطرح کرد. در ۱۲ اسفند، مصدق در نامهای به رزم آرا نوشت که ملت ایران مطمئن است که در اولین سال ملی شدن نفت، عوایدی بیش از گذشته کسب خواهد کرد.
در ۱۷ اسفند ۱۳۲۹، مصدق پیشنهاد ملی شدن نفت را در کمیسیون صنعت ویژه نفت به رأی گذاشت و این پیشنهاد بهاتفاق آرا تصویب شد و در ۲۴ اسفند، گزارش کمیسیون نفت مبنی بر ملی شدن صنعت نفت، بهاتفاق آرا در مجلس شورای ملی تأیید گردید. ۱۰ روز بعد، دین اچسن، وزیر امور خارجه آمریکا، تلگرافی به سفیر آن کشور در تهران فرستاد و تأیید کرد که آمریکا با ملی شدن نفت در ایران مخالف نیست تا از نفوذ شوروی در این کشور جلوگیری نماید.
صنعت نفت در ایران ملی شد
در نهایت، در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ گزارش کمیسیون نفت در سنا به تصویب رسید و بدین ترتیب، صنعت نفت در ایران ملی شد. در پنجم اردیبهشتماه سال ۱۳۳۰، طرح ۹ مادهای مصدق برای اجرای اصل ملی شدن نفت در کمیسیون نفت به تصویب رسید و این قانون در ۹ اردیبهشتماه در سرتاسر کشور به تصویب مجلس رسید. پنج روز بعد، در تاریخ دهم اردیبهشتماه، قانون اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت به امضای رضا پهلوی رسید.
بدون شک نهضت ملی شدن صنعت نفت، ورق زرینی از تاریخ کشور ما در نبرد با استبداد داخلی و استعمار خارجی و عاملی برای رهایی از سایه شوم دخالت بیگانگان در سرنوشت کشور بوده است که تا ابد بر آسمان استقلال و سربلندی این مرز و بوم خواهد درخشید.
سالهاست نفت ایران بهطور ملی اداره شده و امروز تمامی فرایندها در زمینه اکتشاف، استخراج، مدیریت و بهرهبرداری از منابع نفتی در دست کشور قرار دارد و هر روز شاهد ثبت موفقیتهای متخصصان ایرانی در حوزه صنعت نفت هستیم. چه بسا اگر اینگونه نبود، تحریمهای ظالمانه میتوانست کشور را به زانو درآورد، ولی توانمندی بینظیر ایرانیان، قامتی راست و افتخارآمیز را در برابر جامعه جهانی به نمایش گذاشته است.
