بر اساس اطلاعات منتشر شده از گروه سیاست خارجی ایرنا، به یاد میآوریم که ۷۵ سال و ۴ ماه و ۲۳ روز پیش از ۷ اکتبر سال گذشته میلادی، سرزمین ما به پدیدهای نوین آشنا شد که غرب آسیا را در جنبههای مختلف تحت تأثیر قرار داد و به راه افتادن دور جدیدی از خشونت، کشتار و خونریزی، از سوی فرزندان نامشروع استعمارگران را به دنبال داشت.
آغاز نزدیک به ۱۰ جنگ بزرگ، نسلکشیها و کشتارهای horrifying در فلسطین و لبنان، به علاوه اشغال مناطقی از سوریه در جولان و سینا در مصر، تنها بخشی از عواقب نامطلوب وجود رژیم صهیونیستی طی ۷۶ سال گذشته است.
در این بین، ۷اکتبر ۲۰۲۳، به عنوان روزی منحصربهفرد در طول حیات ۷۶ ساله رژیم، به وضوح درخشانتر از سایر جنگها، عملیاتها و مقاومتها در برابر این رژیم میدرخشد. طوفان الاقصی در شرایطی رخ داد که توازن سیاسی در غرب آسیا به نفع رژیم صهیونیستی غلبه پیدا کرده و برخی از کشورهای عربی، با خیانت به آرمان فلسطین و هویت عربی خود، نزدیک به توافق عادیسازی با تل آویو بودند. از سوی دیگر، حمایت بیپایان و بیقید و شرط غرب، به ویژه ایالات متحده، از رژیم صهیونیستی، فکر مقاومت را حتی در بین فلسطینیان ساکن اراضی اشغالی محو کرده بود.
در چنین بستری، طوفان الاقصی با یک ضربه مهلک به توانمندیهای اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل که پیشتر به افسانههایی در عرصه تبلیغات بدل شده بود، بار دیگر توجه جهانیان را به سمت مسئله فلسطین جلب کرده و افسانه شکستناپذیری اطلاعاتی و امنیتی این رژیم را نابود کرد.
مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) این عملیات را در زمانی طراحی و اجرا کرد که صهیونیستها با بهترین تجهیزات شنود و جاسوسی، کنترل منطقه کوچک نوار غزه را به دست داشتند.
از این رو، طوفان الاقصی علاوه بر شکستن جو مسلط به اسرائیل، با نمایاندن ضعفهای اطلاعاتی این رژیم، جرقههای امید مقاومت را دوباره در دل مسلمانان و عربها زنده کرد.
این عملیات همچنین جرم و جنایت اسرائیل را به طرز بارزتری به افکار عمومی و وجدانهای بیدار در سرتاسر دنیا، به ویژه در دنیای غرب، نشان داد. شاید اگر عملیات طوفان الاقصی، با وجود همه جنایات بعدی اسرائیل در غزه، تحقق نمییافت، جوانان آمریکایی هرگز نمیتوانستند از میان بمباران رسانهای وابسته به ثروت یهود و صهیونیسم، جنون رهبری اسرائیل و دیوانگی نتانیاهو را تشخیص دهند.
این عملیات بیش از یک ضربه نظامی و اطلاعاتی به اسرائیل، شرایطی را به وجود آورد که این بار، بیش از همیشه و برخلاف گذشته، اسرائیل به عنوان بازنده مطلق جنگ روایتها و منفور در میان اکثریت مردم جهان مطرح شد. این وضعیت، فریادها را در قلب اروپا و در میان سیاستمداران اروپایی بلند کرده و نهادینه شدن ناجوانمردی سیاستمداران غربی در حمایت از جنون نتانیاهو را برای افکار عمومی روشن ساخت.
در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، به گونهای دیگر، وضعیتی به وجود آمد که با وجود سرسپردگی و تسلیم سران اکثر کشورهای عربی در برابر اسرائیل، فرآیند عادیسازی برای سالها به تأخیر افتاد. امروزه، مردم عرب کشورهای حاشیه خلیج فارس، دیگر به حکام وابسته خود اجازه نزدیکی به اسرائیل را نخواهند داد و عادیسازی روابط با تل آویو برای این ملتها به هزینهای سنگین تبدیل خواهد شد.
جهان پس از ۷ اکتبر و خاورمیانه پس از طوفان الاقصی دورهای جدید را آغاز کردهاند که در آن، نابودی اسرائیل دیگر یک خیال باطل نیست، بلکه به واقعیتی در حال تحقق تبدیل شده است. تاریخ پس از ۷ اکتبر، آغاز دورهای از نظم نوین است که بیش از هر چیز بر اساس هزینهزا بودن دوستی با اسرائیل، همبستگی مسلمانان، عقبنشینی غرب در حمایت از اسرائیل و قدرت نمایی کشورهای اسلامی و محور مقاومت در برابر دلارهای آمریکایی و تسلیحات غرب بنا شده است.
اکنون نظم نوین اسلامی، از دریای سرخ و خلیج عدن، تا خلیج فارس و دریای مکران، تا مدیترانه و در سرتاسر غرب آسیا، در برابر صهیونیسم قد علم کرده و بر تعداد وجدانهای بیدار در ترکیه، عراق، سوریه، لبنان، اردن، عربستان، کویت، امارات، قطر، عمان و دیگر کشورهای اسلامی افزوده شده است. وجدانهایی که دیگر نمیگذارند ثروت صهیونیستها بر شرافت مسلمانان غلبه کند.
امروزه، حمایت از مردم مظلومی که در غزه و سراسر فلسطین علیه اشغالگران سرزمینشان مقاومت میکنند و به همین دلیل جانشان بر کف دستشان است، به مهمترین آزمون شرافت برای هر انسان در هر نقطهای از جهان تبدیل شده است و ممکن است این یکی از مهمترین دستاوردهای ۷ اکتبر باشد.
