
بر اساس گزارشی از خبرآنلاین، آرش رئیسینژاد، یکی از استادان برجسته در حوزه روابط بینالملل در دانشگاه تافتس، در تحلیلی به بررسی خروج امارات متحده عربی از اوپک پرداخته و اظهار داشته است:
به نظر میرسد که دلایل اعلام خروج امارات از اوپک نمیتواند صرفاً به نزاعهای مربوط به سهمیه تولید یا برنامههای توسعه ظرفیت نفتی این کشور محدود شود؛ بلکه لازم است این اقدام را در بستر یک استراتژی ژئواکونومیک وسیعتری مورد مطالعه قرار داد.
در این راستا، خروج امارات از اوپک بیش از آنکه یک تصمیم اقتصادی زودگذر به نظر آید، اقدامی هدفمند به منظور «تقویت نهادینه» به قصد افزایش قدرت چانهزنی و بازتعریف جایگاه نهاد امارات در سطح منطقهای تلقی میشود.
افزایش قدرت چانهزنی امارات را میتوان در چارچوب رقابت فزاینده با عربستان سعودی تحلیل کرد. شدت یافتن این رقابت میان دو کشور در مواردی نظیر سودان، یمن و حتی پاکستان، اهمیت ارتقای جایگاه امارات را در تعاملات با ایالات متحده بیشتر کرده است. تحت این شرایط، خروج از اوپک به امارات فرصت میدهد تا از ابزار «افزایش تولید» به عنوان یک اهرم ژئواکونومیک بهرهبرداری کند و قدرت تسلط عربستان در مدیریت بازار نفت جهانی را به چالش بکشد. توانایی افزایش سریع عرضه، به ویژه در شرایطی که ثبات بازار انرژی برای آمریکا دارای اهمیت راهبردی است، میتواند موقعیت امارات را در روابط دوجانبه تقویت کند.
از سوی دیگر، افزایش ریسکهای امنیتی مربوط به تنگه هرمز و احتمال بروز اختلال در عرضه انرژی، اوضاعی را فراهم کرده که در آن کشورهایی با ظرفیت تولید اضافی و زیرساختهای صادرات جایگزین، از مزیت رقابتی برخوردار میشوند. در چنین فضایی، امارات میتواند با اتکا به توان افزایش سریع تولید در خارج از محدودیتهای اوپک پلاس و همچنین استفاده از مسیرهای صادراتی جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز، خودش را به عنوان یک «تأمینکننده باثبات» در بازار جهانی نفت معرفی کند؛ اقدامی که بهطور مستقیم به تقویت موقعیت ژئواکونومیک این کشور منتهی خواهد شد.
علاوه بر این، خروج امارات میتواند به ایجاد تبعات ساختاری قابلتوجهی در توازن قدرت در بازار نفت جهانی منجر شود. در ساختار اوپک پلاس، نقش کشورهای صادرکننده نفت خاورمیانه در کنار بازیگرانی نظیر روسیه، بر اساس نوعی همافزایی نهادی برای مدیریت عرضه و تأثیرگذاری بر قیمتها شکل گرفته است. خروج امارات از اوپک میتواند به تضعیف این انسجام بینجامد و توانایی این کشورها در اثرگذاری مشترک را کاهش دهد. در این میان، امارات به عنوان یک تولیدکننده عمده خارج از این ساختار، این پیام را در بازار، به ویژه به ایالات متحده و سایر بازیگران بینالمللی منتقل میکند که قادر است بهطور مستقل و خارج از محدودیتهای نهادی، در تنظیم عرضه و تأثیر بر دینامیکهای بازار عمل کند؛ موضوعی که میتواند نهایتاً به بازتعریف توازن قدرت میان تولیدکنندگان در سطح منطقهای و فرامنطقهای منجر شود.
به طور کلی، خروج امارات از اوپک باید بهعنوان یک گسست عادی در نظر گرفته نشود، بلکه برعکس، باید آن را به عنوان یک اقدام ژئواکونومیک سنجیده در راستای بازتعریف جایگاه این کشور در ساختار قدرت جهانی و منطقهای تحلیل کرد.
315
