حتی اگر ما بخواهیم که امیر قلعهنویی و ایده جوانگرایی را در تیم ملی کنار بگذاریم، جام جهانی این اجازه را نخواهد داد! در عرصهای که سطح آن بهطور چشمگیری بالاتر از فوتبال ایران است و تیمی پرستاره مانند فرانسه با نامهای آشنا و افتخاراتی که به راحتی قابل شمارش نیستند، شرکت دارد، یک جوان از روی نیمکت برخاست و تیم فرانسه را به مرحله بعدی هدایت کرد!
فرانسه، که بدون شک یکی از اصلیترین مدعیان قهرمانی در این دوره به شمار میآید، مقابل پاراگوئه با چالشهایی روبهرو شد -چالشهایی که پیشبینی میشد بهدلیل نوع بازی حریف به وجود بیاید. فینالیست دو دوره اخیر جام جهانی، در خط مهاجم آنقدر ستاره دارد که حتی در کنار امباپه و دمبله، بهعنوان بهترین بازیکنان دنیا، دچار تردید در انتخاب ضلع سوم تیم میشود! مایکل اولیسه، بارکولا و… اما دشان فراتر از این اسامی برای انتخاب ۲۶ ملیپوش فرانسوی دست به کار شد و نتیجه این انتخاب را در یک لحظه مشاهده کرد؛ جوانی که از روی نیمکت به زمین آمد و توانست سرنوشت بازی را تغییر دهد. این جوان که در دو فصل گذشته بیشترین نقش را در قهرمانی پاری سنژرمن در لیگ قهرمانان اروپا ایفا کرده، به طریق جوانگرایی و با افتخاراتی که نتایج دو دههای با بازیکنانی نظیر مسی، نیمار، امباپه، زلاتان، بکام و رونالدینیو را به خود اختصاص داده، به ویترین افتخارات پاریس افزوده است -وی اکنون به تاریخ شمسی متولد ۱۳ خرداد ۱۳۸۴ و ۲۱ سال و یک ماه سن دارد!
دزیره دوئه نامی است که در ذهنها باقی میماند. او که برادرش در همین جام جهانی با پیراهن ساحل عاج حضور دارد، همنام عشق ابدی ناپلئون بناپارت -امپراتور بزرگ فرانسه- است و تاریخ این کشور بهنوعی با این اسم آمیخته شده است! اما این دزیره مذکر که اکثر مردم بر این باور بودند که شانس به او روی خوشی نشان نمیدهد و در پیروزیهای ستارههایی نظیر امباپه و دمبله محو خواهد شد، همواره وقتی به زمین آمده خود را ثابت کرده است. وقتی میگوییم فوتبال برای جوانان است، این یک گزاره دو بخش دارد: یکی به قانون و طبیعت انسانی مربوط میشود که با افزایش سن از توانایی و کارآمدی بازیکن کاسته میشود و بخش دیگر به خود جوان برمیگردد؛ داشتن سن ۱۸ یا ۱۹ سال بهتنهایی برای درخشش در بالاترین سطح کافی نیست و جوان باید مانند دزیره دوئه خود را به تیم، مربی و همبازیان تحمیل کند.
وقتی فرانسه در برابر پاراگوئه به بنبست رسیده بود، در حالی که تاکتیک و کار تیمی مؤثر واقع نمیشد، او به میدان آمد و با یک حرکت تکنیکی حیرتآور، مدافعان خشن پاراگوئه را که مانع خودنمایی بازیکنان تکنیکی فرانسوی شده بودند، به هم ریخت و پنالتی گرفت. در بازی قبلی نیز به محض ورود به زمین، موفق به گلزنی شد تا دیگر هیچکس نتواند به سادگی از این نام بگذرد.
آن پنالتی که فرانسه را به دور بعد راهی کرد و پاراگوئه را به خانه فرستاد، بیشتر نتیجه اشتباه محاسباتی مدافعین یا خستگی و عدم تمرکز همتیمیها و تاکتیک نادرست نبود، بلکه نشاندهنده خلاقیت و توانمندی خود او بود. این در حالی است که او نه بهطور شانسی بلکه بهطور مکرر در دو سال اخیر فوتبال اروپا را تحت تأثیر قرار داده، همانطور که دو سال پیش یامال ۱۷ ساله با لاروخا توجهها را جلب کرده و جام قهرمانی را در کنار نیکو ویلیامز یا کوبارسی با اسپانیا که شمایل یک تیم دبیرستانی را داشت، بالای سر برد.
نمونههای دوئه و یامال در دو کشور مدعی بزرگی چون فرانسه و اسپانیا، گواه آن است که فوتبال همچنان مدیون انرژی جوانان باانگیزه است و نه به نامهای بزرگ و کارنامههای گذشته! و در نهایت، بار دیگر باید برای فوتبال خودمان افسوس بخوریم که با وجود گردش مالی چند هزار میلیاردی، به بازیکن ۲۵ ساله جوان میگویند و برای قرار دادن او به جای یک بازیکن ۳۸ ساله، مربیان هنوز تردید دارند و بعد از سه سال، هنوز جرئت نکردهاند!
یک لحظه تصور کنید اگر دزیره یا یامال در ایران متولد شده بودند، اکنون کجا بودند! واضح است که هر دو پدرثروتمندی ندارند که بخواهند برای فوتبالیست شدن آنها هزینه کنند! اگر یک نفر مانند مایلیکهن دوباره پیدا شود که در این باتلاق دلالی و زد و بند، جرات میدان دادن به افرادی مثل مهدویکیا، مجیدی، یزدانی، نکیسا، میناوند، موسوی و… را داشته باشد، به عنوان یک شگفتی قرن از هر یک از آنها یاد خواهیم کرد! یعنی، آنچه که در فوتبال اروپا و در سطح بالای جام جهانی بهطور روزمره و عادی اتفاق میافتد، برای ما معادل دیدن ستاره دنبالهدار هالی است!
بیشتر بخوانید: پیام تند امباپه به رقبا: فکر کردید با کتوشلوار میآییم؟ ما هم فوتبال زشت بلدیم
