روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی اشاره کرده است که یکی از پیامدهای اصلی شش ماه بمبارانهای آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران، تحتالشعاع قرار گرفتن اعتبار ترامپ است. تهدیدهای او که با صدا و جلوهای پرهیاهو مطرح میشود و همچنین ادعاهای مکرر او درباره صلح و پیروزی نزدیک، اکنون مورد تردید دوستان و دشمنان قرار گرفته و تهدید اخیرش مبنی بر اعمال «فلجکنندهترین اقدام اقتصادی علیه هر کشوری» که با ایران رابطه تجاری دارد، سوالات زیادی را در سطح جهانی به وجود آورده است.
پاسخ به این پرسش که آیا این تهدیدها تنها تیترهایی از رسانهها هستند یا واقعاً سیاستهای اجرایی به شمار میروند، به وضوح و شفافیت در دسترس است.
هیچ یک از روسایجمهور قبلی به اندازه ترامپ در اعمال تحریمهای ایران جلو نرفتهاند؛ از خریداران نفت ایران در پالایشگاههای کوچک معروف به «teapot» تا شرکتهای دولتی چین که از آنها حمایت میکنند. همچنین تا کنون هیچ رئیسجمهوری به امارات اولتیماتوم نداده که شبکه مالی ایران را تعطیل کند و واقعاً خواستار اجرای آن باشد.
اکنون برای جهان، مشاهده این تحولات ضروری است تا به واقعیت آن پی ببرد. هیچ رئیسجمهوری در تاریخ تحریمها در حدی به سمت رویارویی با چین نرفته است که از پالایشگاههای کوچک و دورافتاده به سمت حمایت شرکتهای دولتی چین گام بگذارد. همچنین اولتیماتومهای اعلامشده به امارات متحده عربی در زمینه تعطیلی شبکه مالی غیرقانونی ایران به واقعیتی غیرعملی تبدیل نشدهاند.
ترامپ در روز چهارشنبه اظهار داشت: «هر کشوری که اجازه دهد موسسات مالی، کسبوکارها، فرودگاهها یا نهادهای دولتیاش راهی برای نجات ایران فراهم کنند، با عواقب اقتصادی سنگینی روبرو خواهد شد. قاچاق نفت، خطوط سوآپ، نقل و انتقال وجه، صرافیها، ثبت کشتیها و شرکتهای پوششی — تمام این فعالیتها باید همین الآن متوقف شود. شما میدانید که چه کسانی هستید.»
اما برای برخی کشورها مانند امارات، قطع ارتباط با ایران درخواست چندان آسانی نیست؛ خصوصاً وقتی که آمریکا در خلال جنگ نتوانسته از امارات بهطور کامل محافظت کند و عبور و مرور آزاد در تنگه هرمز را برقرار کند. امارات که در این جنگ بهعنوان یکی از مهمترین متحدان آمریکا در خلیج فارس به شمار میرود، ممکن است نگران این باشد که سرکوب مالی به فرار سرمایهها از کشورهایی نظیر روسیه بینجامد.
در صورتی که ترامپ به وعدههای خود پایبند بماند، امارات بیش از بقیه باید نگران تحریمهای ثانویه آمریکا باشد. چالش اصلی این خواهد بود که سرنوشت صرافیهای مرتبط با ایران، شرکتهای خدمات مالی، کسبوکارهای تجاری و شبکههای مالکیت در دبی چه خواهد شد؛ همچنین نظارت بر نقل و انتقال وجه و کالاهای باارزش چگونه انجام خواهد گرفت. آیا پروازها از نظر قاچاق حجمهای کلان پول نقد و طلا مورد بازرسی قرار خواهند گرفت؟ توقف صادرات بنزین و فرآوردههای نفتی به ایران به سرعت احساس خواهد شد.
نگرانیهای موجود همچنین شامل شبکههای ایرانی در ترکیه، عراق، قطر و پاکستان و حتی حوزه رمزارزهاست، اما نکته اساسی این است که قطع تجارت، بر خلاف تحریمها، بهسرعت تاثیرات خود را بروز خواهد داد.
۳۱۰۳۱۰
