طبق اطلاعات ارائه شده در رویداد 24، توضیحات موجود باید برای هر کسی که در مورد اخبار سیاست خارجی ایران آگاهی حداقلی دارد، روشن و آشکار باشد. اما به نظر میرسد که رسانهها و برخی افراد نزدیک به دولت ترجیح دادهاند به اصول ابتدایی بیتوجهی کرده و اینگونه ادعا کنند که این توافق، یک دستاورد بزرگ برای ابراهیم رئیسی است.
خبرگزاریهای فارس، مشرق نیوز، کیهان، تسنیم و سایر رسانههای اصولگرا در سه روز اخیر به تبلیغ دستاوردهای دولت ابراهیم رئیسی پرداختهاند. کلیدواژهای که این رسانهها در توضیح توافق مبادله زندانی با آمریکا به کار بردهاند، «عصبانیت اصلاحطلبان» در پی این توافق است. سوالی که این رسانهها در تلاشند به آن پاسخ دهند این است که چرا شخصیتها و رسانههای اصلاحطلب از توافقی که به آزادی پنج زندانی آمریکایی و واریز ۶ میلیارد دلار ارز بلوکهشده ایران در کره جنوبی به حسابی در قطر منجر شده، ناراضیاند؟
پاسخ به این سوال از جمله واضحترین توضیحات ممکن است، ولی به دو دلیل میتوان به توضیح آن پرداخت: اول اینکه سیاست «دوگانه» در حوزه حاکمیت به وضوح خستهکننده شده است. در سالهای گذشته، هزینههای زیادی از بودجه عمومی در رسانههای دولتی و صدا و سیما برای انتقاد از توافق زندانیان در دولت حسن روحانی خرج شده است.
در آن زمان، سریال گاندو بهعنوان ابزاری برای تخریب دولت روحانی با محوریت آزادی «جیسون رضاییان» روزنامهنگار واشنگتن پست در ازای آزادی چند ایرانی و پولهای بلوکهشده ایران ساخته شد و دولت روحانی به دلیل آزادسازی یک زندانی دو تابعیتی متهم به جاسوسی، به عنوان یک دولت غربگرا و وابسته معرفی گردید.
افرادی نظیر علی باقری کنی که قبلاً به تمسخر از «امضای کری تضمین است» در مورد اظهارات محمدجواد ظریف پرداخته بودند، اکنون در توضیح فرآیند آزادسازی پولهای ایران از کره جنوبی به «تضمین آمریکا» اشاره کرده و اعلام کردهاند که «ایران تضمینهای لازم برای پایبندی آمریکا به تعهداتش را دریافت کرده است.»
این رسانهها و افراد که خود را از خشم جمهوریخواهان نسبت به برجام و سیاستهای بایدن برای احیای آن بیخبر میدانند، در سه روز اخیر با دقت به دنبال بیان نگرش جمهوریخواهان در انتقاد از توافق دولت رئیسی درباره آزادسازی پولهای ایران در ازای زندانیان بودهاند.
رسانههایی مانند جهاننیوز، که به علیرضا زاکانی شهردار تهران وابستهاند و قبلاً آزادی جیسون رضاییان را به عنوان عاملی برای «کاهش هزینه جاسوسی در ایران» توصیف میکردند، اکنون تبادل جاسوسان با پول ایران را «توافق بدون باج» نامیدهاند که نتیجهاش «عصبانیت غربگراهای داخلی» شده است.
جالب است که نزدیکان دولت رئیسی در واکنش به مباحث مربوط به تبادل زندانیان، اقدام جالبی انجام دادهاند و سعی کردهاند سوابق نقد «تبادل زندانیان» را پاک کنند. مثلاً علی نادری مدیرعامل خبرگزاری ایرنا، توییت شش سال پیش خود درباره مبادله جیسون رضاییان را حذف کرده است، هرچند کاربران شبکههای اجتماعی از آن تصویر گرفته بودند!
آیا به نظر شما رسانههای وابسته از این مقایسه ساده بیخبرند؟ احتمالاً چنین نیست. خبرگزاری فارس در گزارشی که روز یکشنبه منتشر کرده، به نقل از یک «مقام ارشد امنیتی» به تفاوت تبادل زندانیان با آمریکا در این دوره و تبادل سال ۹۴ بهعنوان ضمائم نانوشته برجام اشاره کرده و گفته است «در سال ۹۴، تبادل زندانیان با درخواست طرف آمریکایی و همکاری کامل دولت وقت انجام شد، و در واقع شرط لازم برای توافق هستهای بر روی تبادل زندانیان قرار داده شد اما در این دوره، تبادل به صورت مستقل صورت گرفت.»
به نظر میرسد دولتی که در دو سال اخیر با وجود تمایل (حداقل در حوزه دیپلماسی)، نتوانسته برجام را احیاء کند، اکنون به توافقی نائل آمده است که از رفع تحریمها خبری نیست و خوشحالی میکند!
مقامی امنیتی ادعای عجیبی دیگر نیز مطرح کرده و اشاره کرده که «ایده آزادی منابع مالی ایران در ازای آزادی زندانیان» در دوره قبلی توسط یکی از کارشناسان جوان امنیتی ارائه شده اما دولت پیشین به آن توجهی نکرد! و «دموکراتها در سکوت خبری پذیرفتند که آن را اجرا کنند.» وی اظهار داشته که زندانیانی که امسال مبادله شدند، دوران محکومیت خود را در ایران گذرانده بودند.
جالبتر اینکه چند ماه پیش دولت ابراهیم رئیسی پدر سیامک نمازی، باقر نمازی را که در سال ۱۳۹۵ به اتهام جاسوسی بازداشت و به ده سال حبس محکوم شده بود، بدون هیچ چشمداشتی بهعنوان یک «اقدام بشردوستانه» آزاد کرد. تصور اینکه این اتفاق در دولتهای میانهرو و اصلاحطلب بیفتد، مو را به تن هر مخاطبی راست میکند.
در نهایت، باید گفت که هیچ ایرانی از باز شدن یک روزنه کوچک تنفسی برای کشور در شرایطی که تمامی روزنههای امید مسدود شدهاند، ناراحت و عصبانی نخواهد بود. آنچه که موجب خشم مردم است، استانداردهای دوگانه، تلاشهای بیپایه برای ساخت دستاورد و دروغهای فاحش است.
