تحلیلهای انجامشده درباره علل بروز ابر تورم نشان میدهد که رشد فزاینده نقدینگی و شتاب بالای گردش پول به همراه افزایش انتظارات تورمی و به عبارتی کاهش اعتماد مردم به وضعیت اقتصادی کشور، از جمله عوامل کلیدی هستند که میتوانند به ایجاد ابرتورم منجر شوند.
با در نظر گرفتن وجود انتظارات تورمی و رشد نقدینگی در ایران که همواره موضوع بحث و بررسی بودهاند، این سؤال مطرح میشود که چرا تا به حال ابرتورم در ایران به وقوع نپیوسته است؟ از سویی دیگر، پرسشی که در این مورد مطرح میشود این است که آیا هنوز هم خطر ابرتورم اقتصاد ایران را تهدید میکند؟
در سالهای اخیر، تورم مزمن به شاخوبرگهای شخصیت اقتصادی ایران بدل گشته است. میتوان استدلال کرد که تحریمهای اقتصادی پیشین و همچنین افزایش پایه پولی، از جمله دلایل اصلی این وضعیت به شمار میروند؛ روندی که همچنان به قوت خود باقی است. بررسی پدیده تورم در دهههای گذشته حکایت از وجود نوساناتی در این زمینه دارد.
این در حالی است که از زمان خروج آمریکا از توافق هستهای در سال ۱۳۹۷، تورم در ایران هیچ کاهش قابل توجهی را شاهد نبوده و این پدیده به شکل یک بیماری مزمن درآمده است. تداوم این تورم، زنگ خطرهایی را درباره احتمال ظهور ابرتورم به صدا درآورده است. معمولاً وقتی سخن از تورم به میان میآید، به وقوع تورمهای بسیار بالایی اشاره میشود که به سرعت افزایش مییابند.
اگرچه تعریف مشخصی از شیوع ابرتورم وجود ندارد، اما به طور معمول تورم ماهانه بالای ۵۰ درصد یا تورم سالانه بالای ۱۰۰ درصد بهعنوان ابرتورم شناخته میشود. در چنین شرایطی، مردم یک کشور سعی میکنند از نگهداری پول ملی خودداری کرده و به حفظ داراییهای پایدارتر یا ارز خارجی بپردازند. بررسی تاریخ وقوع ابرتورم نشان میدهد که کسری بودجه دولتها، بهویژه از جمله عوامل موثر در این پدیده است؛ کسریای که به دلایلی چون جنگ، بحرانهای سیاسی یا هر رویدادی که در درآمد دولت اختلال ایجاد کند، به وجود میآید.
در واقع، دولتها در شرایطی که نمیتوانند به منابع مالی واقعی خود دسترسی داشته باشند، دو راهی پیش رو دارند: یا باید هزینههای خود را کاهش دهند و با اعمال مالیات بیشتر بر مسائل غلبه کنند و یا به چاپ پول روی آورند. بهطور کلی میتوان اظهار کرد که راه دوم به مراتب آسانتر است و در کوتاهمدت هیچ عوارضی به همراه ندارد، اما در میانمدت اثرات مخرب آن، نظیر تورم فزاینده و نارضایتی عمومی، خود را نشان میدهد.
کشورهایی همچون ونزوئلا، زیمباوه و لهستان از جمله کشورهایی هستند که با پدیده ابرتورم مواجه شدهاند. در سالهای اخیر، تحریمهای اقتصادی دستاندازهای زیادی را در مسیر فروش نفت ایران ایجاد کرده و عدم دسترسی دولت به درآمدهای نفتی، منجر به کسری بودجه و در نتیجه سیاستگذاریهای تورمزا شده است. به همین خاطر، بسیاری از کارشناسان اقتصادی رفع تحریمها و اصلاح سیاستهای پولی را بهعنوان نخستین گامهای ضروری برای حل مشکلات اقتصادی کشور معرفی کردهاند.
سناریوی وقوع ابرتورم
تداوم بالا بودن تورم در اقتصاد ایران موجب شده است که در ماههای اخیر شماری از اقتصاددانان و کارشناسان درباره احتمال بروز ابرتورم در کشور هشدار دهند. شباهت سیاستهای پولی ایران به ونزوئلا، یکی از دلایل اصلی نگرانیها در این رابطه است. از آنجا که افزایش نقدینگی نقطه شروع تورم و نهایتاً ابرتورم در ونزوئلا بود و این موضوع در ایران نیز وجود دارد، همواره خطر وقوع ابرتورم در این کشور گوشزد میشود. بهعنوان مثال، در اردیبهشتماه سال جاری، محمد هاشم پسران، یک اقتصاددان، در این رابطه هشدار داد و گفت: «یکی از مسائلی که باید در دستور کار سیاستگذاران قرار گیرد، جلوگیری از وقوع ابرتورم است.» وجود چنین نگرانیهایی به شکل عمیق قابل درک است.
تورمهای مکرر و مزمن در سالهای گذشته توان خریدارهای خانوارهای ایرانی را به شدت متاثر قرار داده و وقوع چنین پدیدهای میتواند اثرات مخرب و غیرقابل جبرانی به همراه داشته باشد. در چنین شرایطی، بعضی از کارشناسان اقتصادی بر این باورند که اگر شوک مثبتی مانند حل مشکلات تحریم در آینده نزدیک صورت نگیرد، باید در انتظار رشد فزایندهای در سمت تورم باشیم.
چرا ابرتورم هنوز به وقوع نپیوسته است؟
در حال حاضر، ایران با عواملی نظیر رشد پایه پولی، افزایش نقدینگی و کسری بودجه، به همراه انتظارات تورمی مواجه است. وجود این عوامل این پرسش را مطرح میکند که چرا تاکنون ابرتورم در این کشور پدیدار نشده است. برخی از کارشناسان بر این عقیدهاند که توجه به ساختار تولید در ایران میتواند در پیشبینی وقوع ابرتورم موثر باشد. یکی از نشانههای کلیدی بروز ابرتورم در یک کشور این است که قابلیت معامله پول ملی توسط مردم از بین برود. لایه زیرین این واقعیت، به از بین رفتن توان تولید در آن کشور به مدد آن پول بازمیگردد. این در حالی است که بخش عظیمی از زنجیره تولید در ایران به شدت به دولت وابسته است. این مساله موجب میشود که حتی در زمان بروز شوکهای اقتصادی، استفاده از ریال در فرایند تولید همچنان ادامه یابد.
دلیل قابل توجه دیگر اینکه ابرتورم تاکنون در ایران مشاهده نشده، مربوط به صادرات محدود نفت و محصولات پتروشیمی است. این معطوف به این واقعیت است که درآمدهای دولت با وجود کاهش شدید، همچنان پایدار مانده است. به عبارتی دیگر، اگر درآمدهای ارزی ایران به طور کامل قطع میشد، احتمال بروز ابرتورم بیش از پیش میشد.
با این حال، میتوان ادعا کرد که خطر ابرتورم همچنان در ایران وجود دارد. عمده دلیل وجود سایه ابرتورم، انتظارات تورمی است. با اینکه هنوز ابرتورم در ایران به وقوع نپیوسته، اما نشانههای زیادی از ناامیدی نسبت به بهبود شرایط در آینده دیده میشود. افزایش قابل توجه مهاجرت یکی از نشانههای بارز این معضلات است.
به همین خاطر، یک شوک اقتصادی جدید، که میتواند اعتماد مردم به بهبود وضعیت اقتصادی کشور را به کل از بین ببرد، میتواند به بروز ابرتورم منجر شود. به همین دلیل، کارشناسان اقتصادی معتقدند در صورت بدتر شدن شرایط فعلی اقتصاد ایران، سایه ابرتورم همچنان یک تهدید جدی محسوب میشود.
