فرهاد عصارزادگان در مصاحبه با رادیو سلامت بیان کرد: در حوزه پزشکی دو موضوع وجود دارد که گاهی به اشتباه به جای یکدیگر به کار میروند؛ یکی از آنها سرگیجه ورتیگو (سرگیجه واقعی) و دیگری حالت گیجی است که غالباً بیماران آن را نیز به عنوان سرگیجه میشمارند که معمولاً نگرانی خاصی ندارد. تفاوت این دو به این ترتیب است که مشخص میکند کدام یک باید جدیتر تلقی شود و کدام یک چندان نگرانکننده نیست.
وی همچنین گفت: سرگیجه یا گیجی به طور کلی موضوعی است که جدیت کمتری دارد و علائم آن متعدد و به راحتی قابل درمان هستند. این حالت میتواند احساسی از عدم تعادل در بیمار ایجاد کند یا اینکه بیمار ممکن است سبکی سر یا تاری در دید خود احساس کند؛ که این موارد، خود نگرانی چندانی ندارند؛ در حالی که سرگیجه واقعی یک معضل جدیتری است که نیاز به بررسی دقیقتری دارد.
عصارزادگان یادآور شد: سوال کلیدی که پزشکان از بیماران میپرسند این است که آیا تجربه چرخش خود یا محیط اطراف را به دور خود داشتهاند یا خیر و این میتواند نشانهای نگرانکننده باشد. بدین ترتیب، نکته اصلی در مورد سرگیجه واقعی، احساس چرخش است. در این حالت، پس از انجام معاینات لازم، باید بررسی شود تا علت اصلی مشخص گردد.
این پزشک متخصص توضیح داد که سرگیجهها به دو دسته تقسیم میشوند: سرگیجههای محیطی که ریشه آنها به گوش برمیگردد و سرگیجههای مرکزی که مربوط به مغز هستند. سرگیجههای مرکزی نیازمند توجه ویژه پزشکان اعصاب هستند، در حالی که سرگیجههای محیطی معمولاً خطر کمتری به همراه دارند؛ اما سرگیجههای مرکزی ممکن است به علتهای جدیتری مانند سکتههای مغزی ناشی شوند.
این متخصص مغز و اعصاب با تأکید بر اهمیت بررسی علائم همراه برای تشخیص دقیق، اظهار کرد: اگر سرگیجه همراه با تاری دید، دوبینی یا اختلال در گفتار باشد، این موارد میتواند نشانههایی از سرگیجههای مرکزی باشد و ضرورت دارد به پزشک سریعاً مراجعه گردد؛ در حالی که سرگیجههای محیطی معمولاً این علائم را ندارند. شدت علائم به تنهایی نشانهای از وخامت شرایط نیست؛ چرا که ممکن است سرگیجهها موقتی باشند و به حالت عادی بازگردند.
او در پاسخ به این سوال که تا چه حد مشکلات گوش میتوانند در ایجاد سرگیجه تأثیر داشته باشند، گفت: سرگیجه وضعیتی خوشخیم است؛ به این معنی که بیماران معمولاً با تغییر وضعیت از نشسته به ایستاده دچار سرگیجه میشوند و این حالت موقتی است و به سرعت بهبود مییابد. علت این مسئله به درگیری مجاری نیم دایرهای در گوش مربوط میشود؛ هرچند که نظر واحدی در مورد علت دقیق آن وجود ندارد و تئوریهای مختلفی ارائه شده است؛ اما خوشبختانه به راحتی قابل درمان است، هرچند ممکن است دوباره عود کند. التهاب در گوش داخلی نیز میتواند منجر به سرگیجه شود و باید درمان گردد تا علائم برطرف شود.
عصارزادگان در نهایت در مورد روشهای درمانی سرگیجهها گفت: افرادی که دچار سرگیجه واقعی هستند، معمولاً از خوراکیها نمیتوانند استفاده کنند؛ اما برای نوع دیگری از سرگیجه، ممکن است کاهش قند خون عامل باشد و در این صورت، مصرف آب قند ممکن است مفید باشد؛ هرچند در برخی موارد ممکن است تأثیری نداشته باشد. در نهایت، نوع دقیق سرگیجه باید شناسایی شود تا درمان مناسب انجام شود.
