فوتبال ایران در سطوح مختلف خود با سالهای دشواری روبرو بوده است. در این مدت، بهویژه در دهه اخیر، نتوانسته است موفقیتهای قابل توجهی را هم در سطح باشگاهی و هم ملی کسب کند و تنها در یکی دو مورد، بحرانی غیرمنتظره و یا جهش ناگهانی، باعث ایجاد نتایج مثبتی شده است. این ناکامیها خود را به وضوح در عملکرد تیم ملی بزرگسالان فوتبال ایران نشان میدهد که علیرغم صرف هزینههای هنگفت برای جذب مربیان مشهور، هیچ دستاورد قابل توجهی نداشته و خسارات بیشتری نیز به فوتبال کشور وارد کرده است.
نکتهای که شایان ذکر است، این است که در این سالها جابهجاییهای زیادی در میان بازیکنان و کادر مدیریت صورت گرفته، اما در راس این هرم، یعنی رئیس فدراسیون فوتبال، فردی که باید نقشه کلان پیشرفت فوتبال را ترسیم و مسیر موفقیت را هموار کند، همچنان در جایگاه خود باقی مانده است. با نگاهی به وضعیت کنونی مدیریت فوتبال ایران، مهدی تاج به عنوان رئیس فعلی، نزدیک به دو دهه است که در فدراسیون فوتبال ایران حضوری فعال دارد و در این مدت بخش عمدهای از زمان خود را به عنوان نایبرئیس و سپس رئیس گذرانده است. جالب است که در این زمان، فوتبال ایران نه تنها توفیق چندانی نداشته، بلکه در بعضی موارد پسرفت هم داشته است.
این ناکامیها بهویژه در جام جهانی و جام ملتهای اخیر که هر دو در کشور قطر برپا شدند، به خوبی نمایان است و در هر دو مسابقه ایران با نتایج ناامیدکنندهای رو به رو شد. در جام جهانی، تیم ملی بدترین نتایج تاریخ خود را ثبت کرد و در دیدار با انگلیس شکست تحقیرآمیز شش گل را تجربه کرد. همچنین در جام ملتهای آسیا، با وجود برخورداری از ستارههای مطرح و نسل طلایی فوتبال ایران، تیم ملی نتوانست به فینال راه یابد و این ناکامی، به نوعی ادامهدار شد. پیش از این نیز تیم ملی در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه موفق به صعود از مرحله گروهی نشد و در جام ملتهای آسیا بعدی به نیمهنهایی رسید و از دور رقابتها کنار رفت.
اکنون که نتایج ناامیدکننده فوتبال ایران به یکی از عادات تبدیل شده است، بار دیگر تغییرات در کادر فنی تیم ملی آغاز شده است. این تغییرات اگرچه به نظر درست میرسد و میتواند از تکرار اشتباهات ماضی جلوگیری کند، اما به تنهایی کافی نیست. این موضوع بهویژه توسط علی دایی، اسطوره فوتبال ایران، در گفتوگویی با تابناک مورد تأکید قرار گرفته و ایشان میگوید: «ما از یک سیستم و زنجیره نسلی مؤثر در فوتبال ملی بیبهرهایم. در حال انجام کارهای حاشیهای هستیم که از اهمیت آن غافل شدهایم. مسأله محور فوتبال ما مدیریت آن است. مدیران فوتبال ما دورهای محدود بعد از ناکامیها میروند و دوباره با همان افراد شکستخورده برمیگردند! من احترام خاصی برای آقای کیروش قائلم، اما او به هیچ عنوان از سوی آسمان به عنوان مربی تیم ملی انتخاب نشده است. مدیریت فوتبال ما او را به این سمت هدایت کرده. آقای کیروش را میپسندم، اما نتایج خاصی از ایشان نیز حاصل نشد. سه دوره جام جهانی و دو دوره جام ملتها فرصت کمی نیست و اقداماتی که در این مدت صورت گرفته، نتایج مثبتی در پی نداشته است؛ حال سوال اینجاست، ایشان چه زمانی باید پاسخگو باشد؟ متأسفانه مدیران ما پس از یک دوره غیبت، دوباره به کار بازمیگردند و مسئولیتها را به دست میگیرند.»
علی دایی، بدون ذکر نام مهدی تاج، به درستی به تصمیمات ایشان در ناکامیهای موجود اشاره کرده و آنها را مؤثر میداند. تاج قبلاً در دوره نخست ریاست خود با یک ناکامی بزرگ مواجه شد و پس از ماجرای ناخوشایند قرارداد با مارک ویلموتس، به بهانه بیماری قلبی از سمت خود استعفا داد. ولی جانشینی که برای او انتخاب شد، فرصت چندانی برای فعالیت نداشت و به طور ناگهانی برکنار شد تا بار دیگر مهدی تاج، مدیر ناموفق دیروز به صحنه بازگردد.
تاج در یک تصمیم بحثبرانگیز دوباره کیروش را به تیم ملی بازگرداند که نتیجه آن ناکامی در جام جهانی بود. پس از این رویداد، در حالیکه بسیاری انتظار داشتند یک مربی مشهورتر به نیمکت تیم ملی بیاید تا با ستارههای بینالمللی همکاری کند، مدیریت به ایزد سیاهچشمی سپرده شد که کارنامهاش در جام ملتهای آسیا خود حاشیهساز بود. حال سؤال این است که چگونه در عرض چند سال، چندین بار مربی تیم ملی تغییر میکند، اما مدیریت فوتبال ایران که همواره ناکام بوده، همواره ثابت باقی مانده و به ادامه حضور خودش در این سیستم مصمم است. دایی بر این نکته تأکید دارد که: «سوالی که باید پرسید این است که پس از ناکامیهای مستمر در فوتبال، کسی به مدیریت فوتبال ایران توجهی نمیکند؟ همه مربیان را مورد سرزنش قرار میدهند! در سیستم باشگاههای ما هم متاسفانه این روند مشاهده میشود! پس از هر ناکامی، مدیران تنها مربی را تغییر میدهند. چرا مدیر باشگاهی که پاسخگوی نتایج ضعیف نبوده، تغییر نمیکند؟ چرا پس از ناکامی در جام ملتها، تنها سرمربی باید پاسخگو باشد؟ چرا رئیس فدراسیون فوتبال هیچ پاسخگویی ندارد و کسی وی را بازخواست نمیکند؟ آقای تاج چند بار در فدراسیون فوتبال مسئولیت داشته است؟ آیا همین برای ارزیابی توانایی مدیریتی یک فرد کافی نیست؟ آقایان، اگر میبینید ایشان نمیتواند فوتبال ما را در مسیر موفقیت هدایت کند و نتایج مطلوبی در زمان مدیریتشان برای فوتبال ملی به ارمغان نمیآورند، باید به دنبال تغییرات جدی باشیم. اینکه با عدم موفقیت تنها به دنبال تغییر مربی و کادرفنی باشیم و سطحی به جای اصلی مشکلات نپردازیم، نشانه عدم موفقیت در مدیریت است. این تغییرات فقط راهی برای فریب افکار عمومی در ناکامیهاست. تأکید میکنم که مشکل اصلی فوتبال ما در حوزه مدیریت است. اگر مدیریت فوتبال ما صحیح شود، بقیه مسائل فوتبال نیزبهبود خواهد یافت.»
خواست علی دایی و نظرات او کاملاً منطقی است. مهدی تاج در شرایطی همچنان در منصب خود در فدراسیون فوتبال حضور دارد که به نظر میرسد هیچ احساس مسئولیتی نسبت به عملکرد خود نمیکند. او با خسارتی که از حیث «ویلموتسگیت» به فوتبال ایران وارد کرده، هیچ مجازاتی را متحمل نشده و به راحتی با بازگشت به ریاست فدراسیون، این روند را ادامه میدهد. اینجاست که باید به روند تحولات فوتبال ایران طی دو دهه اخیر به شدت شک کرد. متعهد ماندن به یک مدیری که در گذشته شکست خورده، تداوم حمایتهای نا بجا از او و حمله به منتقدان مهدی تاج، برنامهای بوده که در حال حاضر فقط به شکستهایی منجر شده است.
نظرات علی دایی در این زمینه بهطور کامل درست است، اما مشکل اساسی فوتبال از پایه دچار ضعف است و برای نگرانیهای دلسوزانه، هیچگاه گوش شنوایی پیدا نمیشود. تاج و همکارانش با همان روشهای قدیمی ادامه میدهند؛ سکوت، از حمایتهای بیرونی بهره میبرند و به منتقدان پاسخ میدهند. و به نظر میرسد که در این میان، هیچچیز از اهمیت نخواهد داشت به پیشرفت فوتبال ایران در راستای تحقق شعار «ایران قوی، ورزش قوی» نپرداختن و بیتوجهی به آن است.
