ماجرای لغو کنسرتهای علیرضا قربانی، خواننده برجسته کشور که آثارش در دل مردم جای دارد، به نوعی یادآور ضربالمثلی است که میگوید « شاه میبخشد، اما شاه قلی نمیبخشد!»
بارها کنسرت علیرضا قربانی لغو شده است، در حالی که او و تیمش مجوزهای رسمی وزارت ارشاد و مجوزهای لازم از دیگر نهادها را اخذ کردهاند.
سوالی که ذهن را مشغول میکند این است که چگونه به برخی خوانندگانی که با شیوههای نامناسب خود فضای موسیقی کشور را دستخوش تغییر کردهاند، اجازه اجرا داده میشود، اما کنسرتی مانند علیرضا قربانی به طور مکرر لغو میشود و حتی وزیر ارشاد دولت جمهوری اسلامی ایران نیز دستورالعملی میدهد که باز هم با موانع مواجه میشود؟
این قبیل رخدادها نه تنها برای فضای فرهنگی ایران مثبت نیست، بلکه بازخورد منفی در میان افکار عمومی به همراه دارد؛ بهویژه زمانی که اعتراض خریداران بلیت به لغو کنسرت مشهود بود.
لغو کنسرت علیرضا قربانی جنجال آفرین شد و بازتابهای زیادی در رسانهها به دنبال داشت، در حالی که این کنسرت بنا به تصمیم سلیقهای یک مقام استانی لغو شد، هرچند مدیر کل روابط عمومی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وعده داده که این کنسرت (۱۵ اسفند) برگزار خواهد شد.
چرا برخی از مسئولان برای خود کاسه داغتر از آش شده و به عواقب تصمیماتشان که میتواند اثرات منفی برای جامعه فرهنگی و هنری کشور و افکار عمومی به دنبال داشته باشد، توجهی نمیکنند؟
ماجرای لغو کنسرت علیرضا قربانی در اصفهان با ورود ستاد امر به معروف و بیانیه تند این ستاد خطاب به مسئولان وزارت ارشاد و بهویژه معاون هنری این وزارتخانه، منجر به جدالهای رسانهای گستردهای شد.
بایستی بهطور قاطع موضوع برگزاری کنسرتها حل و فصل شود و نهادها و ارگانهای مختلف از ورود به مسائلی که به آنها ارتباطی ندارد، خودداری کنند.
برنامهای که مجوز اجرا را از وزارتخانهای دریافت کرده، نباید و نمیتواند توسط نهاد دیگری لغو شود.
وزارت ارشاد موظف است بر برگزاری کنسرتهایی که مجوز آنها را صادر میکند، نظارت داشته باشد و نهاد ستاد امر به معروف و نهی از منکر مجاز نیست مانع اجرای کنسرتها شود؛ نام این نهاد خود نشاندهنده وظایف آن است و باید به همان اندازه بسنده کند.
امید این است که در آینده شاهد وقایعی مشابه لغو کنسرت علیرضا قربانی نباشیم و مانعتراشیهای متعددی در تصمیمگیریها کمرنگ شود.
