مدتی است که صبح روز سیزدهم فروردین (اول آوریل) که از خواب برمیخیزیم، با اخبار عجیب و غریبی روبهرو میشویم که تا چند ساعت موضوع بحث و تحلیل قرار میگیرند، اما در نهایت تا پایان روز به حقیقت دریافتی میرسیم که به عنوان «دروغ ۱۳» فقط سرگرمیای زودگذر بوده است!
، شایعاتی نظیر کج شدن برج میلاد، همکاریهای دو سینماگر معروف ایرانی و خارجی، و همچنین خبر درگذشت یک چهره مشهور، از جمله مواردی هستند که در سالهای اخیر در قالب دروغ ۱۳ مطرح میشوند و بحث و بررسیهای فراوانی را به همراه دارند. اما ریشه این سنت از کجا نشأت میگیرد؟
دروغ ۱۳، به عنوان یک رسم وارداتی که اکنون بخشی از فرهنگ ایرانی شده، این روزها به طور جدی دنبال میشود و برخی افراد خود را موظف به رعایت آن میدانند. این رسم، که به نوعی رنگ و بوی ایرانی به خود گرفته، ناشی از همزمانی روز اول آوریل در تقویم میلادی با سیزدهم فروردین در تقویم خورشیدی است.
گرچه اطلاعات دقیقی درباره تاریخچه این رسم در کشورهای دیگر در دسترس نیست، اما یکی از روایتهای مشهور درباره شکلگیری آن به اقدام پادشاه فرانسه، «شارل نهم»، مربوط میشود. او در سال ۱۵۶۴ به هنگام اصلاح تقویم گریگوری، جشنهای سال نو را از اول آوریل به اول ژانویه انتقال داد. با این حال، عدهای از مخالفان، همچنان در اول آوریل به جشنگیری ادامه میدادند و موافقان با تمسخر آنها را «احمقهای آوریل» مینامیدند.
اجرای این رسم در کشورهای خارجی به این شکل است که افراد از صبح دروغهایی را میگویند و در انتهای روز دروغ خود را افشا میکنند. در رسم اصلی، کسی که بعد از ظهر دروغ بگوید، به «احمق آوریل» معروف میشود، اما در نسخه محلی ما، بعضی افراد حتی یک روز قبل از آن شروع به دروغگویی میکنند تا دروغشان قابل باورتر به نظر برسد و در نهایت، با آشکار شدن حقیقت در پایان سیزدهم فروردین، از دروغ خود لذتی بیشتری ببرند!
با این حال، نکتهای اساسی نباید نادیده گرفته شود. دروغ اول آوریل نباید به کسی آسیب برساند و هدف اصلیاش باید ایجاد سرگرمی و شادی باشد؛ به عنوان نمونه، یک خبر دروغ درباره آتشبس در جنگ یا پایان یک اتفاق تلخ میتواند موقتا برای جامعهای منبع شادی باشد، هرچند که این امید کاذب ممکن است در درازمدت تأثیرات منفی بر روان افرادی که با آن ماجرا در ارتباط بودهاند، داشته باشد.
با توجه به اینکه در منابع معاصر دلیلی برای وجود چنین رسمی در میان ایرانیان پیدا نمیشود، به نظر میرسد عمر دروغ ۱۳ در ایران کمتر از ۸۰ سال باشد. البته در سالهای اخیر، با افزایش استفاده از شبکههای اجتماعی، این رسم رونق بیشتری یافته است.
درواقع، اگر چه ممکن است در طول یک دهه گذشته هیچ دروغ ۱۳ مشهور و فراگیری پیدا نشود (مثل شایعه کج شدن برج میلاد)، اما به احتمال زیاد هر یک از ما حداقل در میان دوستان و acquaintances خود شخصی را میشناسیم که در این روز، خبر دروغینی درباره ازدواج، بچهدار شدن، یا مهاجرت خود را در پلتفرمی مشابه اینستاگرام منتشر کرده و چند ساعت بعد، پرده از دروغش برداشته است.
گرچه هدف اولیه از ایجاد چنین رسمی در خارج و پذیرش آن در میان ایرانیان سرگرمی بوده، اما امروزه میتوان با طرح سؤالاتی نظیر اینکه آیا دروغگویی واقعاً میتواند دلیلی مناسب برای تفریح باشد؟ آیا ممکن است حس قدرت ناشی از پنهان نگهداشتن یک دروغ تا زمان فاش کردن حقیقت، افراد را به سمت دروغگویی در نام سرگرمی سوق دهد؟ آیا حتی دروغهای بیآزار هم نمیتوانند به اشخاصی که آن را میشنوند آسیب برسانند؟ آیا به رسمیت شناختن دروغگویی حتی برای یک روز، نمیتواند به پایههای اعتماد متقابل بین افراد خدشه وارد کند؟ و … نگاهی دیگر به این سنت وارداتی بیفکنیم.
