تحقیقات فراوانی در زمینه راههای جلوگیری از زوال شناختی صورت گرفته و به تازگی گروهی از محققان نروژی به موفقیتهایی در زمینه سادهسازی اصول مدیریت سلامت مغز دست یافتهاند.
هرموندور زیگموندسون، استاد علم روانشناسی در دانشگاه علم و فناوری نروژ در این خصوص میافزاید: مواد خاکستری و سفید کلیدهای اصلی سیستم عصبی ما هستند. ماده خاکستری متشکل از نورونها و دندریتها است، در حالی که ماده سفید به عنوان تسهیلکننده ارتباط میان سلولها (آکسونهای میلیندار) عمل میکند و در بهبود انتقال و توزیع سیگنالها نقش دارد.
اگر فردی بتواند هر دو نوع ماده سفید و خاکستری خود را در بهترین شکل ممکن حفظ کند، عملکرد شناختی، مهارتهای تفکر و حافظه نیز باید به خوبی عمل کند.
این گزارش به نوعی جمعبندی از درک کنونی علم مدرن درباره بهترین شیوههای تقویت سلامت مغز ارائه میدهد.
پروفسور زیگموندسون در ادامه توضیحش خاطرنشان میکند: اگر میخواهید مغز خود را در بهترین وضعیت حفظ کنید، سه عامل را باید به طور جدی مدنظر قرار دهید. به راستی، سه کلید شناسایی شده برای تقویت سلامت مغز به شرح زیر است:
تمرین بدنی
فعالیت اجتماعی
علاقهمندیها و سرگرمیهای جدی و واقعی
حال به بررسی و تحلیل هر کدام از این سه مؤلفه میپردازیم:
فعالیت بدنی
همگان به خوبی آگاهاند که نشستن تمام روز بر روی مبل برای بدن مناسب نیست و فعالیت بدنی جزئی اساسی برای سلامت مغز به شمار میآید.
بر اساس گفتههای پژوهشگران این مطالعه، زندگی فعال به پیشرفت سیستم عصبی مرکزی و مبارزه با پیری مغز کمک میکند.
تحقیقها توصیه میکنند که هر فرد باید سعی کند هر روز حداقلی از تحرک را داشته باشد. حتی اگر در حال انجام یک فعالیت کمتحرک باشید که نیاز به نشستن طولانی دارد، باید هر ساعت یا بیشتر برای چند دقیقه حرکت کنید.
فعالیت اجتماعی
برخی افراد به طور ذاتی اجتماعیتر از دیگران هستند، اما پژوهشگران تأکید دارند که هیچکس نمیتواند به صورت جزیرهای زندگی کند. تلاش کنید با افرادی که برای شما اهمیت دارند، در ارتباط باشید. مغز ما در مواجهه و تعاملات اجتماعی پرورش مییابد.
پروفسور زیگموندسون در این راستا توضیح میدهد: رابطه با دیگران و تعامل با آنها به چندین عامل بیولوژیکی پیچیده کمک میکند که میتواند از کند شدن فرآیندهای مغزی جلوگیری نماید.
ادامه یادگیری و اشتیاق به دانستن
نگه داشتن مغز در حالت فعال موجب تقویت قابلیتهای شناختی میشود. به دنبال سرگرمی جدید یا یادگیری مهارتهای تازه باشید. البته هرگز خود را به انجام این کار اجبار نکنید؛ فعالیتی را بیابید که واقعاً به آن علاقهمند هستید. هیچگاه در زندگی برای یادگیری مسایل جدید دیر نیست!
اشتیاق به معنای داشتن علاقه شدید به موضوعی، میتواند محرک و دلیلی باشد که ما را به یادگیری تجربیات تازه ترغیب کند. پروفسور زیگموندسون میگوید که این مسئله با گذشت زمان، تأثیراتی بر توسعه و نگهداری شبکههای عصبی ما خواهد داشت.
به طور کلی، نویسندگان این مطالعه اذعان دارند که مغز ما ابزاری با قدرت فوقالعاده است، اما درست مانند هر وسیله دیگری، اگر برای مدت طولانی غیرفعال بماند، به تدریج ضعیف خواهد شد.
