“`html
دکتر پویا جبل عاملی در نشریه دنیای اقتصاد به بررسی وضعیت بازارها و اقتصاد ایران پرداخت و تاکید کرد که از آغاز دهه ۹۰، به جز چند سال خاص، این حوزه تحت تأثیر شوکهای غیراقتصادی چون جریانات طوفانی قرار داشته است. در این بین، نکتهای طنزآمیز وجود دارد که سیاستمداران و رسانههای غیرتخصصی همیشه از نهادهای اقتصادی خواستهاند تا بر خلاف این جریانات عمل کنند!
به نمونه اخیر توجه کنید. در شرایطی که مسؤولان سیاسی درباره باروتخانهای که وضعیت منطقه را تهدید میکند، صحبت میکنند و افکار عمومی به سمت یک احتمال درگیری سوق یافته است، آیا نباید انتظار داشته باشیم که بازارهای طلا و ارز، به عنوان داراییهای مطمئن، با روندی افزایشی مواجه شوند؟ آیا منطقی نیست که در این وضع و با احتمال یک جنگ منطقهای، بازار سهام دچار افت شود؟ اکنون آیا واقعی است که از سیاستگذاران اقتصادی بخواهیم برخلاف این جریانات طبیعی عمل کنند؟
بالاترین انتظاری که میتوان از آنها داشت این است که با حداقل آسیب، اقتصاد ایران را در مسیر متاثر از تصمیمات سیاسی و امنیتی پیش ببرند. البته ممکن است در راستای این هدف، نیاز باشد تا بهطور محدود و موقتی بر خلاف جهت بازار عمل کنند تا ثباتی به وجود آید؛ همانطور که کشتیران در میانه یک رودگاه، گاهی ناچار به چنین اقداماتی میشود. اما انتظار اینکه سیاستگذار واقعیتها را نبیند و بهطور کلی خلاف جریانات بازار حرکت کند، تنها به بیثمر بودن تصمیمات اقتصادی خواهد انجامید.
جالب توجه اینکه علیرغم اینکه وضعیت مخاطرهآمیز بینالمللی اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده، برخی هنوز اذعان میکنند که نرخ بهره بالا باعث افت بازار بورس گشته است. آنها هنوز بر این باورند که اگر نرخ بهره بین بانکی کاهش یابد، مردم تمایل به سرمایهگذاری در بازار سهام پیدا میکنند! غافل از اینکه در صورت عدم وجود ریسکهای امنیتی و وجود شرایط پایدار در ذهن عموم برای مدت میانمدت، بسیاری از نمادها به قدری با ارزش هستند که افراد ناگزیر به سرمایهگذاری در بورس خواهند بود. اما واقعیت این است که عدم قطعیت و ابهامهای کنونی، در تاریخ معاصر ایران بیسابقه به نظر میرسد.
از سوی دیگر، در چند سال اخیر، دسترسی به نرخ بهرههای حقیقی مثبت موجب شده حتی با وجود ناترازیهای متنوع، روند تورم بهطور کلی کاهش یابد و طبق آمارهای جدید، نرخ تورم نقطه به نقطه همچنان در سطح ۳۰ درصد باقی مانده است. از دست دادن این ابزار میتواند دستاوردهای سیاستی را به خطر اندازد.
اما در زمان مواجهه با امواج بیاطمینانی، سیاستگذار چگونه باید عمل کند؟ اول اینکه باید اعتبار خود را حفظ کند تا در مواقع ضروری بر انتظارات تأثیر گذاشته و از آن حفظ نماید. بنابراین کتمان واقعیتها نهتنها تأثیری بر انتظارات ندارد، بلکه به شهرت سیاستگذار آسیب میزند. دوم، در بازارهای دارایی امن، باید تا حد ممکن از ایجاد شوکها جلوگیری کرد، اما نباید در برابر روندهای طبیعی که همان مسیر آب هستند، به مقابله برخاست. سوم، نباید گذاشت این شرایط به نفع رانتبران و قیمتهای دستوری تغییر کند، بنابراین اگر جرئت حذف قیمتهای دستوری وجود ندارد، بهتر است که این قیمتها از روند بازار فاصله نگیرند. ایجاد فاصله میتواند موجب افزایش تقاضا در بازار شود؛ در حالی که در این مقاطع، تقاضا باید کاهش پیدا کند. چهارم، برای بخشی از تقاضاها باید با استفاده از ابزارهای جایگزین مشابه به آنچه امروز مورد نیاز است، پاسخ داده شود. به همین دلیل تأکید بر تعمیق بازار از طریق این ابزار بسیار اهمیت دارد.
در نهایت، همواره باید از خود بپرسیم که غرق شدن قایق اقتصاد در امواج ناامنی چه دستاوردی برای مردم به همراه دارد که سپس بخواهیم از غرق شدن آن جلوگیری کنیم؟
“`
