تغییرات در عرصه مدیریت سیاست خارجی در هر سه کشور مزبور به طور قابل توجهی مشهود است و آن دسته از دیپلماتهای با تجربه که از ایران آگاهی بیشتری داشتند، از فرایند تصمیمگیری حذف شده و جوانان سیاسی به جای آنها مشغول به کار شدهاند. در ایالات متحده به زودی دونالد ترامپ، که به خاطر طراحی سیاست فشار حداکثری علیه ایران شناخته میشود، دوباره قدم به کاخ سفید خواهد گذاشت.
در ایران خوش آمدگویی به این مذاکرات به وضوح ابراز شده است، اما بررسی و تحلیل مواضع اعلام شده از سوی مقامات، رسانهها و مراکز پژوهشی اروپایی (در سه کشور) که به شدت محدود و اندک است، نشان میدهد که این دور از مذاکرات در نظر آنها بهگونهای متفاوت ارزیابی میگردد. به همین ترتیب، به نظر میرسد آنها بهویژه برای بیان مواضع خود و در مرحله دوم برای ارزیابی هیئت ایرانی به ژنو سفر میکنند. بنابراین، لازم است در کنار آرزوی موفقیت برای آقای روانچی و تیم همراه ایشان در این دور از مذاکرات که به شدت دشوار و پیچیده خواهد بود، انتظارات واقعی از نتایج این گفتگوها را مدنظر قرار دهیم، زیرا طرف اروپایی تا زمانی که تغییرات در واشنگتن و مدیریت سیاست خارجی اروپا به نتیجه نرسد، اقدامی مشخص انجام نخواهد داد و عمدتاً بر جمعآوری اطلاعات به منظور ارزیابی و تحلیل فرایندها در ایران و منطقه تمرکز خواهد کرد.
بر اساس مطالعه و بررسی مجموعه اطلاعات گردآوری شده، به نظر میرسد که اروپا دیدگاه متفاوتی نسبت به ایران نسبت به سه سال گذشته دارد. نظریات بر این باور است که با روی کار آمدن رئیسجمهور جدید، تغییر ساختاری قریبالوقوعی در ایران دیده نمیشود و بازیگران همچون روسیه و چین با تهران در برابر غرب هماهنگتر شدهاند. ترامپ علیرغم تمام وعدههای انتخاباتی خود علیه ایران، برنامه مشخصی ندارد و میتواند از احیای فشار حداکثری تا شروع مجدد گفتگوها با ایران دست به انتخاباتی بزند. اروپا بر این عقیده است که حکومت ایران توانسته اعتراضات داخلی را کنترل کند و در حال حاضر افق خاصی از بروز دوباره اعتراضات مشاهده نمیشود.
اروپا به این نتیجهگیری رسیده که وضعیت پیچیدهای در سطح منطقه حاکم شده است. از یک سو، ایران موفق به بهبود روابط با رقبای منطقهای نظیر عربستان شده و از سوی دیگر، به طور مستقیم با اسرائیل درگیر نظامی، هرچند بهگونهای کنترلشده، بوده است. در اواخر ماه اکتبر، اسرائیل به حملات موشکی ایران به تلآویو پاسخ داد و مدعی شد که بهطور همزمان حملات مؤثری به ظرفیتهای آفندی و پدافندی ایران وارد ساخته است و ایران نیز اعلام کرده است که پاسخی متناسب به حمله اسرائیل خواهد داد. برآورد دقیق پاسخ ایران هنوز مشخص نیست، اما هر پاسخی که داده شود بدون شک به پیچیدگی اوضاع منطقه خواهد افزود و این شرایط به عنوان یکی از علل استمرار بیثباتی در منطقه به حساب میآید که اروپا باید برای آن تحلیل و برنامهای داشته باشد. گفتگوهای روز جمعه همزمان با برقراری آتشبس در لبنان آغاز میشود که برای اروپا و منطقه یک اتفاق خوشایند به شمار میآید، اما هنوز مسئله غزه حل نشده و آینده درگیریهای نظامی ایران و اسرائیل همچنان ناپیداست و این مسائل باعث میشود که شرایط منطقه ملتهب باقی بماند.
مورد هستهای نیز بر اساس سفر گروسی به تهران و تصویب قطعنامه ضد ایرانی در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اروپا به این نتیجه رسیده است که در زمینه صدور قطعنامه علیه ایران موفق عمل کرده است، اما همزمان اقدامات مقابلهای ایران در زمینه به کارگیری سانتریفیوژهای جدید و افزایش ظرفیت غنیسازی و اتخاذ تدابیر سختگیرانهتر در بازدید بازرسان آژانس شرایط بین اروپا-ایران-آژانس را پیچیدهتر کرده است و اگر اروپا به اقدام snapback فکر کند، ایران نیز ممکن است به خروج از انپیتی بیاندیشد که این وضعیت میتواند عواقب غیرقابل پیشبینی برای منطقه داشته باشد.
بریتانیا و اتحادیه اروپا به ایران اتهام همکاری نظامی با روسیه را زده و در زمینههای هوایی و دریایی، جمهوری اسلامی ایران را مورد تحریم قرار دادهاند. همچنین آلمان به دلیل درگذشت جمشید شارمهد، که به اتهام تروریسم در دادگاه به اعدام محکوم شده بود، کنسولگریهای ایران در آلمان را تعطیل کرده است.
اروپا با توجه به مجموعه این مسائل عازم گفتگوهای ژنو است و بخوبی آگاه است که با پروندههای سنگینی روبرو شده است. فضای گفتگوها بسیار سنگین به نظر میرسد و در حال حاضر هیچ راهحلی برای موضوعات هستهای، منطقهای، حقوق بشری و دو جانبه دیده نمیشود. بنابراین، این سوال مطرح میشود که چرا با عدم وجود افق در هیچ یک از زمینهها، این گفتگوها پیش میرود؟
این پرسش، چالشی اساسی هم برای طرف ایرانی و هم برای طرف اروپایی است که هر طرف با توجه به تحلیلهای خاص خود به ژنو قدم میگذارد. اما در نهایت، هر دو طرف در این عقیده مشترک هستند که باید فرصتی به دیپلماسی داده شود تا شاید راه حلی برای مشکلات عدیده موجود پیدا شود، هرچند که هر یک از آنها از زاویه دید خود به این معماها مینگرند.
شاید اگر هر دو طرف به موضوع امنیت مشترک توجه کنند، بتوان راهی برای گفتگوهای آینده گشود. شناسایی زمینههای مشترک در بحثهای امنیتی با وجود عناصر تأثیرگذار کاملاً متضاد و متعارض اهمیت زیادی برای دو طرف دارد. این امنیت باید همزمان امنیت ایران، امنیت اروپا و امنیت منطقه را در یک چارچوب مدنظر قرار دهد. سوابق موجود در مباحث مختلف مطرح شده در مراکز مطالعاتی اروپا، گواهی است بر اینکه بحث امنیت مشترک یکی از موضوعات مهم در روابط ایران و اروپا بوده و ضروری است که ایران را در مقولههای امنیت منطقهای، منع گسترش سلاحهای هستهای، ایمنی هستهای، تغییرات اقلیمی، کمبود آب، ثبات منطقه و اقدامات اعتمادساز منطقهای درگیر کنیم تا مسیری برای خروج از وضعیت بحرانی کنونی هموار شود.
* دیپلمات ارشد بازنشسته
