۱۱:۵۱ – ۱۰ آذر ۱۴۰۳
باشگاه خبرنگاران جوان؛ سمیه خلیلی – در جریان بحران سوریه، کشور آمریکا به عنوان یکی از بازیگران کلیدی در صحنه جهانی، حضوری فعال داشته است. این کشور نه تنها در حوزههای دیپلماتیک و نظامی مداخله کرده، بلکه در بسیاری از موارد به عنوان یک نقشآفرین غیرمستقیم عمل کرده است.
یکی از دغدغههای اصلی در این راستا، چگونگی نقشآفرینی آمریکا در آموزش و تامین تسلیحات برای گروههای معارض مسلح سوری میباشد. این سیاست، به دنبال تغییر رژیم در سوریه، اهداف استراتژیک بیشتری در نقاط دیگر دنیا را نیز دنبال کرده است.
آموزش و تأمین تسلیحات برای گروههای معارض مسلح سوری
در آغاز نبرد داخلی سوریه در سال ۲۰۱۱، آمریکا و متحدانش به طور سنگینی به حمایت از گروههای معارض سوری پرداختهاند. در ابتدا، این گروهها بهعنوان نیروهای مخالف دولت بشار اسد شناخته شدند که ظاهراً هدفشان صرفاً مبارزه با حکومت سوریه بود. اما به مرور زمان مشخص گردید که بسیاری از این گروهها، چه در داخل و چه در خارج از سوریه، دارای ایدئولوژیهای افراطی هستند که به نوعی با تروریسم بینالمللی ارتباط دارند.
برای تحقق اهداف خود، آمریکا به تأمین تسلیحات و آموزش این گروهها پرداخته است. این اقدام به منظور تغییر توازن قوا در میدان جنگ و اعمال فشار بیشتر بر دولت سوریه صورت گرفته است. بهطور مشخص، آمریکا در قالب برنامههایی مانند «برنامه حمایت از نیروهای سوریه دموکراتیک» (SDF) و «ارتش آزاد سوریه» (FSA)، تسلیحات نظامی، آموزشهای نظامی و حتی مشاورههای استراتژیک را به این گروهها ارائه کرده است. بسیاری از این گروهها بعدها به تروریستهایی چون داعش و جبهه النصره پیوستند.
این حمایتها نه تنها به تقویت گروههای مخالف اسد کمک کرد، بلکه به شکلگیری یک وضعیت پیچیده و بیثبات در منطقه انجامید. بهواقع، آمریکا به جای مبارزه با تروریسم، برخی گروههای تروریستی را در مقابل دولت سوریه قرار داد و این موضوع بهطور غیرمستقیم باعث قدرتگیری گروههایی مانند داعش و جبهه النصره شد.
نقش آمریکا در تقویت گرایشات تروریستی در سوریه
آمریکا و کشورهای همپیمانش علیرغم ادعای مبارزه با تروریسم، در برخی موارد به تقویت گروههای تروریستی کمک کردهاند. یکی از واضحترین نمونهها، حمایت آمریکا از گروههای شبهنظامی در شمال شرق سوریه و عراق است که به طور غیرمستقیم موجب ایجاد پایگاههای گروههای تروریستی نظیر داعش گردید. در واقع، استفاده از گروههای نیابتی به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف استراتژیک در منطقه، منجر به گسترش تروریسم در حالی که آمریکا خود را مدافع آن میداند، گشته است. این سیاست به ویژه در مناطقی همچون ادلب و شمال سوریه که گروههای تروریستی تحت حمایت مالی و تسلیحاتی قرار دارند، مشاهده میشود.
سناریوی آمریکا برای مشغول کردن روسیه در سوریه
در بستر تنشهای جهانی و رقابتهای منطقهای، سوریه به یکی از میادین نبرد بین قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. از یک سو، روسیه بهعنوان متحد استراتژیک بشار اسد، با ارسال نیروهای نظامی و ارائه حمایتهای اقتصادی به سوریه وارد عمل شده و از سوی دیگر، آمریکا در تلاش است تا این اتحاد را مختل و توازن نیروها را تغییر دهد.
پس از ورود نظامی روسیه به سوریه در سال ۲۰۱۵، آمریکا بهوضوح تلاش کرد که روسیه را در این بحران نظامی بهدام بیندازد. این سیاست به نظر میرسید که بخشی از استراتژی کلی آمریکا به منظور کاهش نفوذ روسیه در این منطقه باشد. آمریکا با ایجاد بحرانهای متعددی در سوریه، بهویژه از طریق حمایت از گروههای مخالف و تروریستی سعی در وارد کردن روسیه به جنگی فرسایشی داشت که هزینههای آن برای این کشور بالا باشد.
این موضوع به خصوص زمانی که اوکراین به یکی از کانونهای بحران تبدیل شد، برای آمریکا اهمیت بیشتری پیدا کرد. به واقع، آمریکاییها به خوبی آگاه بودند که هر چه روسیه بیشتر درگیر جنگ سوریه شود، توان کمتری برای مواجهه با تهدیدات در اوکراین خواهد داشت. این نقشه به طور غیرمستقیم به سمت کشاندن روسیه به جنگی چند جبههای بوده که در آن تواناییهای نظامی و اقتصادی این کشور به شدت مورد آزمایش قرار گیرد.
آمریکا برای دستیابی به این اهداف، از چندین ابزار مختلف بهره برد:
حمایت از گروههای مخالف و تروریستی: همانگونه که اشاره شد، آمریکا با ارائه تسلیح و آموزش به گروههای معارض سوری، تلاش کرد تا فشارها بر روسیه و دولت سوریه را افزایش دهد. این فشارها موجب شد تا روسیه ناچار به اعزام نیروهای بیشتر و تجهیزات سنگینتر به سوریه شود، که هزینههای جنگ را بهطور محسوسی افزایش داد.
حمایت از کردها: آمریکا در بخش شمال سوریه، بهخصوص در مناطقی که تحت کنترل کردها بود، حمایتهای گستردهای را فراهم کرد. این سیاست نه تنها باعث تحریک ترکیه گردید، بلکه مشکلاتی برای روسیه به وجود آورد، زیرا روسها ناچار شدند برای حفظ منافع خود با ترکیه و دیگر بازیگران منطقهای مذاکراتی انجام دهند.
مداخله در امور داخلی سوریه: آمریکا با استفاده از تحریمهای اقتصادی و نظامی، تلاش کرد که فشارها را بر دولت سوریه و روسیه افزایش دهد. این فشارها بهویژه در حوزه نفت و گاز، که منابع استراتژیک سوریه به شمار میروند، تبعات منفی قابل توجهی برای اقتصاد روسیه به همراه داشت.
ادعای نقشی منسوخشده آمریکا در مبارزه با تروریسم
نقش آمریکا در بحران سوریه به وضوح نشاندهنده عدم صداقت در رویکرد این کشور است. در شرایطی که آمریکا خود را بهعنوان مدافع مقابله با تروریسم معرفی کرده، در واقع به حمایت از گروههای تروریستی پرداخته است که نه تنها امنیت سوریه را در خطر انداخته، بلکه به گسترش تروریسم در سطح جهانی دامن زدهاند. در همین حال، آمریکا با بهرهگیری از سیاستهای بغرنج در سوریه، در پی این است که روسیه را در گرداب این جنگ فرسایشی گرفتار کند تا به این ترتیب از توان نظامی و اقتصادی این کشور در درگیریهای متعدد بکاهد و بر رقابتهای جهانی خود به ویژه در اوکراین و دیگر مناطق تسلط یابد.
