شنبه 2 آبان 1405

سرنوشت ناگوار تالاب‌های شمال؛ غیبت پرندگان مهاجر مشهود است

 بدون تردید، یکی از تلخ‌ترین تصاویر بحران‌های زیست‌محیطی در ایران معاصر در گوشه‌ای از شمال شرقی کشور، در استان گلستان که نامش با جنگل‌های کهن هیرکانی و طبیعت بکرش گره خورده، در حال حاضر به وقوع پیوسته است. اینجا، صحنه‌ای از مبارزه نابرابر حیاتی در برابر نابودی است.

تالاب‌های بین‌المللی این منطقه، همچون ریه‌های آبی که پیش‌تر میزبان نیم میلیون پرنده مهاجر بودند، اکنون در حال احتضارند. پاییز امسال، گلستان با واقعیتی غافلگیرکننده و نگران‌کننده روبروست: سکوتی مرگبار در آبی که روزی مملو از صدای پرندگان بود، همچنان برقرار است.

این سکوت تنها یک فقدان زیبایی نیست؛ بلکه فریاد خاموش طبیعت، بیانگر پی‌آمدی بسیار جدی‌تر است: تغییر این اکوسیستم‌های حیاتی به کانون‌های تولید ریزگرد و نابودی زیرساخت‌های حیات و معیشت صدها هزار نفر.

ریشه این بحران را می‌توان در “سه‌گانه ویرانگر” جست‌وجو کرد: تغییرات اقلیمی، ناکارآمدی در مدیریت منابع آبی، و بی‌توجهی سیستماتیک به حق‌آبه‌های طبیعی تالاب‌ها. اطلاعات علمی از منابع معتبر، از جمله اداره‌کل هواشناسی گلستان، نشان می‌دهد که استان در معضل “خشکسالی انباشتی و ساختاری” به سر می‌برد. کاهش ۳۸ درصدی بارش نسبت به میانگین بلندمدت و افزایش دما به میزان ۱.۲ درجه، تنها نشانه‌های کمی از یک بیماری عمیق‌تر هستند. این تغییرات موجب اختلال در چرخه هیدرولوژیکی منطقه و فشاری مضاعف بر منابع آبی شده است.

اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود؛ فاجعه زمانی به اوج خود می‌رسد که “عامل انسانی” به عنوان یک تهدید مهم‌تر وارد می‌شود. سدسازی‌های بی‌رویه در بالادست حوضه آبریز اترک، الگوی کشت ناپایدار و مصرف‌کننده آب، انحراف مسیر رودخانه‌ها و بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی، همچون تیری بر گلوی تالاب‌ها فرود آمده‌اند. مسأله “حق‌آبه زیست‌محیطی” به عنوان یک حلقه مفقوده در این میان ظهور می‌کند. تالاب‌ها نه تنها به عنوان مصرف‌کننده، بلکه به عنوان بخشی حیاتی از این سیستمی هستند که وجودشان ضامن سلامت کلی نظام هیدرولوژیک، اقتصادی و اجتماعی است.

نتیجه این غفلت فراتر از ناپدیدشدن مرغابی‌ها و فلامینگوهاست. پدیده “گرد و غبارهای نمکی” که از بستر خشک تالاب‌هایی نظیر گمیشان بر می‌خیزد، تهدیدی جدی برای سلامت عمومی، کیفیت محصولات کشاورزی و امنیت غذایی سامان است.

ارزش اکولوژیکی تالاب‌ها، به گفته کارشناسان، تا ۲۰۰ برابر زمین‌های زراعی برآورد می‌شود، اما اکنون شاهدیم که این ارزش در حال محو شدن است. در عوض، کانون‌های بیابان‌زایی در قلب یکی از حاصلخیزترین مناطق کشور شکل می‌گیرد. بنابراین، ناله‌های تالاب‌های گلستان تنها زنگ خطری برای وضعیت زیست‌محیطی نیست، بلکه پیش‌زمینه‌ای از یک فاجعه انسانی و اقتصادی‌ست که اثرات آن به دیگر استان‌ها نیز خواهد رسید.

واقعیت این است که طی یک دهه اخیر، تغییرات اقلیمی مشهودی در استان گلستان رخ داده و سال‌هاست که خبری از هوای مناسب و مطلوب در این منطقه نیست. کاهش بارش، افزایش دما و تبخیر رو به رشد در گلستان به وضوح احساس می‌شود و تأثیر این تغییرات بر اکوسیستم‌های طبیعی بیش از هر زمانی بارز است.

در زمان‌های نه چندان دور، در نیمه دوم سال حدود نیم میلیون پرنده مهاجر از عرض‌های شمالی به گلستان می‌آمدند تا فصل سرما را در این منطقه سپری کنند و صدای آنها در زیستگاه‌های آبی استان طنین‌انداز بود؛ فلامینگو، باکلان، پلیکان، مرغابی و قو جزو پرندگانی بودند که در این دوران زینت‌بخش تالاب‌های گلستان بودند. اما اکنون بیش از دو هفته از مهرماه گذشته و خبری از این مهمانان پاییزی نیست، یا اگر هم باشند، تعدادشان ناچیز است.

در حالی که مهاجرت پرندگان آبزی و کنارآبزی از شمال آغاز شده است، این زیست‌محیط‌های ارزشمند دیگر فضایی برای اتراق و استراحت در گلستان نمی‌یابند. اگرچه شاید برخی از این پرندگان به تدریج به دلایل غریزی در اکوسیستم‌های گلستان حاضر شوند، اما کمبود آب و در پی آن غذا، آنها را وادار به ترک تالاب‌های گلستان می‌کند.

کم‌توجهی به حق‌آبه، دست‌اندازی به کاربری‌های تالاب‌ها و تغییرات اقلیمی زمینه‌ساز شرایطی شده است که دیگر هیچ پهنه آبی در تالاب گلستان وجود ندارد که بتواند میزبان پرندگان مهاجر باشد. البته، اقدامات ناواضح و ناکارآمد مدیریت محیط زیست در سال‌های اخیر و بی‌توجهی به وضعیت تالاب‌ها نیز سبب شده تا شرایط این اکوسیستم‌ها پیچیده‌تر از هر زمان دیگری گردد.

عدم تحقق حق‌آبه تالاب‌های بین‌المللی آلماگل، آجی‌گل و آلاگل، همراه با بی‌توجهی به احیای تالاب گمیشان، نشانه‌های بارزی از این ناکامی است و از نهادهای نظارتی انتظار می‌رود که در این خصوص اقدام کنند. بی‌تردید نبود پرندگان مهاجر در تالاب‌های گلستان برای دوستداران حیات وحش و جوامع محلی زنگ خطری جدی است که به طور اولیه برخی کارکردهای طبیعی این اکوسیستم همچون میزبانی از پرندگان را تحت تأثیر قرار داده است.

ادامه این روند و بی‌توجهی به این چالش می‌تواند زندگی صدها هزار نفر از افرادی که در جوامع نزدیک به این تالاب‌ها زندگی می‌کنند را به خطر بیندازد. تبدیل تالاب‌ها به اراضی بایر و تولیدکننده گردوغبار، یکی از پیامدهای ناگوار است که نیاز به تدبیر فوری دارد.

مدیرکل هواشناسی گلستان اظهار داشت: میزان بارش‌ها در سال زراعی ۱۴۰۴ ـ ۱۴۰۳ حدود ۲۹۳ میلی‌متر محاسبه شده که ۳۸ درصد کمتر از دوره بلندمدت است.

امان‌محمد کمالی افزود: در فصل زراعی گذشته، میزان بارش در گلستان ۱۸۲ میلی‌متر نسبت به میانگین بلندمدت کاهش یافته و استان در وضعیت خشکسالی شدید قرار دارد.

وی همچنین درباره شرایط اقلیمی فصل تابستان گفت: دمای هوا نسبت به میانگین بلندمدت ۱.۲ درجه افزایش یافته و بارش‌ها حدود ۵۴ درصد کمتر بوده است.

کمالی در پیش‌بینی‌های بارش‌ها در نیمه دوم سال نیز اشاره کرد: میزان بارش‌ها در فصل پاییز به طور معمول نرمال خواهد بود، اما از آذرماه تا پایان سال شرایط بارشی مطلوب خواهد بود.

وی درباره تشدید تغییرات اقلیمی تأکید کرد: برنامه‌ریزی‌های دقیقی برای به حداکثر رساندن بهره‌وری از بارش‌های موضعی لازم است و افزود: در ۱۰ روز اول مهرماه بیشترین بارش‌ها در گلستان ثبت شده است؛ لذا بر تمام نهادها واجب است که اقداماتی برای ذخیره‌سازی و استفاده بهینه از این بارش‌ها انجام دهند.

کمالی همچنین گفت: در حال حاضر، استان گلستان در محاصره کانون‌های ریزگرد متعددی مانند کویر مرکزی ایران و صحرای بالکان قرار دارد و متأسفانه برخی از تالاب‌ها به مراکز تولید ریزگرد تبدیل شده‌اند که باید برای آن چاره‌ای اندیشیده شود.

محمدرضا ملاعباسی، استاد دانشگاه‌های گلستان، اظهار کرد: وضعیت تالاب‌های استان وخیم است و اصلی‌ترین دلیل آن کمبود آب است که ادامه این روند منجر به نابودی کامل این ذخایر ارزشمند خواهد شد.

او افزود: ارزش اکولوژیکی تالاب‌ها حدود ۱۰ برابر بیشتر از جنگل‌ها و ۲۰۰ برابر بالاتر از زمین‌های زراعی است، اما ناآشنایی مدیران با اهمیت این ذخایر و نبود چارچوب‌های مدیریتی روشن، آسیب‌های زیادی به حیات تالاب‌ها زده است.

این استاد دانشگاه ادامه داد: تالاب‌های بین‌المللی گلستان نقشی کلیدی در جذب گردشگر، حفظ رسوبات و جلوگیری از نفوذ آب شور ایفا می‌کنند، اما عوامل انسانی به همراه عوامل طبیعی، فضای تخریب روزافزون آنها را ایجاد کرده‌اند.

ملاعباسی تأکید کرد: تبدیل تالاب‌ها به اراضی کشاورزی، ورود فاضلاب‌های شهری و صنعتی، استفاده از سموم کشاورزی و برداشت مواد توربی از مهم‌ترین تهدیدهای موجود هستند. همچنین استفاده‌ اقتصادی سهل‌انگارانه از تالاب‌ها برای استخراج نمک و پرورش آبزیان نیز مشکلاتی ایجاد کرده است.

او در ادامه گفت: تغییر مسیر آبراهه‌ها، مدیریت آب رودخانه‌ها، زهکشی‌های کشاورزی و چرای بی‌رویه دام از دیگر اقدامات انسانی هستند که خواص فیزیکی و شیمیایی آب تالاب‌ها را دستخوش تغییر کرده‌اند.

این استاد دانشگاه هشدار داد: تغییرات آب و هوایی به کاهش وسعت زیستگاه‌ها و تغییر در چرخه‌های اکولوژیکی منجر شده و همچنین موجب کاهش سرمایه‌گذاری پرندگان آبزی و افزایش آفات و بیماری‌ها شده‌ایم.

ملاعباسی اضافه کرد: ظهور ریزگردها نتیجه مستقیم خشک شدن تالاب‌هاست و این پدیده به طور منفی بر کیفیت محصولات

آخرین اخبار

علیرضا بیرانوند سرباز فجرسپاسی شد

علیرضا بیرانوند از اول آبان‌ماه به طور رسمی راهی...

منبع عراقی: الزیدی با الشرع تماس‌های محرمانه داشته است

به گزارش خبرآنلاین، خبرگزاری المعلومه به نقل از یک...

در روش تازه خرید بنزین پیش از سوخت‌گیری یک مرحله «احراز هویت» اضافه شده است

به گزارش خبرآنلاین،روند سوخت‌گیری با کارت اضطراری در شماری...

کاتس: ایران و اخوان المسلمین در پی حمله به اسرائیل هستند

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی مدعی...

رئیس شورای اروپا: کانال دیپلماتیک غیررسمی با روسیه همچنان باز است

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، کاستا در مصاحبه با نشریه...

پیام بورس به بازارها

دنیای اقتصاد: معاملات بورس تهران در هفته گذشته...

جنگ مجدد با ایران‌، اقتصاد جهانی را زمین‌ گیر خواهد کرد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تنش‌های نظامی میان ایالات متحده...

سهمیه اول و دوم کارت سوخت واریز شد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بر اساس گفته رضا حاجی...

رسیدن سرانه فضای آموزشی کشور به ۶.۱ مترمربع تا پایان برنامه هفتم توسعه

رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور با...

تبلیغات متنی