دولت سیزدهم و وزارت نفت به دنبال استراتژیهایی هستند که باعث افزایش تولید و تضمین ارتقاء صادرات گاز کشور شود و بدین ترتیب افق روشنی برای آیندهی صادرات گاز ایران ترسیم میکنند.
تبادل گاز و صادرات آن ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با صنعت نفت برقرار میکند. به عبارتی دیگر، برای افزایش صادرات باید سطح استخراج گاز نیز به طور قابل توجهی افزایش یابد. بدون افزایش در میزان استخراج، گاز کافی برای صادرات وجود نخواهد داشت و از سوی دیگر، نمیتوان به رشد استخراج پرداخت مگر اینکه صادرات گاز افزایش یابد. همچنین، نمیتوان گاز را استخراج کرد و آن را در حالتی بدون بازار در انبارها نگهداری کرد.
از این رو، صادرات گاز نیاز به مذاکرات دائمی و مداوم دارد. این مذاکرات میتواند به تثبیت شرکای حال حاضر و مشتریان کنونی، تنظیم قیمت و بازاریابی، ممانعت از ربایش مشتریان توسط رقبا و جلوگیری از تهدیدات مشتریان به وسیله تحریمکنندگان اختصاص یابد که همگی از اجزای اصلی این مذاکرات محسوب میشوند.
جزء دیگر، جستجو و مذاکرات برای توسعه عرصه صادرات و کشف شرکای تجاری و مشتریان جدید است. باید تلاش شود تا شرکای تجاری جدید در زمینه معقولهی گاز پیدا شوند به طوری که هر دو طرف از این همکاری منتفع گردند و به پایداری در روابط تجاری دست یابند.
شرکای تجاری پشت در و مشتریان پشت پنجره
به دلیل موارد ذکر شده، در سال گذشته مذاکرات تجاری در دو بخش کلیدی به شکل فشردهای ادامه داشته است؛ یکی با کشورهای همسایه و دیگری با شرکای احتمالی از دور.
در بخش شرکای نزدیک، کشورهایی چون پاکستان، روسیه و عمان به عنوان اهداف اصلی برای تجارت گاز مطرح شدهاند.
از طرف دیگر، در گروه شرکای دوردست، کشورهای اروپایی تبدیل به طرفهای مذاکرهای شدهاند که به دلیل نیاز شدید به منابع انرژی و تعهدات مرتبط با ایران و سایر عوامل به معاملات گازی با ایران ابراز تمایل جدی دارند.
با این حال، عوامل بازدارندهای چون ترس از تحریمهای آمریکا و نقش ترکیه به عنوان واسطه در انتقال گاز، مانع از غلبه بر تردیدهای طرفهای اروپایی شده است.
به هر روی، با توجه به رشد سریع و قابل توجه بازار نزدیک صادرات گاز ایران در سالهای آتی، این طرف اروپایی است که باید برای ورود به این معامله انگیزه بیشتری داشته باشد و بر افکار و نگرانیهای خود غلبه کند. ایران آمادگی کامل برای انجام یک معامله منصفانه با کشورهای اروپایی را دارد، اما بر این باور است که چنین معاملاتی نیازمند تلاش و آمادگی مشترک است.
از سوی دیگر، صادرات گاز به اروپا برای ما شامل هزینههای بالاتر انتقال است که به میزان سوددهی این معاملات لطمه میزند. در نهایت، هر چه باشد، تجارت در ابعاد وسیع و بینالمللی عمدتاً بهواسطه محاسبات اقتصادی و توجیه مالی صورت میگیرد.
ایران به عنوان مرکز توزیع انرژی
در زمینهی انرژی، واژهای به نام “هاب” وجود دارد که به معنی قطب یا مرکز توزیع ترجمه میشود. یک هاب انرژی به کشوری اطلاق میشود که به عنوان مرکز توزیع نوع خاصی از انرژی در منطقه، قاره، یا حتی در سطح جهانی عمل میکند.
یک قطب انرژی معمولاً خود تولیدکننده حاملهای انرژی است، اما لازم نیست که فقط توزیعکننده محصولات خود باشد. نقش یک هاب انرژی به نوعی شبیه به ناشر توزیعکنندهکتابها در میان کتابفروشیهای مختلف است که تنها به توزیع آثار خود نمیپردازد بلکه کتابهای سایر ناشران را نیز در بین درخواستکنندگان توزیع میکند.
به دلیل شرایط خاص ژئوپلتیک و دسترسی به کشورهای تولیدکننده و همچنین شاهراههای تجاری، یک هاب انرژی دارای بهترین موقعیت برای توزیع نوع خاصی از انرژی است.
به همین خاطر، در مذاکرات اخیر بین مسئولان نفتی ایران و روسیه، طرف روسی پیشنهاد داده است که با توجه به توانمندیهای بینظیر ایران در تولید گاز و دسترسی به تولیدکنندگان همجوار و شاهراههای تجاری قوی، ایران میتواند نقش هاب گازی را به عهده بگیرد.
این پیشنهاد همچنین با سیاستهای بالادستی و برنامههای بلندمدت کشور، به ویژه در بند “ت” اصلاحی ماده ۴۴ برنامه هفتم، همخوانی دارد و به تحقق این هدف نزدیکتر شده است.
این امر تأثیر بسزایی در قدرت و نفوذ ایران در بازار انرژی و به ویژه بازار گاز خواهد داشت و منجر به گسترش نفوذ تجاری و سیاسی ایران در سطح منطقهای و جهانی میشود.
افزایش تولید، تضمین افزایش صادرات
همانطور که در ابتدای متن به آن اشاره شد، افزایش صادرات بدون رشد متناسب در ظرفیت تولید امکانپذیر نیست و برای افزایش این ظرفیت و در نهایت میزان تولید نهایی، سرمایهگذاریهای جدی در حوزه استخراج و بهکارگیری تجهیزات پیشرفته ضرورت دارد.
کشور ایران میتواند ظرفیتی شگرف برای تولید نفت و گاز خود ایجاد کند که به میزان ۵۰ درصد افزایش خواهد یافت، اما برای تحقق این امر به سرمایهگذاری معادل ۱۶۰ میلیارد دلار نیاز است.
در صورت به انجام رسیدن این سرمایهگذاری، ظرفیت تولید نفت به ۵.۷ میلیون بشکه در روز و ظرفیت تولید گاز نیز به ۱.۵ میلیارد متر مکعب در روز خواهد رسید.
در همین حال، بهطور خاص در ارتباط با سرمایهگذاری در افزایش تولید گاز، پروژهای به ارزش ۳.۶ میلیارد دلار برای اجرای طرحهای مربوط به افزایش برداشت از ۱۳ میدان گازی در شرکت ملی نفت ایران مصوب شده است. با اجرای این پروژهها، مجموعاً ۱۴۲ میلیون متر مکعب به ظرفیت روزانه تولید گاز افزوده و همچنین ۱۰۰ هزار بشکه به تولید روزانه میعانات گازی اضافه شود.
از آن جا که در زمینه میادین گازی، حدود ۵۰ درصد از ذخایر گازی ایران متعلق به میدان مشترک پارس جنوبی است و اکنون بیش از ۷۰ درصد از گاز تولیدی کشور، از این میدان استخراج میشود، علاوه بر تلاش برای تولید گاز از فاز ۱۱ پارس جنوبی، تمهیدات دیگری نیز در حال بررسی و سرمایهگذاری است. اما این تمهیدات شامل چه مواردی میباشد؟
فشارافزایی، شیوهای برای افزایش و تسهیل تولید
در هر میدان گازی، فشردگی ذخایر و فشار گاز ذخیرهشده میتواند نشاندهندهی قابلیت استخراج گاز و دسترسی به آن باشد. هرگاه فشار گاز کمتر باشد، استخراج به صورت کند و دشوار انجام میگیرد و ممکن است در شرایط خاص حتی از لحاظ اقتصادی معقول نباشد.
زیرا ذخایر گازی معمولاً در حفرههایی منفرد و جدا از فضای محیط انباشته شدهاند و یکی از روشهای کاربردی برای اقتصادی کردن استخراج، افزایش فشار ذخایر گازی با تزریق مواد پرکننده به این حفرهها و به تبع آن کاهش حجم حفره و افزایش ظرفیت و فشار گاز است. به این فرآیند، اصطلاحاً فشارافزایی گفته میشود.
در فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی، برای بهبود استخراج از این میدان، اولین قرارداد مهندسی- لجستیکی برای طراحی و انجام مطالعات مهندسی پایه فشارافزایی امضا شده و با تأیید پیمانکار مشاوره طراحی پایه، کارگروهی برای موضوع فشارافزایی پارس جنوبی تشکیل شده است و اقدامات لازم هم در خشکی و هم در دریا بهطور همزمان انجام خواهد شد.
این موارد به وضوح، افق روشنی از آیندهی صادرات گاز کشور را نشان میدهد.
