کاوش در تاریخ روابط ایران و روسیه مملو از خیانتهایی است که از سوی روسها در حق این سرزمین صورت گرفته است. گفتمان انقلاب اسلامی ایران در اوایل پیروزی، حول محور شعار «نه شرقی نه غربی» شکل گرفت که به وضوح بیانگر این مفهوم است که نباید تمام ظرفیتهای کشور را به یک سمت خاص معطوف کرد و منافع ملی را وابسته به قدرتهای شرقی یا غربی قرار داد.
با گذشت چند دهه، نظام سیاسی ایران از این شعار فاصله گرفته و منافع کشور را بیشتر به شرق پیوند زده است و از ارتباط موثر با دیگر قدرتها بازمانده، این امر موجب شده تا روسها هر زمان که منافع خود را ایجاب کند و بدون در نظر گرفتن منافع ما در عرصه بینالملل، موضعگیری کنند. به عنوان نمودهایی از این موضوع میتوان به موضعگیریهای اخیر این کشور در قبال کریدور زنگزور و جزایر سهگانه بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک اشاره کرد که اولی را به جمهوری جعلی باکو و سه جزیره را به کشورهای کوچک امارات مربوط دانستند.
یک سیاستگذاری مناسب باید بر پایه منافع ملی و به دور از شعارهای ایدئولوژیک شکل گیرد؛ این بدان معناست که در مسائل مختلف باید با هر یک از طرفها، چه غرب و چه شرق، بر اساس منافع کشور و آنچه که برای آن سودمند است، راهبردهای همکاری تعیین شود.
در حال حاضر، قدرت اقتصادی کشورها به عنوان قدرتمندترین ابزار تاثیرگذار در عرصه بینالملل محسوب میشود که امکان تحول در معادلات را به نفع ملتها فراهم میآورد. بنابراین اهمیت قدرت اقتصادی بر تصمیمگیرندگان کشور روشن است و آنها باید نسبت به این موضوع توجه خاصی داشته باشند. هماکنون بزرگترین چالش کشور مسئله تورم است و افزایش تولید به عنوان اصلیترین راهکار برای کنترل آن مطرح است. اگر بتوانیم تولید را چه از طریق منابع داخلی و چه با جذب سرمایهگذاری خارجی افزایش دهیم، گامی بزرگ در جهت مهار تورم و بهبود سطح معیشت جامعه خواهد بود.
راهکار بهبود تولید در کشور نیازمند ارتباط سازنده با غرب و شرق بر مبنای منافع ملی است. این افزایش تولید از طریق سرمایهگذاری و تعامل با قدرتهای شرقی و غربی در چارچوب منافع ملی، با تدابیر هوشمندانه در زمینههای اطلاعاتی و امنیتی میسر خواهد شد. این موضوع یکی از مسایل بنیادینی است که میتواند موجب تقویت قدرت اقتصادی کشور و کاهش مشکلات اجتماعی شود.
در دهه اخیر و به ویژه بعد از امضای برجام و در چهار سال ابتدایی دولت یازدهم، فضای سیاسی کشور در عرصه بینالملل بهبود قابل توجهی یافت. این ایجاد زمینهای برای همکاری بسیاری از شرکتها و سرمایهگذاران خارجی بود و فضایی امیدوارکننده برای رشد و توسعه در کشور خلق کرد. اما برخی حساسیتهای غیرضروری و موضعگیریهای نسنجیده، بدون درایت نسبت به آینده، موجب شد تا این فرصتها به بهترین نحو ممکن به بار ننشیند و یا به کلی منتفی شود. به هر حال، شرایط کنونی ملت ایجاب میکند تا از تجربیات گذشته درس بیاموزیم و با حفظ حساسیتهای صحیح و سنجیده، موضعگیریهای انعطافپذیری در قبال جذب سرمایهگذاران خارجی اتخاذ کنیم؛ اقداماتی که در بهبود وضعیت فعلی کشور و حل مشکلات موجود میتواند نقش موثری ایفا کند.
