این اثر با تصویرگری نوشین صادقیان در ۴۰ صفحه مصور با تیراژ ۲۰۰۰ نسخه و قیمت ۱۸۵ هزار تومان توسط نشر طوطی (واحد کودک و نوجوان انتشارات فاطمی) روانه بازار کتاب شده است.
در بازنویسی این اثر، از داستان «دختر دال» در مقالهای با عنوان «روایتی محلی از اسطوره الهه باروری در لرستان» اثر بهمن فیروزمندی، مهدی رضایی و خیرالنساء جودی بهرهبرداری شده است.
معرفی این مجموعه به این شکل آمده است: «قصههای اقوام ایران» عنوان مجموعهای از کتابهای تصویری داستانی است که به منظور ترویج قصهها و افسانههای اقوام ایرانی و معرفی فرهنگهای مختلف به کودکان تهیه شده است.
این مجموعه شامل گنجینه ادبیاتی هر یک از قومیتهای ایران میشود که تنوع زیادی از داستانها با مضامین و ساختارهای مختلف را در بر میگیرد. قصهها و افسانههایی که برای این مجموعه انتخاب شدهاند، علیرغم برخورداری از ارزشهای ادبی، فرهنگی و بومی، کمتر شنیده شدهاند و به آنها توجه کمتری شده است. شخصیتهای محوری این داستانها، دختران و زنانی هستند که در روایتها نقش اصلی و تأثیرگذاری ایفا میکنند. علاوه بر این، داستانها بر پیوند انسان و طبیعت تأکید دارند و ارزشهای زیستمحیطی را ترویج میکنند.
نویسندگان در بازنویسی این قصهها و افسانهها کوشیدهاند تا ساختار اصلی اثر را حفظ کنند و به متن اصلی وفادار بمانند، اما آنها را به زبانی مدرن و شخصی برای کودکان بازآفرینی کردهاند. تصویرگران نیز با شناخت عمیق از طبیعت و فرهنگ محلی، تلاش کردهاند تا از تخیل و خلاقیت خود بهره ببرند و تصویری زنده از زیستبوم و عناصر فرهنگی ایران را در ذهن کودک به تصویر بکشند.
باید به این نکته نیز اشاره کرد که برخی داستانها و افسانهها ممکن است روایتهای متنوعی متناسب با اقلیم و فرهنگهای مختلف ایران داشته باشند هر یک از آثار منتشر شده، به پویش روایت انتخابی نویسنده از یک داستان قومی خاص پرداخته و تصاویر آن نیز بر اساس جنبههای تصویری آن قوم شکلگرفته است.»
در معرفی کتاب ذکر شده است: زنی از حکیم درخواست کرد که دعایی بخواند تا فرزندی داشته باشد. حکیم تخم پرندهای به او داد تا چهل روز از آن نگهداری کند. اما آیا ممکن است از تخم پرندهای جوجهای به دنیا بیاید؟ شوهرش به این عقیده اعتقادی نداشت.
بنابراین، تخم پرنده را برداشت و آن را به زبالهها پرتاب کرد!
پرنده دال به سرعت به آنجا آمد و تخم را با خود برد. به طوری که از درون آن تخم، دختری زیبا متولد شد که فرار از دال را نیز آموخت.
روزی شاهزاده تصویر دختر دال را در آب مشاهده کرد…
