در طول دهه گذشته، تحریمهای اقتصادی سخت و جهانی بهعنوان یکی از عوامل کلیدی شکلگیری و تشدید مشکلات اقتصادی در ایران شناخته میشوند. این تحریمها بهنحوی تنظیم شدهاند که دستیابی ایران به بازارهای بینالمللی و منابع ارزی را محدود کنند. نگاهی به روندهای اقتصادی ایران نشان میدهد که نتیجه مستقیم این تحریمها، افزایش فشار بر حوزههای گوناگون اقتصادی کشور و به تبع آن افت قدرت اقتصادی مردم، رشد فقر و افزایش ناامیدی بهویژه در میان جوانان میباشد. با وجود تلاشهای دولتها برای ارائه حمایتهای رفاهی به اقشار آسیبپذیر، عدم کارایی این تدابیر در برابر چالشهای اقتصادی ناشی از تحریمها به وضوح قابل مشاهده است. در این شرایط، برقراری ارتباط سازنده با جامعه جهانی و کاهش تنشهای سیاسی میتواند به جذب سرمایهگذاری خارجی، ارتقاء تولید و صادرات یاری رساند. این موضوع بهطور مستقیم به رشد اقتصادی و افزایش فرصتهای شغلی نیز منتهی خواهد شد و میتواند در کاهش نرخ فقر مؤثر باشد.
بحران اقتصادی در سایه تحریمها
یکی از اثرات خطرناک تحریمهای اقتصادی در سالهای اخیر، افت قدرت اقتصادی مردم بوده است. تحریمها بهشدت بر فروش نفت ایران تأثیر منفی گذاشته و محدودیتهایی برای تأمین هزینههای دولت ایجاد کردهاند، که این معضلات به طبع خود تورم را برای مردم رقم زده است. در واقع، میتوان اذعان داشت که تحریمها باعث شدهاند اقتصاد ایران در برابر نوسانات ارزی و کمبود منابع ارزی به شدت آسیبپذیر شود.
این آسیبپذیری به افزایش قیمتها، کاهش توان خرید شهروندان و تنزل کیفیت زندگی منجر شده است. بهعنوان نمونه، مطالعات دانشگاه جانز هاپکینز نشان میدهد که در فاصله سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹، هزینههای واقعی خانوارها در بخشهای مختلفی نظیر خوراک و آموزش کاهش پیدا کرده، در حالی که هزینههای مسکن بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است. این تغییرات به کاهش سطح رفاه اقتصادی و اجتماعی خانوادهها و افزایش شکاف طبقاتی انجامیده است.
بر اساس آمارها، نرخ فقر در ایران که در سال ۱۳۹۴ حدود ۲۰ درصد بود، بهسرعت در کمتر از یک دهه به ۳۰ درصد افزایش یافته است. این افزایش فقر بهویژه در میان اقشار کمدرآمد و ساکنان روستاها محسوستر بوده و بسیاری از خانوادهها را در تأمین نیازهای اولیه خود با چالش مواجه کرده است. کاهش فرصتهای شغلی و از دست رفتن مشاغل کوچک و متوسط هم این معضل را تشدید نموده است.
تحریمها تأثیر مستقیمی بر کاهش سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی گذاشتهاند. شرکتها و واحدهای تولیدی با چالشهایی از جمله تأمین مواد اولیه، انتقال تکنولوژی و دسترسی به بازارهای صادراتی مواجه شدهاند که در نهایت به کم شدن تولید و کاهش فرصتهای شغلی انجامیده است. بهراستی، کاهش سرمایهگذاری به معنای افت فرصتهای شغلی، بهویژه برای جوانان است. در این شرایط، جوانان با بالا رفتن بیکاری و ناامیدی به آینده روبهرو شده و بسیاری از آنها به فکر مهاجرت هستند.
تأثیر تحریمها بر افزایش ناامیدی
جوانان به عنوان نیروی محرکه اساسی هر جامعه، در پیشبرد اهداف توسعهای و اقتصادی نقش بیبدیلی دارند. با این حال، تحریمهای اقتصادی و بحرانهای ناشی از آن تأثیرات عمیقی بر زندگی و آینده آنها داشته است. این آثار نه تنها جنبه اقتصادی دارند بلکه ابعاد روانی و اجتماعی نیز به خود گرفتهاند. شرایط اقتصادی دشوار و بیثباتی اجتماعی ناشی از تحریمها موجب شده است که بسیاری از جوانان امید چندانی به آینده نداشته باشند و به دنبال راهحلی برای رهایی از وضعیت فعلی باشند.
افزایش تمایل به مهاجرت جوانان از جمله نشانههای بارز ناامیدی ناشی از تحریمها و بحران اقتصادی محسوب میشود. بسیاری از جوانان تحصیلکرده و با تخصص بهدلیل عدم دستیابی به شغل مناسب و فقدان آینده روشن، در پی ترک کشور هستند. جوانانی که در شرایط ناپایدار اقتصادی پرورش یافتهاند و از امکانات کافی برای پیشرفت و شکوفایی بیبهرهاند به مهاجرت بهعنوان راهی برای بهبود زندگی خود مینگرند.
این گرایش به ویژه در بین افرادی با تحصیلات عالی و مهارتهای تخصصی بیشتر است. مهاجرت این نیروی جوان و کارآمد نه تنها بهمعنای از دست رفتن سرمایههای انسانی کشور به شمار میآید، بلکه پیامدهای منفی اقتصادی و اجتماعی را نیز تشدید میکند. علاوه بر میل به مهاجرت، بالا رفتن افسردگی و بیاعتمادی نسبت به آینده نیز از عواقب ناگوار تحریمها بر روان جوانان است. بیکاری، نبود فرصتهای شغلی مناسب و عدم دسترسی به امکانات رفاهی و آموزشی سبب شده است که شمار زیادی از جوانان احساس ناکارآمدی و ناتوانی نمایند. این وضعیت به بروز افسردگی، اضطراب و حتی خودکشی در میان جوانان منجر شده است.
راهنماییهای خروج از بحران
با توجه به چالشهای گستردهای که ناشی از تحریمها و اثرات منفی آنها بر فقر، بیکاری و روحیه جوانان میباشد، نیاز مبرم به اقدامهای فوری و سیاستگذاریهای مؤثر برای خروج از بحران حس میشود. این سیاستها بایستی طوری طراحی شوند که نهتنها به خنثیسازی تحریمها بپردازند، بلکه سبب رشد اقتصادی، افزایش فرصتهای شغلی و بهبود کیفیت زندگی شهروندان گردند؛ لذا در شرایط کنونی، یکی از اصلیترین راهکارها برای خروج از بحران تلاش برای رفع تحریمها و بهبود روابط بینالمللی است. تعامل سازنده با جامعه جهانی و کاستن از تنشهای سیاسی میتواند به جذب سرمایهگذاریهای خارجی و افزایش تولید و صادرات گردد. این مسأله بهطور مستقیم به رشد اقتصادی و ایجاد فرصتهای شغلی منتهی خواهد شد.
علاوه بر این، رفع تحریمها میتواند به بهبود دسترسی ایران به منابع مالی و ارزی کمک کند. این منابع میتوانند در بخشهای زیرساختی و توسعهای نظیر حملونقل، انرژی و فناوری اطلاعات مورد استفاده قرار گیرند. سرمایهگذاریها نهتنها به ایجاد شغلهای جدید منجر خواهند شد، بلکه به رشد تولید و صادرات و در نهایت به بهبود وضعیت اقتصادی کشور کمک شایانی خواهند کرد.
همچنین بهبود و اصلاح نظام رفاهی و حمایتی یکی دیگر از اقدامات ضروری برای مقابله با پیامدهای منفی تحریمها بهشمار میآید. نظام رفاهی ایران نیازمند بازنگری و اصلاحات قابل توجهی است تا بتواند بهطور مؤثرتری به نیازهای اقشار آسیبپذیر پاسخ دهد. ایجاد یک پایگاه داده جامع برای شناسایی نیازمندان واقعی، کاهش بروکراسی در سیستمهای رفاهی و توزیع عادلانه یارانهها از جمله اقداماتی هستند که میتوانند به رفع نواقص در نظام رفاهی کمک کنند. بهعلاوه، با افزایش شفافیت در تخصیص بودجه و کاهش تعداد نهادهای تصمیمگیری، میتوان به بهبود کارآیی نظام رفاهی یاری رساند. این اصلاحات باید به گونهای انجام گیرد که حقوق و حمایتهای اجتماعی بهطور عادلانه بین تمامی اقشار جامعه توزیع شود و فشار اقتصادی بر دوش اقشار کمدرآمد کاهش یابد.
