مسئله ای که مطرح است این است که مدل کنونی بر پایه یک معادله ی ساده شده بنا شده که بر اساس آن فرض می شود کل کیهان یکنواخت بوده و به صورت یکنواخت در حال انبساط است. اما شواهد موجود خلاف این ادعا را ثابت می کند: ما شاهد یک شبکه ی عظیم کیهانی هستیم که به واسطه ی رشته های کهکشان ها شکل گرفته و کهکشان ها نیز به واسطه ی حفره های فراوانی که از درک ما فراتر است، از یکدیگر جدا شده اند.
مدل جدید کیهان شناسی به نام «زمان نمای کیهانی» (Timescape cosmology) بر این «غیریکنواختی» تأکید می کند. وجود مقادیر بیشتر ماده به این معناست که گرانش نیز قوی تر بوده و بنابراین زمان به کندی سپری می شود. به زبان ساده، یک ساعت اتمی که در یک کهکشان قرار دارد می تواند تا یک سوم نسبت به همان ساعت در فضای خالی تیک تاک کندتر عمل کند.
به همین علت در نواحی با گرانش بالا، گذر زمان کندتر است و این بدین معناست که همه ی قسمت های جهان با سرعت یکسان گسترش نمی یابند.
اگر این غیریکنواختی را به مدت زمان طولانی تری که جهان به عمر خود تجربه کرده، اعمال کنیم، ممکن است زمان در نواحی خالی، میلیاردها سال بیشتر از مناطق پرماده سپری شده باشد. یکی از نتایج جالب این موضوع این است که دیگر نمی توان گفت که جهان دارای یک سن ثابت برابر با ۱۳.۸ میلیارد سال است. بلکه نواحی مختلف ممکن است سن های متفاوتی داشته باشند.
با توجه به اینکه زمان بیشتری در نواحی خالی گذشته، فرآیند انبساط کیهانی نیز در این مناطق بیشتر بوده است. به همین دلیل، اگر بر جسمی در دورترین قسمت یک حفره نگاه کنیم، به وضوح می بینیم که نسبت به جرم موجود در سمت دیگر آن حفره، به سرعت بیشتری از ما دور می شود. با گذر زمان، این حفره ها نواحی بزرگ تری از کیهان را در بر می گیرند و این توهم انبساط شتاب دار را ایجاد می کنند؛ بنابراین، دیگر نیازی به فرضیه انرژی تاریک نیست.
در سال ۲۰۱۷، گروهی از ستاره شناسان از دانشگاه «کنتربری» نیوزیلند کیهان شناسی زمان نما را با مشاهدات علمی آزمایش کردند و دریافتند که این مدل اندکی فراتر از مدل ΛCDM می تواند روند گسترش کیهان را توضیح دهد. با این حال، برای نتیجه گیری های دقیق تر به داده های بیشتری نیاز بود.
به همین دلیل، تیمی متشکل از ستاره شناسان دانشگاه کنتربری و دانشگاه «هایدلبرگ» در آلمان اقدام به جمع آوری و بررسی داده های اضافی کردند که شامل فهرستی از ۱,۵۳۵ ابرنواختر «نوع یک» است. این انفجارها به طور منظم با روشنایی قابل پیش بینی می درخشند و به همین خاطر، تغییرات نور آن ها می تواند به بررسی دقیق فاصله، سرعت و جهت حرکت این اجسام کمک کند. به همین علت، آن ها با عنوان «شمع های استاندارد» شناخته می شوند.
این بار ستاره شناسان اعلام کردند که «شواهد بسیار قوی به نفع تئوری زمان نما نسبت به ΛCDM ارائه شده است.» این مسئله نشان دهنده ی لزوم بازنگری در اصول کیهان شناسی می باشد.
«دیوید ویلتشایر»، فیزیکدان دانشگاه کنتربری اظهار داشت: «انرژی تاریک ممکن است برداشت نادرستی از تغییرات در انرژی جنبشی انبساط باشد که در جهانی غیریکنواخت به وجود آمده و با شدت یکنواخت نیست. این تحقیق دلایل قانع کننده ای را حاضر می کند که ممکن است پاسخ های کلیدی درباره ویژگی های مرموز کیهان در حال انبساط ما را فراهم آورد. با داده های جدید، امکان دارد بزرگ ترین معمای جهان تا پایان این دهه حل شود.»
هر دو مطالعه در مجله «اعلامیه های ماهانه انجمن سلطنتی نجوم» منتشر شده اند.
