“`html
اگر بخواهیم به ۴۳ ماه پیش برگردیم، زمانی که کرونا وارد زندگی ما شد و شکل زندگی عادی را دگرگون کرد. سینماها، کنسرتها، و تئاترها تعطیل و بهاصطلاح، همه چیز متوقف شده بود. در یک بازه زمانی یکماهه سالنهای سینما بسته شدند، سپس این تعطیلی دو ماه و بعد سه ماه ادامه داشت و بهنوعی رکود عمیقی در صنعت سینما و بهویژه اکران فیلمها برقرار گردید. در این شرایط بحرانی، ایدهای برای اکران آنلاین مطرح شد. این نوع اکران هرچند در کشورهای مختلف جهان سالهاست که بهکار گرفته میشود، اما در کشور ما تازه فعالیتهای اولیهاش آغاز گردید و ایران به نوعی کلید خورده بود.
هدف اکران آنلاین این بود که چرخه نمایش را زنده نگه دارد و امکان اکران فیلمها را در قالب نوینی فراهم آورد که بتواند بار مسئولیت اکران را توزیع کند. اما این موضوع با نوعی مقاومت مواجه شد، چرا که طبیعتاً عدهای معمولاً در برابر امکانات نوین چنین رویکردهایی را اتخاذ میکنند.
دلایل مقاومت در برابر اکران آنلاین به عدم پذیرش ورود تکنولوژیهای دیجیتال به کشورمان برمیگردد، جایی که بسیاری از افراد آن را به عنوان سینما نمیشناختند و بهجای آن به عنوان بخشی از ویدئو قلمداد میکردند. اما با گذشت زمان و پیشرفت تکنولوژی، اکثریت با این تحولات آشتی کردند. این وضعیت نیز بر اکران آنلاین سایه انداخت. در کشور با جمعیت ۸۵ میلیون نفری، تنها دو میلیون نفر به طور منظم به سینما میروند و با کمرنگ شدن اکران سینما در این دوران، این تعداد نیز به تدریج کاهش یافته است. در واقع، ثبت اکران آنلاین نشان داد که مخاطب هنوز هم از جیب خود هزینهای برای خرید بلیت پرداخت میکند، اما معضل قاچاق فیلمها کماکان یکی از بزرگترین چالشها به شمار میآید.
مشکل اساسی اکران آنلاین
مسئله خطیر اکران آنلاین فیلمها به لو رفتن آثار و قاچاق آنها بلافاصله پس از اکران برمیگردد. حامد سلیمانزاده، منتقد و داور جشنوارههای سینمایی، در خصوص نبود شرایط مناسبی برای اکران آنلاین اظهار داشت: «از مشکلات اصلی ما، بهویژه در مواجهه با اکران آنلاین، فقدان بستر ایمن برای حفظ آثار است و این موضوع موجب میشود که سینمای ایران نتواند به حیات خود در فضای مجازی ادامه دهد. در واقع، اگر کسی تصمیم به اکران آنلاین بگیرد، تنها یک یادگاری از اثرش باقی میماند. از سویی دیگر، مشکل اصلی در این است که هیچگاه از قوانین کپی رایت پشتیبانی نداشتهایم و نخواهیم داشت.»
سیدامیر سیدزاده، تهیهکننده سینما، درباره وضعیت اکران آنلاین فیلمها خاطرنشان کرد: «مسئله اصلی این است که به سینما به عنوان یک صنعت نگاه نمیکنیم. در سایر نقاط جهان، سینما نه تنها یک هنر بلکه یک صنعت با هویت اقتصادی و فرهنگی محسوب میشود. متأسفانه به دلیل این دیدگاه، زیرساختهای کافی هم برای این صنعت نداریم.»
این تهیهکننده به اهمیت قوانین کپیرایت اشاره کرد و گفت: «قانون منع کپیرایت اولین و بزرگترین آسیب را به سینما در ایران زده است و متأسفانه هیچ راهحلی برای آن ارائه نمیشود. نهادها و سازمانهای نظارتی و اجرایی مختلف که در رأس آنها وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار دارند، باید به این مسائل بپردازند، ولی تاکنون هیچ اقدامی صورت نگرفته و در دولتهای گذشته حتی آقای روحانی نیز به ارتقای سینما توجهی نداشتهاند.»
از جمله دلایل ناموفق بودن اکران آنلاین در کشور ما، قطعاً نبود قانونی برای جلوگیری از کپیبرداری غیرمجاز به شمار میآید. این مسأله بارها و بارها از سوی دلسوزان سینما و نمایش خانگی مطرح شده، اما به نظر میرسد که وجود این قانون، با وجود منافع بسیاری که به همراه دارد، برای کسانی که در نهادهای فرهنگی دست بالا را دارند، ضرر خواهد داشت و همین نکته، پیوستن به کنوانسیون «برن» را برای کشور ما عملاً ناممکن کرده است.
به همین دلیل هم بلافاصله پس از شروع نمایش آنلاین فیلمها، تنها سه ساعت کافی است تا کپی آنها در سایتها، کانالهای تلگرامی و البته شبکههای ماهوارهای نمایان شود و کارگردان باید شاهد به یغما رفتن سرمایهاش باشد. این وضعیت و خسارتی که به سرمایهگذاران بخش خصوصی وارد میشود، سبب شده تا اکثر فیلمهای مستقل ایرانی هیچ تمایلی برای ورود به عرصه نمایش آنلاین نداشته باشند.
نقطهای که این روزها با آن درگیر هستیم فراتر از لو رفتن فیلمها پس از اکران آنلاین است. موضوع اصلی این است که ابتدا فیلمها به سرقت میروند و تا ده روز پس از لو رفتن، شورای صنفی نمایش با برگزاری یک جلسه تصمیم میگیرد تا از فیلمها حمایت کند و آنها را بهصورت آنلاین اکران نماید تا جلوی نمایش آنها روی پرده سینما را بگیرد.
در چند هفته گذشته، چندین فیلم مانند «بیرویا» آرین وزیر دفتر و «تفریق» مانی حقیقی به طور مکرر لو رفتند. در آغاز، سعید سعدی، تهیهکننده «بیرویا» از مخاطبان درخواست کرد تا صبور باشند و فیلم را بهطور قانونی تماشا کنند، ولی به واقع، دیگر کار از کار گذشته بود زیرا تمامی کانالهای تلگرامی و شبکههای ماهوارهای این فیلم را در اختیار داشتند. همین موضوع برای فیلم «تفریق» نیز تکرار شد که در نهایت به اکران آنلاین محکوم گردید، چرا که بهنظر میرسید فرصتی برای نمایش در سینما نداشته باشد. البته به تأخیر انداختن اکران آن ضرری نداشت، زیرا فیلم «جنگ جهانی سوم» به کارگردانی هومن سیدی هم با چنین چالشهایی مواجه شد.
این فیلم که لو رفت، در تاریخ ۲۶ فروردین بر پرده سینما رفت و با وجود اینکه قاچاق شده بود، توانست با فروش ۱۳۸ هزار و ۹۹۲ بلیت به درآمد ۶ میلیارد و ۸۷۶ میلیون تومان دست پیدا کند و میان ۲۸ فیلمی که از ابتدای سال جاری اکران شدند، جایگاه دهم گیشه را از آن خود کند.
خواسته یا ناخواسته، این فیلمها لو رفتند و به دلایلی مجوز نمایش روی پرده سینما به آنها داده نشد، یا حتی خود سازندگان خواستار آن نشدند؛ اکران آنلاین که به پروژه نجات معروف شده، از همان ابتدا به نوعی شکست خورده به شمار میآید زیرا اگر «جنگ جهانی سوم» با بخت و اقبال خود به فروش مناسب دست یافت، این موفقیت بهخاطر جاذبه پرده نقرهای بود و در اکران آنلاین تنها فرصت احقاق حق برای سازندگان و سرمایهگذاران فراهم نمیشود.
“`
