تجزیه و تحلیل اقدامات ابتدایی دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده پس از ورود به کاخ سفید کار دشواری به نظر نمی رسد. روندها و سیاست های راست گرای افراطی، با عطر ملی گرایی و رویکردهای تهاجمی در ابعاد مختلف نمایان است: در سطح ملی، تلاش برای بازپس گیری دستاوردهای لیبرال ها و لغو سیاست های حمایتی از اقشار گوناگون جامعه آمریکا و همچنین رویکردهای بیگانه ستیزانه؛ در منطقه آمریکای شمالی، پافشاری بر ستیزه جویی با همسایگان شمالی و جنوبی، تا جایی که استقلال آن ها را زیر سوال برده است؛ و در سطح جهانی، تعاملات خصمانه با اتحادیه اروپا، چین، خاورمیانه (غیر از اسرائیل) و قاره آفریقا، که پیشتر سخنانی زشت درباره آن ایراد کرده بود، بدون نیاز به توضیح بیشتر قابل مشاهده است. همچنین می توان به تصورات او از تصرف جزیره گرینلند و ادعای مالکیت بر کانال پاناما اشاره کرد.
ایران نیز یکی از مسائل با اولویت کمتر در برنامه کار دولت ترامپ محسوب می شود، که به واسطه فشارهای نتانیاهو، گهگاه برجسته تر از آنچه که هست، نمایان می شود. ترامپ و جنبش ترامپیسم، حقیقتی از عصر ما هستند و بدین ترتیب، مانند سایر کشورهای جهان، مردم و نخبگان آمریکایی نیز باید آمادگی لازم برای مدیریت این پدیده منفی را داشته باشند. هیچ شکی وجود ندارد که تسلیم شدن، گزینه ای مناسب نیست و به ویژه هیچ کشوری تاکنون چنین واکنشی را به طور عملی نداشته است.
از سوی دیگر، واضح است که هیچ کشوری، حتی قدرت های بزرگ مخالف آمریکا، تمایلی به مواجهه مستقیم با شاخ های تند و تیز این بوفالوی عظیم الجثه و بی رحم ندارد و نمی خواهد که هزینه ای بابت نجات دیگر دولت ها متحمل شود. پس با ترامپ چه باید کرد؟
تسلیم و جنگیدن گزینه های سودمندی نیستند و مذاکره هم اگر مشمول بوی تسلیم باشد، به تعبیری دیگر، نه منطقی، نه هوشمندانه و نه شرافتمندانه تلقی می شود. تجربه بدعهدی دولت آمریکا هنوز در برابر چشمان ما قرار دارد. در این شرایط، به نظر می رسد نکات زیر بتوانند به عنوان محورهای راهبردی ما در نظر گرفته شوند:
ایران یکی از موضوعات با اولویت پائین تر در دستور کار دولت ترامپ است که به واسطه فشارهای نتانیاهو، بعضا نمود بیشتر از آن چه هست، پیدا می کند. ترامپ و ترامپیسم پدیده روزگار ماست و لاجرم مانند بسیاری از کشورهای دیگر شامل مردم و نخبگان داخل آمریکا، باید آمادگی مدیریت این پدیده بدخیم را داشته باشیم.۱. دیپلماسی، گفتگو، توافق یا حتی عدم توافق و تصمیم به قطع تمام روابط، همگی ابزارهای دستیابی به هدف سیاست خارجی هستند. آنچه حائز اهمیت است، تأمین منافع ملیست و نه صرفاً روش ها و فنون. بنابراین، در عین توصیه به مردم و نخبگان برای اتحاد و حمایت هوشمندانه از رهبری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، نباید فراموش کنیم که تحقق منافع ملی و تضمین امنیت کشور، اصولی غیرقابل نقض هستند و برای دستیابی به این اهداف، ابزارها و روش ها باید متنوع و تطبیق پذیر باشند. هیچ فردی حق ندارد برای بهره برداری سیاسی و تخریب رقبا، از رهبری جلوتر برود و این اصول را به ابزاری برای بازی خود تبدیل کند. افتخار همیشگی ایران، پیشتازی در بکارگیری دیپلماسی در تاریخ معاصر خود بوده و توضیح این موضوع در این متن نمی گنجد.
۲. در سطح منطقه، مطرح کردن مسئله اخراج ساکنان فلسطینی غزه از سرزمین های خود، به ویژه در راستای سیاست های صهیونیستی مبنی بر آواره کردن مردم بومی، خشم و ناامیدی فراوانی در میان ملت های عرب و مسلمان ایجاد کرده است. ضروری است با استفاده از دیپلماسی فعال و بصیرت، محور عربیاسلامی متعهد شکل گیرد و به طور یکپارچه، با همکاری کشورهایی مانند عربستان، مصر، اردن و ترکیه و دیگران، جبهه ای جدید برای مقابله با سیاست های خطرناک ترامپ و حمایت از مردم غزه بنا و تقویت شود. گفت وگوی اخیر وزیر امور خارجه با همتای عربستانی، نقطه آغاز بسیار مناسبی بوده است.
۳.غیر از رژیم اسرائیل که از سیاست های افراطی ترامپ بهره مند شده، سایر کشورها چه در همسایگی آمریکا و چه در اروپا و مناطق دیگر، همگی تحت تاثیر سیاست های قلدرمآبانه او قرار دارند. این شرایط، فرصت بزرگی را برای ایران به همراه دارد. برای به کارگیری این سیاست هوشمندانه، انسجام در سیاست های داخلی جهت حفظ جبهه جهانی برای مقابله با ترامپ، با وجود تمام اختلافات و چالش ها، ضروری است. تصویری از ائتلاف آمریکا و اسرائیل بر علیه سایر نقاط جهان، همان چیزی است که باید از قبل محقق می شد و این تنها مزیت ترامپ به شمار می آید.
۴.این محتمل است که درگیری های مداوم ترامپ در جبهه های مختلف تمرکز او را بر روی ایران کاهش دهد. از سوی دیگر، با توجه به نیاز شدید او به رسیدن به موفقیتی که بتواند وجهه اش را حفظ کند، احتمالاً او ناچار به تعدیل مواضع تند و تیز کنونی اش در برابر ایران خواهد شد و به دنبال راهی برای دستیابی به توافق متعادل با تهران خواهد بود. اگر همانطور که ترامپ عنوان کرده، نگرانی عمده از توسعه سلاح هسته ای است، ایران می تواند با ارائه لیستی از ابزارهای از پیش آزمایش شده، اعتمادسازی کند و این نگرانی را برطرف سازد. البته این موضوع باید با حذف یکباره تحریم های یکجانبه و ناعادلانه علیه ایران همراه باشد. در این صورت، می توان کانال های گفت وگو و تعامل برای تحقق خواسته های مشروع را به طور مستمر حفظ کرد.
۵.دیپلماسی و فعالیت در حوزه سیاست خارجی، گریزی از نخبگانی دارد که نیاز به تدابیر سنجیده و مبتنی بر اصول عالی و همراه با هوشمندی دارند. ترکیب این موضوع با شعارها و تلاش های احساسی و گاهی مغرضانه علیه رقبای داخلی، به طور قطع ناپسند و مغایر با منافع ملی و دیدگاه های راهگشای مقام معظم رهبری است. اگر در این عرصه به طور حرفه ای و منطبق با تامین منافع ملی فعالیت کنیم، مردم نیز همانند گذشته با ما خواهند بود و با وجود فشارهای روزافزون، به حمایت خود ادامه خواهند داد. در غیر این صورت، استمرار این همراهی از سوی مردم برای حکومت کار آسانی نخواهد بود. برای حفظ همبستگی ملی، نباید به دو قطبی موافق و مخالف دیپلماسی دامن زده شود و به عکس، دوقطبی ترامپ و اسرائیل در برابر کل جهان باید برجسته تر و تحکیم شود.
*حسین قریبی، کارشناس مسائل روابط بین الملل
