سیما فردوسی، روانشناس بالینی و عضو شورای عالی آموزش و پرورش، با بیان اینکه افسردگی جزو اختلالات عاطفی به شمار میآید، تأکید کرد که افسردگی میتواند اشکال مختلفی به خود بگیرد. از نشانههای بارز افسردگی این است که چیزهایی که روزگاری موجب شادی فرد میشدند، اکنون تاثیری بر او ندارند. همچنین، فرد مبتلا به افسردگی یا به سرعت تحریکپذیر و عصبانی میشود و یا به شدت دچار خلأ عاطفی و نداشتن انگیزه برای هرگونه فعالیت است.
او ادامه داد: افسردگی دارای نشانههای دیگری نیز هست. در برخی از بیماران مبتلا به افسردگی، خواب و اشتها دچار اختلال میشود. این وضعیت میتواند بر روابط فرد با دیگران تاثیر بگذارد و افراد افسرده بیشتر از افراد عادی در معرض افکار مرگ و گاهی حتی کابوسها قرار میگیرند. افسردگی ممکن است به مشکلات جسمانی مانند کمردرد و درد معده منجر شود و در زنان همچنین میتواند سبب اختلال در قاعدگی گردد.
فردوسی در خصوص تشخیص بالینی افسردگی اعلام کرد که این علائم باید حداقل به مدت دو هفته و بهطور مستمر وجود داشته باشند و خاطرنشان کرد: احساس غمگینی با افسردگی بهطور کامل متفاوت است. همه ما در طول زندگی خود گاه به غمگینی دچار میشویم، که معمولاً در پی یک خبر ناگوار و یا واقعهای تلخ بروز میکند.
او در پاسخ به این سوال که چگونه غمگینی را از تبدیل به افسردگی پیشگیری کنیم، گفت: ضرورتی ندارد که غمانگیزیهای عادی به افسردگی منجر شوند، چرا که افسردگی عوامل متعددی دارد و میتواند ناشی از عدم تعادل هورمونی در بدن یا عوامل محیطی باشد. اکثراً، فرد افسرده با یک فقدان بزرگ دست و پنجه نرم میکند و چیزی را که بسیار برایش عزیز بوده است، از دست داده است.
این روانشناس بالینی با تأکید بر این نکته که تشخیص افسردگی تنها با یک علامت امکانپذیر نیست، اظهار داشت: این علائم باید بهطور همزمان و حداقل به مدت دو هفته ادامه داشته باشند. افرادی که به خاطر مشغلههای روزمره و خستگی مداوم دچار یکنواختی در زندگی شدهاند، میتوانند با ورزش و سفرهای کوتاه، از بروز افسردگی جلوگیری کنند.
فردوسی افزود: درمان افسردگی در مراحل اولیه لزوماً نیاز به دارو ندارد، اما افسردگیهای شدید معمولاً نیاز به درمان دارویی پیدا میکنند. این نوع افسردگیها غالباً دو قطبی هستند که در آن افراد گاهی به شدت افسرده و در مواقع دیگر، سرخوش و شاداب میشوند. در برخی اوقات این افراد احساس بیاشتهایی و در مواقع دیگر، تمایل به پرخوری دارند. خواب آنها نیز به همین ترتیب متغیر است؛ برخی از مواقع کمتر و برخی به شدت بیشتر میخوابند و بالا و پایین شدن خلق و خوی آنها کاملاً افراطی است. این افراد نیازمند مصرف دارو بهمنظور ایجاد یک تعادل در حالت روحی و روانی خود هستند.
او تصریح کرد: با این حال، عموماً کسانی که تحت تأثیر عوامل محیطی دچار افسردگی و خستگی میشوند، نیاز چندانی به مصرف دارو ندارند. مشاوره با روانشناس و تغییر الگوهای رفتاری از طریق درمانهای شناختی میتواند بهبود وضعیت روحی آنها را به همراه داشته باشد.
