خبرآنلاین – شامگاه جمعه ۱۴ اوت، صدای آژیر هشدارهای ملی بهطور همزمان در میلیونها تلفن همراه کاربران در انگلستان و ولز طنینانداز شد. این حادثه، بزرگترین استفاده از این سامانه تا آن روز بهشمار میرفت و پیامی مبنی بر «خطر بسیار بالا برای آتشسوزیهای طبیعی در سطح کشور» را منتقل کرد؛ هشداری که برخی افراد بیش از یک بار آن را دریافت کردند.
زمان صدور این پیام اضطراری تصادفی نبود؛ در آستانه تعطیلات آخر هفته و همزمان با فصل سفرهای تابستانی و تعطیلی مدارس، جمعیت بسیاری به اطراف و مناطق طبیعی حرکت کرده بودند. روزهای گرم و آفتابی، برای ساکنان این جزیره که به بارشهای مداوم و آسمان ابری عادت کردهاند، فرصتی بسیار مناسب برای برپایی تفریحات و کبابپزی در دل طبیعت محسوب میشود.
با این حال، واقعیت اقلیمی در حال تغییر است.
تغییرات جوی ناشی از گرمایش جهانی و ماندن تودههای هوا تحت فشار، ماههاست که از ورود ابرهای بارانی به بریتانیا جلوگیری کرده و این کشور را با یکی از شدیدترین خشکسالیها مواجه کرده است. این کمبود بارش به همراه گرما، رطوبت خاک و گیاهان را به شدت کاهش داده و مراتع را به محلی خطرناک برای آتشسوزی تبدیل کرده است؛ شرایطی شکننده که در آن آتشسوزیها بهتدریج، بهخصوص با جرقههای انسانی یا رعد و برقهای غیر بارانزا، آغاز میشوند، چنانکه به تازگی در مراتع ولز، یورکشایر، حاشیه لندن و جنگلهای جنوب انگلستان به چشم خورد.
این هشدار بهروشنی بیان کرد که در چنین شرایط بحرانی، حتی یک باربیکیو کوچک یا کوچکترین جرقهای میتواند به یک بحران بزرگ تبدیل گردد؛ پیامی سمبلیک برای کشوری که نخستین قانون الزامآور «کربن صفر تا ۲۰۵۰» را تصویب کرده است، اما خود را در محاصره عواقب و چالشهای بیرحمانه تغییرات اقلیمی میبیند.
چرخهای سنگین آلایندگی در جادههای بریتانیا
بخش حملونقل با حدود یکسوم از کل آلایندگیها، آلودهترین بخش اقتصاد بریتانیا به شمار میآید. با وجود تعیین مهلتهای قانونی برای قطع فروش خودروهای فسیلی، پیشرفت واقعی همچنان کند است. هزینه بالای خودروهای الکتریکی برای قشر متوسط، حذف یارانههای خرید مستقیم، تعرفههای سنگین برق و کمبود ایستگاههای شارژ عمومی در مناطق قدیمی، باعث مانع تراشی در انتخاب خودروی برقی برای عموم شده است.
در مقابل، نروژ با معکوسکردن معادله قیمت—وضع مالیات سنگین بر خودروهای آلاینده و معافیت کامل خودروهای برقی از مالیات و عوارض—توانسته سهم فروش مدلهای تمام برقی را به بالای ۹۰ درصد برساند. نروژ نشان داد که بدون ایجاد مشوقهای اقتصادی مناسب و زیرساختهای فراگیر، اهداف مد نظر به راحتی محقق نخواهند شد.
قفل خاموش در دشتها و مزارع
انتشار گاز متان از فعالیتهای دامداری و نیتروژن از استفاده از کودهای شیمیایی، بریتانیا را به پایگاه اصلی آلایندگی کشاورزی بدل کرده است. با این وجود، اقدامات تشویقی پس از برگزیت بهدلیل پیچیدگیهای بوروکراتیک و محافظهکاری نسبت به جامعه کشاورزان نتوانستهاند به تغییرات اساسی دست یابند.
در مقابل، دانمارک با تصویب نخستین مالیات مستقیم جهانی بر آلایندگی کشاورزی و بازتوزیع درآمد آن در راستای توسعه بیوگاز و کودهای دوستدار محیطزیست، تابوی دستنداشتن به اقتصاد مزارع را شکسته است؛ اقدامی جسورانه که بریتانیا هنوز به آن دست نیافته است.
وزش بادها و چالش پایداری در شبکه برق
بریتانیا با قطع کامل سوخت زغالسنگ و توسعه مزارع بادی در دریای شمال، پیشرفت قابل توجهی در تولید برق پاک داشته است، اما شبکه برق این کشور در روزهایی که باد نمیوزد یا در شرایط شدید سرما و گرما، هنوز نیازمند نیروگاههای گازی است و از نبود زیرساختهای مناسب ذخیرهسازی رنج میبرد.
در سوی دیگر، کاستاریکا با ترکیب نیروگاههای آببر، گرمای زمین و بادی، نزدیک به صد درصد برق خود را بدون استفاده از سوختهای فسیلی تأمین میکند. کاستاریکا بهروشنی نشان میدهد که برای گذر از سوختهای فسیلی، نیاز به پایداری در شبکه و تنوع در منابع تأمین انرژی است و نه صرفاً ساخت سازههای عظیم بدون سیستمهای پشتیبانی پاک.
دیوارهای کهنه و تله گاز در بافت مسکونی
بافت ساختمانهای بریتانیا از نمونههای قدیمی و ناکارآمد در اروپا به شمار میرود. بیش از ۸۰ درصد منازل به سامانههای گرمایش گازی وابسته هستند و هزینههای بالای تعویض این سیستمها با پمپهای حرارتی، خانهها را به عامل اتلاف انرژی در فصل سرد و تلههای گرمایی در تابستان تبدیل کرده است.
در مقابل، سوئد با گسترش شبکههای گرمایش منطقهای متمرکز، بازیافت حرارت صنعتی و اجرای استانداردهای سختگیرانه در زمینه عایقکاری، نیاز به سوزاندن گاز در منازل را به پایان رسانده و نشان داده است که نوسازی مسکن به زیرساختهای شهری متمرکز نیازمند است.
سطلهای خالی در برابر سیلاب جهانی
نکتهای قابل تأمل این است که تمامی این الگوها نیز از خطرات ایمن نیستند: نروژ با ذوب یخچالهای قطبی، دانمارک با چالش فرسایش سواحل، سوئد با آتشسوزیهای گسترده در جنگلهای شمالی و کاستاریکا با خشکسالیهای غیرقابل پیشبینی در معرض تهدید قرار دارند.
پاسخ به این چالش واضح است: جو زمین هیچ مرز سیاسی نمیشناسد. سهم بریتانیا از انتشار گازهای گلخانهای جهانی کمتر از یک درصد است. تلاشهای دیپلماتیک یک کشور برای کنترل تغییرات اقلیمی، درست مانند آن است که در برابر سیلی موسمی بخواهیم با سطلهای خالی از آب خانهمان را پاک کنیم. تا زمانی که کنترل آلایندگی به کمکهای مالی و فنی برای کشورهای در حال توسعه مرتبط نشود، هیچ کشوری در امان نخواهد ماند. هشدارهای شب ۱۴ اوت تنها یک زنگخطر برای مراتع جزیره نبود؛ بلکه تأکیدی بود بر توهم برقراری ایمنی در جهانی پر از بحران.
۲۱۹
