
روزنامه شرق در گزارشی خبر میدهد که پیشبینیها نشان میدهد نرخ رشد اقتصادی از منفی 1.5 به منفی 6.1 تغییر کرده و نرخ بیکاری نیز از 8 درصد به 9.2 درصد خواهد رسید که این دو امر نشاندهنده عمق بالای رکود اقتصادی است. همچنین نرخ تورم به طور قابل توجهی از حدود 51 درصد به 69 درصد افزایش خواهد یافت؛ به عبارتی دیگر، رکود تورمی در ایران اثرات بیشتر و گستردهتری به همراه خواهد داشت (دنیای اقتصاد، 26 فروردین 1405).
اگرچه جنگ تحمیلی سوم که از سوی آمریکا، به عنوان بزرگترین قدرت نظامی و اسرائیل بدون هیچ ملاحظهای بر علیه ایران آغاز شد، با هدف سرنگونی نظام و تضعیف شدید کشور، به لطف همت و از خودگذشتگی مردم، رهبران و نظامیان و همافزایی تمام نهادهای مدنی به شکست انجامید؛ اما بیش از دو دهه تحریم ظالمانهای که بر ملت ایران تحمیل شد، اقتصاد کشور را به شدت تضعیف کرده و منجر به رکود تورمی گردیده است. به طوری که بر اساس برخی آمارها، جمعیت زیر خط فقر در سال 1403 به بیش از 40 درصد افزایش یافته است.
در این جنگ تحمیلی، آمریکا و اسرائیل با نقض کنوانسیونهای بینالمللی، جنایاتی ضد بشریت را مرتکب شدند و نه تنها کودکان را هدف قرار دادند، بلکه به تخریب زیرساختهای اقتصادی کشور نیز دست زدند.
زیرساختهای اقتصادی صرفاً متعلق به یک واحد تولیدی نیستند، بلکه زنجیره تولید را شکل میدهند و باید آنها را در زمینه ارتباطات پیشین و پسین مورد بررسی قرار داد. براساس گزارش ایرنا که از شرکت ریستاد انرژی نقل قول میشود، خسارات وارد شده به تأسیسات انرژی میان 34 تا 58 میلیارد دلار تخمین زده شده است. معاون وزیر کار پیشتر اعلام کرده که برآورد اولیه از تأثیرات جنگ اخیر یک میلیون شغل بهطور مستقیم و دو میلیون شغل بهطور غیرمستقیم از بین رفته است (هممیهن). سخنگوی دولت نیز از برآورد خسارت 270 میلیارد دلاری خبر داده است. اگر این برآوردها صحیح باشد، به معنی آن است که پیشبینی صندوق احتیاطی بوده است.
از طرف دیگر، به نظر میرسد که توازن قدرت در جنگ تحمیلی عوض شده است. دشمن نه تنها به اهداف خود دست نیافته بلکه ایران نیز توانسته ضربات سنگینی به آنها وارد کند و از منظر منطقهای نه تنها تضعیف نشده، بلکه موقعیتش به خوبی تثبیت و تقویت شده است.
بنابراین با ورود به این مرحله، مقامات نظام با عقلانیت و تکیه بر ابزارهای موجود، آماده مذاکرات با آمریکا شدهاند؛ البته این منوط به آن است که طرف مقابل به خواستههای منطقی ایران تن دهد.
تمامی جنگها در نهایت به مذاکره ختم میشوند؛ آنچه حائز اهمیت است زمان وقوع این رخداد است.
به نظر میرسد با توجه به برگهای برندهای که اکنون در اختیار داریم، زمان مناسب فرارسیده است. لذا اگر مقامات با نگاهی به منافع ملی و با شجاعت کامل در پی مذاکرات بیفتند و از دستاوردهای جنگ و منافع ملی دفاع کنند، به طور قطع آیندگان آنان را مورد تحسین قرار خواهند داد. بنابراین باید از گروههای تندرو که در دنیای دیگری زندگی میکنند، هیچ هراسی نداشته باشند.
17302
