روزنامه کیهان با اشاره به سخنان سیدمحمد خاتمی در جشن روز دانشجو (۱۶ آذر) به نقل از او نوشت: در حال حاضر دولت هویت خود را تنها در تقابل با آمریکا و کشورهای غربی تعریف کرده است. به عقیده او، امروز حکمرانی ما با ویژگیهای ضد استکباری و ضد استعماری خود، در برابر آمریکا و غرب ایستادگی میکند و همین امر، دستاویزی برای کسانی فراهم آورده که ادعا میکنند جمهوری اسلامی موجب بروز چالشها در منطقه شده است.
خاتمی تصریح کرد که امکان دارد که فردی ضد استکبار و ضد استعمار باشد، بدون آنکه هویت خویش را تنها در خصومت با غرب محدود کند، بهخصوص که در زمان وقوع حوادث ۱۶ آذر، مردم ما به نحو جدی با مداخلات آمریکا در کشور خود به مخالفت پرداختند و منشأ استبداد را نیز از آن میدانستند. اما اکنون به مرحلهای رسیدهایم که اگر نگوییم اکثریت ملت خواهان کاهش تنشها در رابطه با آمریکا هستند، بهراحتی قابل گفتن است که آنان از سیاستهای خارجی کنونی و ضدامریکایی حکومت ناخشنود هستند و نیز از سیاستهای داخلی ناراضیاند.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که طبق نظرسنجی اخیر موسسه آمریکایی گالوپ، که با همکاری برخی فعالان اصلاحطلب ایرانی انجام شده است، بیاعتمادی مردم ایران نسبت به آمریکا در میان کشورهای مسلمان بسیار بالاست و نزدیک به ۸۱ درصد از مردم ایران به ایالات متحده اعتماد ندارند. بعد از ایران، کشورهای تونس، ترکیه، فلسطین و عراق بهترتیب با ۷۸ تا ۷۵ درصد در دسته بیاعتمادترین ملتهای مسلمان به آمریکا قرار دارند. اگر خاتمی بر این باور است که بیزاری از آمریکا و غرب را باید به عملکرد حاکمیت مرتبط کند، پس چرا باید نفرت موجود در دیگر کشورهای منطقه همچنان به قوت خود باقی بماند؟ و اگر واقعاً این نفرت و بیاعتمادی به آمریکا حقیقت دارد، البته جای سوال است که چرا خاتمی سعی در ارائهی تصویری نادرست و خوشبینانه از نظر ملت ایران نسبت به آمریکا دارد؟
همچنین مطرح است که چرا باید یک رژیم مستکبر که نهتنها با انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ناشی از اراده ملت ایران مشکل دارد، بلکه با دولت ملیگرای سکولار مصدق هم کنار نیامد و به توطئهها و جنایات متعدد دست زد، تمامی همتباران غربگرا و اصلاحطلب مدعی را بهصورت دائمی از نظر سیاسی، تبلیغاتی و مالی حمایت کند؟!
علاوه بر این، چرا این گروه از اصلاحطلبان غربگرا در دو دههی گذشته، همواره از عوامل اصلی نقشههای آمریکا و غرب بهاجتماع و توطئهها علیه ملت ایران بودهاند؟ خاتمی که بارها در گفتگوهای خصوصی به عدم واقعیت ادعای تقلب در انتخابات ۱۳۸۸ اعتراف کرده، چگونه میتواند به یک نقش ناامیدکننده و سرزنشبرانگیز در توطئهی ایجاد ناآرامی به بهانهی تقلب تن داده و پذیرفته که خودش و یارانش در آن برهه، بخشی از کودتای آمریکا باشند و قطعاً از ملت ایران پاسخ دندانشکنی دریافت کنند؟! آن روز خاتمی در کنار یکی دیگر از سران جریان بحرانساز (موسوی) در حالی که موج آشوبهای خاصی علیه ارادهی ۲۴/۵ میلیون نفر را رهبری میکرد، بهجای خدمت به جمهوریت، در خدمت خودکامگی قرار داشت؟ آیا انحراف انقلاب و جمهوری اسلامی به این دلیل بود که تن به خواستههای افراطی و زیادهخواهی افرادی که در غربگرایی ریشه دارند، نداد یا آن که منافقینی که به افتخار پیروی از تمامی احزاب ناکام و ورشکسته نشسته بودند و مانند بردهای از آنها پیروی میکردند؟!
خاتمی آنقدر فاقد اراده و شخصیت است که در زمانی که مردم در برابر سیاستهای آمریکا در غرب آسیا به شدت به خشم آمدهاند، ملت ایران را از سیاستهای خارجی پرهزینه و ضدامریکایی ناراضی جلوه میدهد و در حالی که اگر او صداقت داشت، باید به جای به کارگیری نام مردم ایران، میگفت که این غرب و دستپروردههای آن هستند که از سیاست خارحی مستقل و با اقتدار جمهوری اسلامی ناراحتاند.
