این هنرمند که در حوزههای مختلفی مشغول فعالیت است، اخیراً بخشی از توجه خود را به نوشتن معطوف کرده است که نتیجه آن تولید چند نمایشنامه جدید به شمار میرود.
رحمت امینی که در پی اجرای نمایشی از حمید جبلی بوده، نمایشنامه «سوسمار» را از میان آثار او برای صحنه انتخاب کرده است. این اثر دو سال پیش نوشته شده و هماکنون در تالار چهارسو در مجموعه تئاتر شهر به اجرا درآمده است.
شامگاه دوشنبه بیستم شهریورماه، جلسه نقدی برای این نمایش برگزار شد که با حضور چند نفر از منتقدان تئاتر همراه بود و حمید جبلی و رحمت امینی به همراه برخی منتقدان در مورد جزئیات این نمایش به بحث و گفتگو پرداختند.
حمید جبلی در آغاز این نشست به مدت زمان طولانی خود دوری از تئاتر اشاره کرد و گفت: نمایشنامه «سوسمار» دو سال قبل نوشته شده است. غیبت من از صحنه به معنای عدم فعالیت نیست؛ بلکه درحال نوشتن بودهام. در این مدت چندین نمایشنامه نوشتهام که آقای امینی «سوسمار» را برای اجرا انتخاب کرده است.
رحمت امینی نیز بیان کرد: این نمایش پس از چالشهای سالهای اخیر مانند کرونا به صحنه آمد و به مرحله اجرا رسید. همچنین، در این مدت که نمایش اجرا میشود، افراد نظرات متفاوتی را درباره آن بیان کردهاند.
پس از آن، هومن زندیزاده، یکی از منتقدان حاضر در جلسه، اظهار داشت: «سوسمار» از حیث متن و اجرا اثری روان و هماهنگ است که در زمان کوتاهی نمایش داده میشود و تماشاگر را خسته نمیکند. به نظر میرسد بازخورد مخاطبان نیز مثبت بوده و تنوع خوبی از تماشاگران را جذب کرده است. این نمایش داستان سادهای دارد که به یک درام تبدیل میشود. رحمت امینی اجرایی از متن ساده و بیپیرایه حمید جبلی به صورت کمدی سیاه ارائه کرده است. بازی هنرمندان نیز روان و هماهنگ به نمایش درآمده و هیچکس نقش خود را دزدیده است.
در ادامه، عرفان ناظر، دیگر منتقد حاضر در نشست، اشاره کرد: هر اثر هنری از نقطه قوت و ضعفهایی برخوردار است. در این اثر ویژگیهای اجتماعی قابل توجهی وجود دارد، بهویژه اینکه این نمایش به طبقه متوسط پرداخته است.
این نمایش بهگونهای به مسائل امروز ما اشاره میکند و در شیوه اجرا، از الگویی بهرهبرداری میکند که ریشه در سنن نمایشی ما دارد.
حسن خدایی، منتقد دیگری که مسئولیت اجرای پروسه را به عهده داشت، با تشریح تفاوت بین قصههای تمثیلی و علمی تخیلی، توضیح داد: این نمایش از علم تخیلی فاصله دارد و بر ساختار داستانی نمادین تکیه میکند.
او به داستان نمایش اشاره کرد که با چیدن سفره هفت سین و نبود تخم مرغ رنگی در این سفره آغاز میشود و افزود: این اثر به خوبی نشان میدهد که دوری از الزامات سنتی میتواند به بحران تبدیل شود. در این نمایش، آینده به صورت یک هیولا تجلی پیدا میکند و این متن، همچون داستانهای کافکا، بار معنایی فوقالعادهای دارد.
سپس عرفان ناظر به این نکته اشاره کرد که نباید مفاهیم را با هم مخلوط کرد. باید از اثر به چیستی آن پی برد. در این داستان، عناصری آیینی وجود دارد که نیرویی ناشناخته آن را دچار اختلال میکند. حمید جبلی به مرز سورئالیسم نزدیک میشود و درون اثر، فانتزی قابل توجهی وجود دارد که میتوانست در اجرا بیشتر به آن پرداخته شود.
زندیزاده همچنین به یکی از مضامین نمایش درباره مساله فرزندآوری اشاره کرد و گفت: بر اساس آمار، طبقه متوسط شهری ما تمایل بسیار کمی به فرزندآوری نشان میدهد. این موضوع طبقاتی در نمایش بررسی میشود.
او افزود: نمایش دارای دو جنبه است؛ جنبه سیاسی که به نیرویی ناشناخته و مهاجم اشاره دارد که تمام داشتههای این خانواده را از بین میبرد و در اینجا گنجاندن انیمیشن به شکلی خلاقانه به تفسیرپذیری اثر کمک کرده است. همچنین، این نمایش جنبه اجتماعی را به تصویر میکشد که خانوادهای را نشان میدهد که مرد آن کارمند است و به صورت شیفتی کار میکند. به مرور با آمدن بچه، به نظر میرسد که این ظهور مانند هیولایی است که همه چیز را میبلعد. تم گریزی از فرزندآوری در این اثر وجود دارد.
زندیزاده، بیعلاقگی قشر متوسط به فرزندآوری را یک تهدید جدی توصیف و توضیح داد: کشورهای اروپایی و حتی استرالیا با مشکل فرزندآوری مواجه هستند، اما آنها با انتخاب مهارتهای مهاجران، این کمبود نیروی کار را جبران میکنند، در حالیکه ما چنین گزینهای نداریم و قطعا در آینده با چالشهای بزرگی روبرو خواهیم شد. در نمایش «سوسمار» نیز با مساله ضدیت با فرزندآوری دست و پنجه نرم میکنیم و نمایشنامه در راستای تأیید این نگرش نادرست شکل میگیرد.
در واکنش به این مباحث، جبلی گفت: در این نمایش، بچه به عنوان بهانهای برای ورود سوسمار مطرح میشود. در دنیای معاصر، بچه به معنای سوسمار است. من خود فرزندی ندارم، اما دوستانم که بچههای کوچک دارند با مشکلات متفاوتی روبرو هستند؛ از تامین پوشک و شیر خشک تا هزینههای بالای مدارس.
او در ادامه افزود: سوال دیگری که باید در نظر گرفت این است که آینده بچهها چه خواهد شد. مرد خانواده در نمایش ما برای تأمین مخارج زندگی دو شیفت کار میکند و واضح است که او نمیتواند بچهدار شود. برای من، بچه بهانهای است که سوسمار به عنوان موجودی که زندگیمان را به هم میزند، وارد زندگیمان میشود.
زندیزاده پاسخ داد: نقد شما باید بر وضعیت اقتصادی متمرکز باشد، نه گریز این زوج از فرزندآوری. البته که عدم رغبت به فرزندآوری تنها به مسائل اقتصادی محدود نیست، بلکه نگرانها درباره آینده فرزندان و تداخل برنامههای زندگی فرزندان با علایق شخصی نیز ناشی از فردگرایی است.
عرفان ناظر نیز گفت: من منظور جناب جبلی را درک میکنم. متن او به خوبی تجربه زیسته را بازتاب میدهد.
به دنبال آن، رحمت امینی در بخشی از نشست به مقایسه این نمایش با آثار یونسکو پرداخت و اظهار داشت: تعداد زیادی از تماشاگران با دیدن این اثر به یاد «کرگدن» یونسکو میافتند. طنز موقعیت همواره برای من اهمیت داشته و یکی از طرفداران وودی آلن هستم که مفاهیم پیچیده را به سادگی بیان میکند. اگر تصور کنیم که کرگدنها بخواهند در شهری پرسه بزنند و با مردم صحبت کنند، «سوسمار» این تصور را به حقیقت میپیوندد. در اجرای این نمایش میخواستم به نوعی فانتزی پایبند باشم.
او از انعطافپذیری حمید جبلی در بازنویسی متن تشکر کرد و افزود: هدف ما نه تقبیح و نه تشویق فرزندآوری بود. بلکه در فانتزی «سوسمار»، میخواستیم نشان دهیم که در ذهن زن و مرد، تصویر وحشتناکی از بچه وجود ندارد، اما در بخشهای انیمیشن این حقیقت نمایان میشود. در زندگی واقعی نیز همینطور است. ما میدانیم که پراید کیفیت چندانی ندارد، اما باز هم برای آن صف میکشیم و ثبتنام میکنیم.
امینی به داستانهای تمثیلی «کلیله و دمنه» و یادآوری «شهر قصه» بیژن مفید نیز اشاره کرد و گفت: این اثر نیز یک کار تمثیلی به حساب میآید.
این کارگردان در ادامه، الزامات لازم برای یک اجرای تئاتری خوب را مطرح ساخت و اعلام کرد: یک اثر تئاتری باکیفیت نیازمند حداقل ۶ ماه تمرین است. من بابت تماشاگرانی که سه روز اول اجرا را تماشا کردند، احساس شرمندگی میکنم. اگر به دنبال تئاتر هستیم، ضرورتی جدی در تأمین شرایط مالی و اقتصادی برای تمرین وجود دارد. به همین دلیل، در این اجرا ناگزیر از کنار گذاشتن برخی موارد شدیم. هیچیک از اعضای گروه هیچ دستمزدی دریافت نکردهاند.
نمایش «سوسمار» هر شب راس ساعت ۲۰ و پانزده دقیقه به مدت یک ساعت در تالار چهارسو مجموعه تئاتر شهر به نمایش درمیآید.
