آب و هوای بندرعباس گرم و طاقتفرسا است، بهحدی که تنفس در این هوا دشوار به نظر میرسد و این دشواری در فضای زندان دوچندان میشود.
در هفتمین دوره نظارتی قوه قضاییه به استان هرمزگان که در هفته گذشته برگزار شد، گروهی از خبرنگاران استان تهران به زندان بندرعباس مراجعه کردند.
این بازدید با حضور مجتبی قهرمانی، رئیس کل دادگستری استان هرمزگان، عارف اکبری دادستان هرمزگان و دیگر مسئولین استان صورت گرفت. طبق گفته رئیس دادگستری هرمزگان، در این بازدیدها شرایط واقعی زندانها به نمایش گذاشته شد و آنها بر مبنای اصول نوین کیفرشناسی و جرمشناسی مدیریت میشوند.
آب و هوای بندرعباس آنقدر گرم است که نفس کشیدن در اینجا کار آسانی نیست، بهویژه وقتی این نفس کشیدن در زندان باشد؛ با این حال، تمیزی و هوای خنک سلولها تا حدی از شدت گرما میکاهد. اما باز هم، زندگی در زندان، زندان است، حتی اگر شرایط بهتری فراهم شده باشد.
در زندان مرکزی بندرعباس کارگاههایی نظیر صنایع دستی، قالیبافی و خیاطی وجود دارد. ابزار و وسایل از قبیل سنگ سمباده، دریل دستی، انبردست، سیمچین، اره دستی، کمان اره، چکش دستی و دستکش در اختیار مددجویان قرار گرفته که به آنان کمک میکند تا در عرصه تولیدات صنایع دستی مشغول به کار شوند و بعد از آزادی از زندان، قادر به تأمین معیشت خود شوند.
محصولات تولیدی زندانیان به حدی زیبا است که در بدو ورود به کارگاهها، نظر هر بینندهای را جلب میکند؛ از کشتیهای چوبی گرفته تا سنتور و سایر مصنوعات.
در بازدید از بند نسوان زندان مرکزی بندرعباس، رئیس دادگستری استان هرمزگان با هر یک از زندانیان خانم به بحث و گفتگو پرداخت و خواستههای آنها را شنید، حتی در این میان دستور آزادی پیرترین زندانی زن را که به جرم سرقت در حبس بود، صادر کرد.
قهرمانی بر این نکته تأکید کرد که روابط بین زندانیان و زندانبانان بسیار صمیمی است و زندانبانان به تلاش برای اصلاح و تربیت مددجویان اهمیت زیادی میدهند. در زندان، روانشناس و کارشناس مذهبی به فعالیت مشغول هستند و برنامههای آموزشی و سوادآموزی به همراه کمک برای ادامه تحصیل زندانیان انجام میشود.
وی همچنین تأکید داشت که حفظ کرامت زندانیان برای دستگاه قضا از اهمیت بالایی برخوردار است و همه مددجویان را افرادی با شرافت معرفی کرد که ممکن است به خاطر یک اشتباه یا غفلت به زندان افتاده باشند.
طبق اطلاعات قهرمانی، در حال حاضر ۵ هزار و ۱۵۶ مددجو در زندانهای استان هرمزگان نگهداری میشوند که از این تعداد، ۱۱۶ نفر زن و مابقی مرد هستند. همچنین، تعداد هزار و ۵۷۳ زندانی به انجام شغلهای مختلف در زندان مشغولند و از طریق کارهای خود درآمد کسب میکنند.
در بازدید از اندرزگاه مردان، تمامی سلولها منظم و مرتب بودند و برخی اتاقها دارای تخت خوابهای دو طبقه بودند. هر سلول معمولاً ۴ تا ۶ زندانی را در خود جای داده بود. گرچه اندازه سلولها کوچک به نظر میرسید، اما cleanliness در آنها حاکم بود و به ندرت کف خواب در سلولها مشاهده میشد. به هنگام ورود به اندرزگاه مردان، زندانیان با پروندههای خود در دست نامههایی را به دادستان یا رئیس دادگستری استان هرمزگان ارائه میکردند.
در میان زندانیان، یکی از مردان با لهجه جنوبی و چهرهای سوخته به قهرمانی گفت که به جرم حمل مواد مخدر شیشه به ۲۰ سال حبس محکوم شده و اکنون ۱۰ سال از آن را گذرانده است. او درخواست کمک داشت. قهرمانی پروندهاش را بررسی کرد و توضیح داد که مجازاتش تعزیری است و جرم حمل مواد مخدر شیشه بسیار جدی است و باید باقیمانده حبس خود را بگذراند، اما میتواند از مرخصی استفاده کند.
در بخش دیگری از زندان، ملاقات الکترونیکی زندانیان با خانوادههایشان بهصورت رایگان فراهم شده و از این طریق زندانیان به راحتی میتوانستند با خانوادههایشان از طریق ویدیوکال ارتباط برقرار کنند.
یکی دیگر از زندانیان مرد به قهرمانی گفت که مواد مخدر در خودروی او جاسازی شده بود و او فقط راننده بود و پایش نیز معلول است و از او خواست که آزاد شود. قهرمانی به او گفت که به خاطر حمل مواد زیاد و داشتن سابقه، امکان صدور عفو برایش وجود ندارد، اما میتواند به مرخصی برود.
زندانی دیگری با صدای بلند از قهرمانی خواست که او بیگناه است و فقط ماشینش به قتل رسیده و خود او در این قضیه دخالت نداشته است. او با اشاره به ۱۱ فرزندش خواستار آزادی خود شد. قهرمانی به او گفت که باید تحقیقات کافی انجام گیرد و در صورت بیگناهی آزاد خواهد شد، زیرا اتهام قتل از جرائم سنگین به شمار میآید.
بیشتر اتهامات زندانیان در اندرزگاه مردان مربوط به حمل مواد مخدر، قاچاق سوخت و کالا و یا قتل بود.
در هنگام ورود به بند نسوان، نگاهام به چند کودک نحیف و کوچک جلب شد.
از بین مددجویان بند نسوان، چهار نفر دارای فرزندانی زیر دو سال بودند که طبق قانون، این مادران اجازه دارند تا کودکشان را در زندان نگهداری کنند.
یکی از زنان که در زندان فرزندی به دنیا آورده بود، به اتهام سرقت از طلافروشی به محاکمه کشیده شده بود. او نامهای در دست داشت و از قهرمانی خواهش میکرد که او را آزاد کند؛ همچنین به جزای نقدی و رد مال نیز محکوم شده بود.
او گفت: «من به تنهایی دست به دزدی نزدم، شوهرم من را به این کار ترغیب کرد. او به من گفت که بیا دزدی کنیم تا از این وضعیت خارج شویم. من میخواستم زندگی معمولی مثل هر زن دیگری داشته باشم. متهم اصلی شوهرم است و طلاها را خودش دارد. من هیچ طلا و جواهراتی ندارم. او گفت که تو باید جرم را گردن بگیری، چون بارداری و به تو کار ندارند و به تو رحم میکنند. بچهام چه تقصیری دارد که باید چنین شرایطی را تحمل کند؟!»
او همچنین خواستار آن شد که قهرمانی طلاق او را از شوهرش بگیرد. قهرمانی در پاسخ گفت که این موضوع در حوزه اختیارات ما نیست.
زنی دیگر به جرم قتل شوهرش نیز در زندان به سر میبرد و بیان کرد که شوهرش او را کتک میزده و او از این وضعیت خسته شده و در نهایت او را با چاقو کشته است. اولیای دم (پدر و مادر شوهرش) رضایت نمیدهند.
پس از بازدید از اندرزگاه مردان و زنان، از کارگاههای مختلف مددجویان نیز دیدن کردیم. در این کارگاهها، مددجویان به کارهای فنی نظیر جوشکاری و لولهکشی تا ساخت آلات موسیقی مشغول بودند.
در گفتوگو با یکی از مددجویان، آنها گفتند که هرچه از تولیدات خود را به فروش برسانند، درآمد حاصل را به خودشان میدهند و میتوانند برای خانوادههایشان پول ارسال کنند.
یکی از مددجویان جوان که مشغول ساخت کشتی چوبی بود، اظهار داشت که به جرم حمل دو کیلوگرم مواد مخدر شیشه به اعدام محکوم شده و درخواست تجدیدنظر کرده و پروندهاش در حال حاضر در دیوان عالی کشور بررسی میشود. علیرغم محکومیت سنگیناش، او امیدوار بود و گفت: «توکل به خدا، ببینیم چه پیش میآید.»
پس از تقریباً دو ساعت بازدید از اندرزگاه مردان و کارگاههای زندانیان، بند نسوان و حتی نانوایی زندان، ما از زندان خارج شدیم.
هنگام خروج از زندان بندرعباس و در گرمای شدید هوا، به کودکان بیگناهی که در زندان بهسر میبردند، فکر کردم و این سوال در ذهنم شكل گرفت که آیا آنها قادر خواهند بود زمانی که از زندان خارج میشوند، این مکان را فراموش کنند؟!
