به گزارش خبرنگار ایلنا، شهاب شادابی، بازیگر سینما و تئاتر، پس از حدود بیست سال بار دیگر تصمیم گرفت به صحنه تئاتر بازگردد؛ بازگشتی که در ابتدا با همکاریهایی در کنار مسعود دلخواه و جمشید ملکپور همراه شد، اما در ادامه، تجربه حضور در پروژههای تصویری و مواجهه با فراز و فرودهای تولید، مسیر حرفهای او را تحت تأثیر قرار داد. حالا او در موقعیتی متفاوت قرار گرفته است؛ شادابی که سالها در مقام بازیگر فعالیت کرده، مدتی است برای اجرای نمایشی تازه تلاش میکند؛ اثری که ریشه در نمایشنامهای ایتالیایی از قرن هجدهم دارد، اما در جریان شکلگیری، به اقتباسی آزاد با دغدغههای امروز جامعه تبدیل شده است.
او در روایت این مسیر، از علاقهاش به همکاری با بازیگران کمترشناختهشده، دشواریهای تولید مستقل، تأثیر تجربه همکاری با شهاب حسینی بر نگاهش به بازیگری و نگرانیاش درباره فاصلهگرفتن استادان بزرگ از صحنه تئاتر میگوید. در ادامه مشروح گفتوگوی این بازیگر با خبرنگار ایلنا را میخوانید:
بازگشت به تئاتر پس از بیست سال؛ از مسعود دلخواه تا تجربهای خاطرهانگیز
شهاب شادابی در ابتدای این گفتوگو اظهار کرد: پس از حدود بیست سال تصمیم گرفتم دوباره حضور در تئاتر را تجربه کنم. پیشنهادهایی به من شد که با سلیقه و نگاه هنریام همخوانی نداشتند؛ بنابراین ترجیح دادم برای انتخاب کار عجله نکنم. در نهایت، فرصتی برای همکاری با دکتر مسعود دلخواه فراهم شد و تصمیم گرفتیم در قالب پروژهای کوچک، نمایشنامهخوانی را با حضور تعدادی از دانشجویان و علاقهمندان جوان تئاتر تجربه کنیم.
شادابی خاطرنشان کرد: برای من، این اتفاق بسیار زیبا و خاطرهانگیز بود. وقتی اشتیاق این جوانان را میدیدم و حتی با اشتباهاتشان مواجه میشدم، خاطرات دوران گذشته خودم زنده میشد. آن تجربه بار دیگر به من یادآوری کرد که تئاتر، علاوه بر صحنه و اجرا، به شور و اشتیاقی نیاز دارد که گاهی در مسیر حرفهایشدن و مواجهه با مناسبات مختلف، کمرنگ میشود.
وی افزود: یکی از ویژگیهای دکتر مسعود دلخواه، توجه همیشگی او به جوانان و فراهمکردن فرصت برای تجربهاندوزی آنان است. به نظرم این نگاه ارزشمند است؛ چراکه تئاتر برای ادامه حیات خود به نسل تازهای نیاز دارد که بتواند تجربه کند، اشتباه کند، یاد بگیرد و بهتدریج مسیر حرفهایاش را پیدا کند.
همکاری با جمشید ملکپور؛ مواجهه دوباره با تجربه و دانش
این بازیگر در ادامه از همکاری با جمشید ملکپور گفت و اظهار کرد: پس از آن مطلع شدم دکتر جمشید ملکپور، از استادان برجسته تئاتر، که مدتی به دلایل شخصی از فعالیت فاصله گرفته بود، قصد دارد نمایشی را روی صحنه ببرد. خودم را به ایشان رساندم و خوشبختانه توانستم نقش مناسبی در آن نمایش به دست بیاورم.
وی افزود: البته روند اجرای پروژه مطابق برنامهریزیهای اولیه پیش نرفت. بیش از یک ماه از زمانی که در ابتدا درباره آن صحبت شده بود، در گروه ماندم، اما به دلیل تعهدی که از چند ماه قبل برای همکاری در سریال «دومان» با آقای شهاب حسینی داشتم، ناچار شدم گروه را ترک کنم و به پروژه تصویری بپیوندم.
بازیگر فیلم سینمایی «فرشتگان قصاب» خاطرنشان کرد: با این حال، دکتر ملکپور ویدیویی از آن اجرای تئاتری ضبط کرده بود؛ ویدیویی که با وجود امکانات محدود، به اثری قابلتوجه تبدیل شد. این تجربه برای من اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد آنچه در یک اثر هنری تعیینکننده است، الزاماً امکانات گسترده و تجهیزات پرهزینه نیست؛ گاهی دانش، تجربه و نگاه خلاقانه یک هنرمند میتواند از محدودترین امکانات، نتیجهای ارزشمند خلق کند.
شادابی تأکید کرد: آنچه در کار دکتر ملکپور دیدم، حاصل سالها دانش و تجربه بود. او توانسته بود از یک روایت نمایشی و اجرای بازیگرانی که برخی از آنها تجربه حرفهای چندانی نداشتند، اثری بسازد که توجه محافل هنری را جلب کند. به اعتقاد من، چنین نتیجهای بدون شناخت عمیق از درام، بازیگری و زبان تصویر به دست نمیآید. امیدوارم این اثر فرصت نمایش در جشنوارهها و محافل معتبر هنری را پیدا کند؛ چراکه ظرفیتهای آن فراتر از یک تجربه ساده ضبط تئاتر است.
چرا جمشید ملکپور نباید از صحنه تئاتر ایران دور بماند؟
شادابی با اشاره به اهمیت حضور مستمر بزرگان هنر نمایش در عرصه تئاتر، گفت: هر بار که به تجربه همکاری با جمشید ملکپور فکر میکنم، در کنار رضایت از آن تجربه، اندوهی همراهم میشود؛ اندوه از اینکه چرا استادانی با این سطح از دانش، تجربه و توانایی باید تا این اندازه از صحنه تئاتر دور بمانند.
وی افزود: پس از درگذشت استاد حمید سمندریان، بارها درباره تعداد محدود اجراهای او و شرایطی که امکان فعالیت مستمر را از این هنرمند بزرگ گرفته بود، صحبت شد. آن زمان بسیاری از این وضعیت ابراز تأسف کردند، اما پرسش من این است که آیا قرار است این چرخه همچنان ادامه پیدا کند؟
این بازیگر در ادامه اظهار کرد: آیا در تئاتر ایران، با همه ظرفیتهای دانشگاهی و هنری موجود، میتوان بهسادگی از کنار جایگاه هنرمندی چون جمشید ملکپور گذشت؟ او از استادانی است که دانش نظری، پژوهش و تجربه کارگردانی را در کنار هم دارد. طبیعی است که حضور چنین چهرههایی میتواند به ارتقای کیفیت اجراها و تربیت نسلهای تازه کمک کند. نگرانی من این است که در غیاب چنین نگاههایی، میدان برای آثاری بازتر شود که از نظر من، از عمق و کیفیت هنری کافی برخوردار نیستند. تئاتر تنها به تولید و فروش بلیت خلاصه نمیشود؛ این هنر به اندیشه، پژوهش، شناخت تاریخ نمایش و درک عمیق از انسان نیاز دارد.
وی افزود: البته قصد ندارم با این حرفها، تمام آثار تولیدشده در سالهای اخیر را زیر سؤال ببرم یا درباره انگیزه تمام سرمایهگذاران و فعالان این حوزه قضاوت کنم. (و با این سخنانم بعضی از سرمایه گذارانی که از ناکجا اباد آمده اند را برنجانم تا با برچسبی من را هم هنوز نیامده خانه نشین کنند) حرف من روشن است: باید از ظرفیت استادان برجسته استفاده کرد و اجازه نداد مناسبات اقتصادی و سلیقههای زودگذر، جایگاه دانش و تجربه را در تئاتر کمرنگ کنند.
از «دومان» تا تجربهای که نگاهم به بازیگری را تغییر داد
شادابی در ادامه از حضور در سریال «دومان» گفت و اظهار کرد: به سریال «دومان» پیوستم؛ پروژهای که در کنار شهاب حسینی و تعدادی از بازیگران خوب در حال تولید بود. متأسفانه مشکلاتی که برای اسپانسر پروژه پیش آمد، روند کار را مختل کرد و در نهایت، سریال به شکل ناقص باقی ماند.
وی افزود: با وجود این، همکاری دوباره با شهاب حسینی برای من تجربهای ارزشمند بود. لحظهبهلحظه حضور در کنار او، فراتر از یک همکاری حرفهای، برایم فرصتی برای یادگیری فراهم کرد. از نظر من، معاشرت و کارکردن با هنرمندی که نگاه و منش حرفهایاش برایت ارزشمند است، میتواند تأثیری ماندگار بر مسیر کاریات بگذارد. شاید سریال به سرانجامی که انتظار میرفت نرسید و امکان پخش آن فراهم نشد، اما من از آن تجربه سود فکری و معنوی زیادی بردم. این چندمین بار بود که در کنار شهاب حسینی کار میکردم و هر بار، نکته تازهای برای آموختن وجود داشت.
وی افزود: پس از آن، ماههایی را پشت سر گذاشتم که گاهی پیشنهادی برای کار نداشتم و گاهی نیز فیلمنامههایی به دستم میرسید که نمیتوانستم با آنها ارتباط برقرار کنم. در این میان، تجربه حضور در یک سریال تلویزیونی برایم به درسی جدی تبدیل شد. در ابتدای پروژه، فیلمنامهای در اختیارم قرار گرفت، اما هنگام ضبط، مسیر داستان تغییر کرد و آنچه در عمل تولید میشد، با متنی که ابتدا خوانده بودم تفاوت داشت. این مجموعه در تعطیلات نوروز پخش شد و من که از همان ابتدا نسبت به مسیر کار نگرانی داشتم، پس از بازی در پنج قسمت تصمیم گرفتم از پروژه خارج شوم.
این بازیگر تأکید کرد: این تجربه به من یادآوری کرد که در انتخاب کار، نباید صرفاً به سابقه آشنایی یا دوستیهای گذشته تکیه کرد. آنچه اهمیت دارد، تعهد حرفهای، کیفیت متن و پایبندی به توافقهای اولیه است. پس از تجربه همکاری با هنرمندی مانند شهاب حسینی، حساسیت من نسبت به داستان، تکنیک و کیفیت بازیگری بیشتر شد. به این نتیجه رسیدم که نمیتوانم هر پیشنهادی را بپذیرم؛ حتی اگر این انتخاب به معنای دورماندن موقت از جریان تولید باشد.
از بازیگری تا کارگردانی؛ اقتباسی آزاد از یک نمایشنامه ایتالیایی
بازیگر فیلم سینمایی «توچال» در ادامه اظهار کرد: حدود یک سال است که روی نمایشنامهای فکر میکنم و کار میکنم که ریشه در اثری ایتالیایی نوشته کارلو گولدونی در سال ۱۷۵۳ دارد. در زمستان ۱۴۰۴، آرام و بدون هیاهو، روند انتخاب بازیگران را آغاز کردم.
شادابی تأکید کرد: از ابتدا دوست داشتم این پروژه فرصتی برای هنرمندانی باشد که هنوز شهرت گستردهای ندارند و مجال مناسبی برای دیدهشدن پیدا نکردهاند. به همین دلیل، به سراغ بازیگرانی رفتم که ممکن است نامشان برای مخاطب عمومی چندان آشنا نباشد، اما ظرفیت و انگیزه لازم برای حضور در یک تجربه جدی تئاتری را دارند. پس از چند ماه، گروه بازیگران شکل گرفت و کار به مرحلهای رسید که میتوانستیم با تمرکز بیشتری پیش برویم؛ اما جنگ، شرایط زندگی بسیاری از مردم را تحت تأثیر قرار داد و برنامههای ما نیز از این وضعیت جدا نماند.
این بازیگر در پایان خاطرنشان کرد: با این حال، تصمیم گرفتم از همین شرایط برای بازنگری در متن استفاده کنم. احساس کردم لازم است اثر را بهگونهای بازنویسی کنم که دغدغههای شخصی و نگاه امروز من در آن حضور داشته باشد. نتیجه این فرایند، اقتباسی آزاد از نمایشنامه گولدونی است؛ اثری که در عین برخورداری از ریشهای کلاسیک، قرار است با روزگار و شرایط امروز ما ارتباط برقرار کند.
/
